فريدون سه پسر داشت.ايرج که ايران را به او بخشيدوسلم و تور که روم و توران را بينشان قسمت کرد.سلم و تور به ايرج حسد ورزيدند که لايق تر و پاکنهاد ترينشان بود و او را در توطئه ای به قتل رساندند...
گويی در لوح تاريخ حک شده است/اين تلخ کامی دهشت ناک/که ايرج های سرزمين من /زود تر/پاک تر /تنها تر/به داس مرگ درو شوند/گويی مقدرمان چنين است/ايرج هايمان را خودمان با چنگالهای نفرت تکه تکه کنيم/و خودمان با خاک شفقت گورشان را پرکنيم/و خودمان بر خاک سردشان اشک تمساح بريزيم/نميدانم /نفرين کدامين عجوزه تاريخ/تقدير ما را رقم زده است /که ايرج هايمان را از ابتدا برای ذبح شدن پرورش ميدهيم/برای مراسم قربان/و هيچ خدای بی رحمی /گوسفندی برای جايگزينی/از آسمان شومش به زمين نميفرستد/گويی خداوند خدا/چشم بر معصوميت غمگين ايرج های سرزمين من بسته است//هميشه ايرج هايمان را دار زديم/ هميشه/هميشه/و اين سرنوشت شوم مردمانی است /که به گاه راندن ضحاک/فريدون وار ره نپوييدند !
پی نوشت :فريدون سه پسر داشت معروفی رو بخونين!نفس منو بند آورد.فقط آقای معروفی کاش يه جای کتابت از باکری،همت،بروجردی هم حرف ميزدی.همه بچه هايی که دست بوس خمينی بودند مثل اسد تو از آب در نيومدن.کينه لايق هيچ کس نيست.تنها اشاره تو به بچه های بسيجی جنگ اونجايی که دارن به يه دختر مجاهد تجاوز ميکنن!اين منصفانه نيست استاد.تو لااقل ايرج کشی نکن!