Wednesday, May 6, 2009

آقای جعفری،آقای فرهاد جعفری

والا مقام!


نوشته های مکرر این روزهای شما در حمایت از محمود احمدی نژاد کمی متعجبم کرده است.در وبلاگتان امکان تبدیل مونولوگ به دیالوگ موجود نبود،جسارت کردم اینجا جواب دادم.در نوشته هایتان «از رویداد خجسته سوم تیر»سخن گفته اید و همواره از آن دفاع کرده اید.آن را شوریدن «نظامیان-دانشگاهیان» بر روحانیون و روحانی زادگان دانسته اید و فرصتی برای دموکراسی


از یک منظر با شما موافقم که انتخابات در پیش رو انتخابی تاریخی است میان دو جریان مهم فکری:جناحی به رهبری محموداحمدی نژاد که شما دوست دارید آنها را نظامیان-دانشگاهیان بنامید و دسته ای با هدایت میرحسین موسوی که برچسب روحانی زادگان را مدام مثل لکه ننگ حواله پیشانی شان می کنید.من هم بر این باورم که دو قطبی اصلاح طلب-اصول گرا در این انتخابات دیگر کارایی ندارد.مساله انتخاب میان دو مشرب سیاسی است:اقتدارگرایی تمامیت طلب نظامیان که با پوپولیسم توام شده است و حرکت به سوی مدرنیته از عمق سنت که میرحسین موسوی نماد آن است.ما ملت این میان درگیر انتخابی سختیم و ما طبقه متوسط که پوچ بودن وعده های عوام فریبانه حضرات را در این چند سال با گوشت و پوست خود لمس کرده ایم در گیر انتخابی سخت تر چون می دانیم و به اندازه دانش خود مسوولیت داریم!


جناحی که من ترجیح می دهم اقتدار گرا بنامم و حضرتعالی نظامی-دانشگاهی می خوانیدشان در این چند ساله تا توانسته به ملت دروغ گفته؛از «مشکل مملکت مگر لباس جوانان است»شب انتخابات بگیر تا مافیای نفتی.همین جناح تا سر حدامکان بی کفایتی خود را در اداره کشور نشان داده:بالا بردن هزینه هسته ای شدن با هولوکاست و هولوکاست بازی،قطع مکرر گاز و برق در زمستان و تابستان،چند برابر شدن قیمت مسکن،نابود کردن منابع ارزشمند ارز ناشی از انفجار نفتی،تورم کمر شکن،فضای وحشتناک خفقان فرهنگی و...دوست بزرگوار من!بپذیرید که این ائتلاف نظامیان-دانشگاهی نمایان،پدر ملت را ظرف این چند سال در آورده و من نگرانم بیشتر از این هم بر سرمان بیاورد.جمهوری دروغ،جمهوری نیرنگ و جمهوری بی کفایتی شایسته ما مردم ایران نیست و حمایت از این چنین اختاپوس مهیبی شایسته من و شما!


فراموش نکنیم از دل سنت،فاشیسم بیرون نمی آید.فاشیسم حاصل وصال نامشروع قدرت غیر پاسخگو و توده های عامی فریب خورده است.خطر در میرحسین نیست که به تمسخر «مردی از عمق دهه شصت» می نامیدش،خطر واقعی در انحصار طلبی وحشتناک اقتدار گرایانی است که به جان معتقدند هر که با ما نیست بر ماست!خطر در این ملغمه شوم انحصار گرایی و بی کفایتی است،خطر در یک قدمی است آقای جعفری،کمی درنگ کنیم!

9 comments:

  1. اول بگیم اول بعد بریم بخونیم

    ReplyDelete
  2. باورم نمی شه فرهاد جعفری خودمون؟

    ReplyDelete
  3. من نفهمیدم این آقای جعفری می خواست از ضدروحانیت بودن احمدی نژاد به چه نتیجه ای برسه؟ آنچه که در سرنوشت یک مملکت تاثیرگذاره کفایت سردمدارانشه نه روحانی بودن یا نبودنشون. جالبه که این آقا شخصی بودن را امتیاز می دونه و کوچکترین توجهی به بی کفایتی این حضرات نمی کنه. باورم نمی شه که کسانی هنوز هم این طور فکر می کنند.

    ReplyDelete
  4. من فکر نکنم نوشته ی آقای جعفری از کج فهمی ایشون باشه، گمونم مشکل اینجاست که توبره ایشون به جایی بند شده، و ایشون باید در جهت خوش خدمتی این اراجیف رو ببافند...حالا که نوشته های امروز فرهاد جعفری رو می خونم حضور اون حاج آقای اطلاعاتی آخر کافه پیانو رو راحت تر درک می کنم...

    ReplyDelete
  5. ادریس یحییMay 6, 2009 at 4:45 AM

    روان و زیبا و دلنشین نوشتید قربان.

    ReplyDelete
  6. رضا قاری زادهMay 6, 2009 at 10:04 AM

    من که به کل با آقای جعفری مشکل دارم میگی نه برو سوابقم را از عرفان بپرس ، امیر

    ReplyDelete
  7. بنده حرف حاج آقا رضا رو دو قبضه تایید می کنم ارباب.. حاج رضا از اولشن با فرهاد جعفری مشکل داشتند.. اونقدر که اون روز که با هم رفته بودیم شهر کتاب حتی حاضر نشدند کافه پیانو رو تاچ کنند!

    ReplyDelete
  8. من هم که این کافه پیانو رو خوندم نه از کتاب خوشم اومد نه از شخصیت نویسنده ای که ادعا داره شخصیتش همونه که تو کتابه. در ضمن همیشه ما دیر فهمیدیم مگه نه؟ حالا هم دیره... ولی اگه دیرتر بشه دیگه...

    ReplyDelete
  9. من خودم وقتی می خواستم این کامنت رو پابلیش کنم دیدم لحن نوشته شبیه نوشته های برادر حسین بازجو شده، اما گفتم نباید جلوی آزادی بیان خودم رو بگیرم:-دی البته توضیحاتی که شما دادید il نمیتونه فرضیه من رو کاملا رد کنه!

    ReplyDelete