Tuesday, April 12, 2005

گفتگو در سايه سار خر سانچو

من: سانچو!به نظرت خدا چرا من رو خلق کرد؟


سانچو: ارباب به نظرم يه ذره گل اضافه اورده بود.


من: سانچو من قصد ندارم تبديل به اسب مسابقه بشم ميفهمی؟


سانچو: ارباب داری شبيه خر من ميشی به اونم هر وقت ميگفتم «هين!تند تر برو»ميگفت«هش!مگه مسابقست؟»


من:سانچو به نظرت من با اين کوه لباس بی ناموسی نشسته تو حمام چه بکنم؟


سانچو: ارباب دو تا راه حل داری يا زن بگير يا ماشين لباس شويی بخر


من: سانچو به نظرت من به دوستان ديار بلاگستان بگم بعد از پنج سال و هشت ماه زندگی مشترک و نيمه مشترک مطلقه شدم؟


سانچو: نه ارباب نذار کسی بفهمه طلاق مال شدی.اين وبلاگستان محيطش خوب نيست.اگه بفهمن يه پسر مجرد پيدا شده ،تنها چيزی که ازت سالم باقی ميمونه کش شورتته!!!!!!!!!!!!!!


من: سانچو !به نظرتاينکه من يه جاهايی از بدنم اخيرا خيلی برجسته شده و زده بيرون به طلاق ربط داره؟


سانچو:ارباب دارم برای امنيتت جدا نگران ميشم.لااقل توضيح بده که اين برجستگی های کوفتی در قسمت فوقانيت-مثلا حوالی گلو-واقع شده نه قسمت تحتانی


من:............


سانچو:......


من............


سانچ............


م................


سا..................


و اين رشته سر دراز دارد.حالا کدوم رشته واگذار ميشه به عقل و درايت و عفت کلام خوانندگان محترم.


باقی بقای همتون!

41 comments:

  1. عجب ديالوگی. ..منم مطلقه ام خودتو زياد ناراحت نکن:))

    ReplyDelete
  2. تيکه ميندازی؟ هوم؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    ReplyDelete
  3. صورتک خیالیApril 12, 2005 at 6:46 PM

    :) آقا فعلا فقط بسی ممنونيم:*

    ReplyDelete
  4. آقا ... مواظب خودت باش . به جوونی خودت رحم کن . به ما رحم کن که هنوز يه ميليارد آرزوی براورده نشده داريم . آخه اين چه طرز وبلاگ نويسيه ؟ جلوی دهن اين سانچو رو بگير . امروز فرداست که جماعت فمينيست مثل قوم ياجوج و ماجوج حمله کنه اينجا و بگه : به به ، اين آقا معتقده که زن فقط به درد شستن لباسهای بی ناموسی ميخوره . و به همين جرم تو و سانچو و کليه مذکرهائی که بهت لينک دادن رو به اشد مجازات فمينيستی ، اعدام با اعمال شاقه برسونن . ميدونی اعدام با اعمال شاقه يعنی چی ؟ آدم رو از قسمت فوقانی اندام تحتانی به صليب ميکشن و ماتحتش رو پر از تره و جعفری و مغز گردو و خلال پسته و بادوم ميکنن و ميدن سگ بخوره . زود استغفار کن .

    ReplyDelete
  5. سلام ...من هم برای دوستان جديدم احترام زيادی قائلم دوست عزيز.موفق باشيد.

    ReplyDelete
  6. سينا جان!دانشمند!اي کيو!قرار نيست سرکارخانم ببا دست ظريفشون لباسای زير بی ناموسی بنده رو بشورن.من بميرم و اين روزو نبينم.بابا ايشون ديگه تو جهازشون يه لباسشويی که ورميداره بياره!!!!!!!!!!!!!!

    ReplyDelete
  7. موندم چی بگم؟

    ReplyDelete
  8. ببين امير . نداشتيم . حالا هی اين پدر معنوی ارشادت کنه . تو نگير . ببين بچه . اين حاجی يه چيز می دونه که ميگه . لابد يه بار معدوم با اعمال شاقه شده ديگه ! دهه ! اخه من چقدر اين جوونای بی ای کيو رو ارشاد کنم و ارشاد نشن . جون من . عزيز من . بشو . ارشاد رو ميگم !!!!!

    ReplyDelete
  9. ولی ايول . خوشم اومد تو مطلق شدی و باز راه به راه طنز خونت می زنه بالا . ببين تو اين ۵ سال و اندی چی بودی !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

    ReplyDelete
  10. راستی . برو کار کن . پول حسابی در بيار . يه کمد لباس بی ناموسی بخر . هرکدوم کثيف بود بنداز دور . چرا انقدر از مغز معيوب سانچو کار می کشی ؟!!!!!

    ReplyDelete
  11. راستی ، طبق امار اناهيتا ۱ به ۲۲ ... يعنی اگه نرمال بخوای حساب کنی شايد حرف سانچو درست باشه اما عزيز من هر پسر مجردی که پسر مجرد حساب نميشه . تو اصلا نگران خودت نباش . کليه منسوجاتت مال خودت !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! D;

    ReplyDelete
  12. راستی ... سلام !!!

    ReplyDelete
  13. عید تو هم مبارک...سال خوبی داشته باشی اما ..فکر کنم خدا در مورد من هم گل اضافه اورده بود....با توجه به مطلقه بودن الن ديگه موندن من در اين مکان به صلاح نيست...!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

    ReplyDelete
  14. امیر زون زونی خیلی باحال بودی. من از این پست نتیجه می گیرم که سانچو هم برای خودش اندیشمندی ست زیرا که من در خلقت تو بسیار اندیشیده بودم اما به راز آن نه پی برده بودم. دیگر آنکه انقدر نه تلاش برای خودت تبلیغ کنی آخرش یه کاری می کنی همه جای معین به تو رای بدهند. بعدش هم اینکه من از همین تریبون اعلام می کنم آقایان و خانمها حضرت امیر خان در ترجمه آن شعر بسیار بسیار بسیار بسیاربسیار بسیار بسیار( بسه؟!!! ) کمک کرد مرسی امیر جان. خانم آقای ماهاندرا یوشی گامی در کتاب خاطراتش با نام زندگی با یک عابد و دیگر هیچ می گوید:
    if u let a man help u, every morning instead of good morning, instead of hello, instead of goodbye, instead of call u on phone, instead of would u like to dink a cup of tea, instead of every thing tell him tank u, may be he believes it.
    ترجمه اش می شود: اگر روزی گذاشتی یک مرد کمکت کند هر روز صبح به جای صبح بخیر به جای سلام به جای خدا نگهدار به جای تلفن با شما کار دارد به جای چای میل دارید به جای ... همه چیز به او بگو متشکرم شاید باورش شود.

    ReplyDelete
  15. يه ذره زياد نظر دادم نه؟!!!!!!!!!!!!!!!!۱

    ReplyDelete
  16. سلام. والا چی بگم... مامانم گفته يک کم از اينهای کلام داشته باشم... عفت کلام.

    ReplyDelete
  17. برای اينکه مطمئن بشيد من هم بچه حرف گوش کنی ام ميتونيد به پست جديدم نگاه کنيد.

    ReplyDelete
  18. بعد از او رفيق کرتيم به مولا . شما هميشه لطف داری.

    ReplyDelete
  19. در ضمن ببين با اينکه به سانچو چون نوکر شماست ارادت داريم اما بهش بگو پياده شو با هم بريم. اگه بفهمن يه پسر مجرد پيدا شده ،تنها چيزی که ازت سالم باقی ميمونه... يعنی چی؟ درسته ماها عقلمون نصفه. اما همون نصفه هم بسه تا بفهميم مرد جماعت  بدش برای زير ديگ خوبش هم برای روی ديگ.

    ReplyDelete
  20. آقا ما که متاهل و مجردمون فرقي نداره. در هر صورت لباسهاي بي نامو سيمون رو خودمون بايد بشوريم. پيشنهاد من اينه که اصلاْ لباس بی ناموسی نپوشيم و از لباسهای مذهبی و با ناموسی استفاده کنيم. مانند ... ( سياسی نشه بهتره وگر نه می گفتم چفيه )

    ReplyDelete
  21. نه امير جون به هيشکی نگو... باشه؟

    ReplyDelete
  22. ]آأ إV ئV «ئ]Vّ ي إآ «ژّ ي

    ReplyDelete
  23. tejarat InternetyApril 14, 2005 at 3:10 AM

    سلام . هم تو تينجا هم تو پی ام . يواش يواش داره موضوع دستم مياد

    ReplyDelete
  24. به حرف سينا گوش کن .. صلاحتو ميگه .. ولی من هنوزم نفهميدم اين سانچو کيه .. الانت خوبه يا پنج سال پيشت؟ آلن تو راست ميگی؟

    ReplyDelete
  25. سلام،امير عزيز در کامنتی که در وبلاگ پری گذاشته بودی. من متوجه منظورت از "مشت محکمی به روال رايج اين سالها زد " را متوجه نشدم، ممنونم اگر توضيح بدي

    ReplyDelete
  26. با حرفت کاملا موافقم...اما می دونی من تغيير منطورم نبود

    ReplyDelete
  27. صورتک خیالیApril 15, 2005 at 11:38 AM

    شوماها دو روزمتاهل بودين پر رو شدين! من يه عمره مجردم ُهيچی هم نشده!والله...پس نتيجهميگيريمظرفيتمتاهلبودنرانداشتهيايد!

    ReplyDelete
  28. سر بزن ديگه .. با سانچوت بيا سر بزن .. باشه؟

    ReplyDelete
  29. سلام امير عزيز، مرسی از توضيحت، نه من ناراحت نشده بودم، چون متوجه منظورتون نشدم، پرسيدم.

    ReplyDelete
  30. اقا جان لباسهای بی ناموسی را تو لباسشویی نمیاندازند.حالا چه زن بگیری چه ماشین لباسشویی بخری.

    ReplyDelete
  31. ممنون که با سانچو اومدی پیش من . شرمنده که نبودم .. با حرف تو و سینا موافقم ولی من تا حد ی از وضع همین پسر خبر دارم و میدونم سرش شلوغه .. ناراحتی من از اینه که چطوری یه روزه یه آدم عوض میشه و همه حرفاشو فراموش میکنه و بعدش میگه اشتباه کردم .. این یعنی چی ؟

    ReplyDelete
  32. هايی ... يعنی سلام ... خوبی ... کم پيدايی ؟ من احوال نميگيرم نميگی اين رفيق من چی شد ؟ مرد ؟ زندست ؟ خيلی بی معرفتی... البته از اولش بودی. چه خبرا؟ دفعه پيش ميخواستم برات کامنت بزارم ( تو شرکت بودم ) يکدفعه ديدم مانيتورم داره سياه ميشه و وسطش يک سبيل کلفت نمايان شده ! نگاه کردم مگه ابری به شکل سبيل ببينم يکدفعه رئيسم رو ديدم داره وبلاگ تو رو در وصف قيمه و.... ايسم ميخونه ... منم دست و پامو گم کردم و سريع کامپيوتر رو ريست کردم ! فرداش ديدم نشسته هی با سيستم من ور ميره ولی خبر نداشت که من هيستوريش رو خالی کردم !
    خوش باشی بی معرفت ... ما که به ياد تو هستيم !

    ReplyDelete
  33. رضا شب بینApril 16, 2005 at 3:04 PM

    ببخشيد فونت های آخر مطلبتون قابل خوندن نبود:-) به صورت نقطه ديده میشه اگر ممکنه اصلاحش کنید:-)

    ReplyDelete
  34. ببين اميروو اپ کردم اينم ادرس واسه اينکه نق نزنی. بعدشم جدی اگه با النوو ابت توی يک جوب ميره تشريف بياريد.

    ReplyDelete
  35. يعنی ممکنه بعضی از آدما به خاطر گل اضافی خلق شده باشن؟..

    ReplyDelete
  36. tejarat InternetyApril 16, 2005 at 5:43 PM

    سلام . ای تف به گور بعضی برآمدگيهای نا بجا که هر چی دردسر از ايناست . اين یه تیکه رو خوب اومدم ؟

    ReplyDelete
  37. اينجا بر تخته سنگ پشت سرم نارنجزار
    رو در رو دريا مرا می خواند...
    تو بايد برگردی به زندگی. با همه ی تلخيش. می دونم از پسش بر ميای.

    ReplyDelete
  38. سلام ..... گوشه ای از عقاید من ..... طنز زيبايی بود لذت بردم

    ReplyDelete
  39. ســـــــــــــــــلام

    ReplyDelete
  40. کمی تحرک در انديشه ...سخت است؟؟؟؟

    ReplyDelete