١-آق بهمن می فرماید در لندن برف آمده و تقریبن کل سیستم حمل و نقل شهر غیر فعال است.شهردار لندن هم در نقش ماری آنتوانت ظاهر شده و می فرماید اگر اتوبوس نیست با دوچرخه بروید سر کار...یادم آمد هر بار که سال های قبل برف می آمد و می ماندم در خیابان چقدر بد و بیراه نصیب خودم و مسوولین عزیز می فرمودم و هی یک صدای غرغرویی در گوشه دلم می گفت ببین ببین اگر الان در ممالک راقیه بودی خود شهردار می آمد و برف پارو می کرد...الان خیالم راحت شد که انگار همچنان هر جا که بروی آسمان همین رنگ است
٢-مدیریت عامل از ترکیه آمدند و شکلات آوردند و بی خیال رژیم شدیم و شکلات خوردیم در ابعاد وسیع و خیلی خوشمزه بود و جای همه تان خالی
٣-حال ملوکانه مان بهتر است.ابر های متراکم ذهن جای خودشان را به ابرهای نازک رقیقی داده اند که می شود شعاع آفتاب را از پشتشان دید.مثل همین روسری های رایج خط ونک به بالا که از پشتشان خیلی چیز ها می شود دید
پی نوشت :ماری انتوانت ملکه اتریشی الاصل فرانسه در زمان انقلاب کبیر بود که وقتی با شورش مردم روبرو شد از درباریان پرسید اینها چرا بلوا می کنند؟عرض شد نان ندارند و گرسنه اند فرمودند خوب اگر نان ندارند کیک بخورند