Wednesday, April 27, 2005

حيرانی

سلام! سرگشتگی بهترين تعريف اين روزامه! دارم همه سعيم رو ميکنم واندم.به قول حامد شب يلدا«بقرصی ميقرصيا،وا بدی واميديا»خودم ميدونم که اگه يه قدم عقب برم بايد يا همه اون چيزايی که به اسم هويت برای خودم تعريف کردم شايد برای ابد خداحافظی کنم ولی سخته ! مدارم دارم نوسان ميکنم بين بوی شيرين يه روسری مشکی روی چشمام تا نور چشمم رو اذيت نکنه با شئامت تلخ يه شماره تکراری که هنوز از زير آوارش بيرون نيامدم.بين «اين حال من بی توست» با « خيال نکن نباشي» بين خود اگاه خسته و خوابهای کابوس وار شبانه.بين تلاش مفرط برای نگاه نکردن به يک صندلی تا طرد اگاهانه همه خاطرات عزيز ارديبهشت-راستی يه زمانی ارديبهشت چقدر پر بود مادر،نعيم،شکيلا،بيتا و ...سارا -حالا باز شکر که سايه مادر همچنان هست تا خستگيهات رو با مهر بی پايانش بروبه!


ترسم که اشک بر غم ما پرده در شود/وين راز سر به مهر به عالم سمر شود


دلم مستی ميخواد ،گريه ميخواد،رهايی ميخواد و سکوت!


پی نوشت ۱:دارم يه چيزی رو جمع و جور ميکنم با تيتر فمنيسم ايرانی.احتمالا پست بعدی خواهد بود


پی نوشت ۲:از همه اين مشکلات ،من ياد گرفتم که خودم رو دوست داشته باشم،از چيزی که هستم خجالت نکشم و از ابراز خودم نترسم.لطفا شماتت نکن!

45 comments:

  1. من هم برای تو دقيقا به خاطر همين خصوصيتت و ساير خصوصيات ديگر هم مثبت و هم منفی ارزش بسياری قائلم.

    ReplyDelete
  2. حال حيرانيت هم به  ميشود فقط اندکی صبر

    ReplyDelete
  3. امير چی بگم.که وضع من بدتر نباشه بهتر از تو نيست

    ReplyDelete
  4. صورتک خیالیApril 27, 2005 at 10:11 AM

    ...رفيق ...من بشدت کی ميگه تو نباشی رو تاکيد ميکنم در هر شرايطی! يادش بخير ُ تو صحب حکام ۹ ماه تمام اين آهنگ بلاگم بود تقريبا همه ديگه صاف شده بودن...هی پسر حالم از توصيه بهم ميخوره که هر جور بگيرش باز سخته! ولی خوب!

    ReplyDelete
  5. گفتی مستی...مستی را عشق است.

    ReplyDelete
  6. آره ميفهمم...جاش ميسوزه يه کم...اما کم کم خوب بايد بشه...غم مخور

    ReplyDelete
  7. ياد من باشد تنها هستم ...

    ReplyDelete
  8. ببين امير ... فقط يکی رو پيدا کن که اين سرگشتگی رو تجربه نکرده باشه ... اگه خودت نمی دونی که خيلی زود می گذره بذار من بهت بگم که می گذره .... خيلی خيلی زود ...

    ReplyDelete
  9. راستی شما نگفتی ميل من رو دريافت کردی يا نه ... بهرحال اين کامنت اخر هم واسه عرض ارادت چون به وضوح می بينم که سر پست بعدی ات دعوامون ميشه ... زّت زیاد !!!

    ReplyDelete
  10. سلام رفیق...در مورد پی نوشت ۲ تبریک بهت می گم...فقط خودت....مخلصتم هوارتا..

    ReplyDelete
  11. "سلام! سرگشتگی بهترين تعريف اين روزامه!" سلام، مثل من، اما با اين فرق که تو هنوز حيرونی، اما من فاتحه

    ReplyDelete
  12. سلام، اما من قبلا اومده بودم اينجا، شما هم اومده بودين تو وبلاگ من،از رو کامنتی که تو وبلاگ چری گذاشته بوديم، و نوشته بودين، "اگر گه مهر مشت محکمی به روال جاری اين سالها زد" حالات يادتون اومد.

    ReplyDelete
  13. ببخشيد چری= پری

    ReplyDelete
  14. سلام...خوش حالم که خودتون دوست داريد چون اونموقع ميفهميد که توانايی هاتون برای حل مشکلات بسيار بالاست....

    ReplyDelete
  15. صورتک خیالیApril 27, 2005 at 8:51 PM

    کی ميگه امير تو نباشی کار من تمومه!

    ReplyDelete
  16. صورتک خیالیApril 27, 2005 at 8:53 PM

    هی من يعنی هنوز خيلی بچه ام؟! من حالم از خودم بهم ميخوره که:(

    ReplyDelete
  17. شراب بايد خورد و در جوانی يک سايه راه بايد رفت,همين.

    ReplyDelete
  18. اون روسری مشکی با بوی شيرينش ديگه روی هيچ چشمی رو نمی پوشونه .... و تنها ترين اردیبهشت تمام اين سالها هم می گذره ....

    ReplyDelete
  19. باز هم هيچ...

    ReplyDelete
  20. با رهايی و سکوت موافقم....

    ReplyDelete
  21. سلام! بله ميگذره.اين ارديبهشتم مثل ديماه ،مثل فروردين مثل تمام اين روزای خاکستری ميگذره.نميخواستم ناراحتت کنم. ولی خوندن اينجا رو خودت انتخاب کردی.از ته دل برات ارزوی خير ميکنم.با تمام وجود خوشيت رو ميخوام و از صميم قلبم ارزو ميکنم بازم بوی شيرين روسريت رو با کسی که لايقش باشه شريک شی.دلت خوش!

    ReplyDelete
  22. دقيقا .. بهترين نتيجه گيری همينه که آدم خودشو دوست داشته باشه عاليه !

    ReplyDelete
  23. غصه نخور کرگدن... تو هم يه روز می پری:) ... اين سرگشتگی ها ميان و می رن... چيزی که می مونه خاطرات و تجربه ست

    ReplyDelete
  24. انگار بايد بيشتر بيام اينجا... زياد می نويسی

    ReplyDelete
  25. کاشکی قبل کامنت دادنت اون داستان رو ميخوندی که گاهنامه کارنامه رو بخاطرش بستن/ يکی رو ميشناختم به داستايوفسکی ميگفت : داستا ويسکی :) نه از روی طنز ت حالا نشنيده بود اسمشو

    ReplyDelete
  26. چی بگم !!! منتظر پست بعديت هستم آخه من يه زمانی عضو انجمن فمنيست ها بودم ( الان هم عصو انجمن متنفر ها هستم ) .. يه زمانی ارديبهشت رو خيلی دوست داشتم ولی الان همشون برام يکی هستن .. از فروردين تا اسفند .. زندگی من که حسابی تکراری شده .. از روزمرگی دلم ميگيره .. مادر. پدر !!!! کاش ميتونستم خودمو بيشتر دوست داشته باشم ..

    ReplyDelete
  27. خوبه که خودتون رو دوست دارين

    ReplyDelete
  28. نگاه راس می گه. حتی اگه من حرفش  درست نباشه. ولی قبولش دارم. هزار تا. در ضمن به نظر منم بحت يعنی وقت تلف کردن. من به عنوان کسی که زمانی سرم واسه بحث درد می کرد . باور می کنم بحث عين مسکن بعد از مدتی اثرشو از دست می ده .يازو همون می شه که قبلا بود

    ReplyDelete
  29. در ضمن تو  مستی و گريه می خواستی و من امشب هم مستم هم گريه کردم. :(

    ReplyDelete
  30. هی جدی اسم منو سينا رو واسه اريبهشت وارد کن. کم آدم هايی نيستيم ها:))بخند رفيق که زندگی پست ار اونيه که حتی فکرشو می کنيم

    ReplyDelete
  31. سلام دوست من.اولين باره ميام پيشت.سرگشتگی جزئی از زندگيه ما آدمهاست.به منم سر بزن

    ReplyDelete
  32. سلام امير اقا :) ... چطورين؟نبينم حيران و سرگردان باشی... ببین  من حاضرم برای شمام باله برقصم .البته به يه شرط!! ( گوشتو بيار جلو که کسی نشنوه! : يه پست برای من و به خاطر وجود من و اشناييمون بنويس! هر چی زودتر! ) ...به کسی نگيا.....از همين لحظه تا فردا صبح برات ميرقصم امير جان.....راستی خوشحالم که مامانت هستن :)

    ReplyDelete
  33. هی!!! الان انلاينينا!! اگه ای دی تونو ميدونستم يه چتکی(چت کوتاه!) باهاتون ميکردم :))

    ReplyDelete
  34. سلام ... پست من قديمی بود (: واسه همين الان با اين جديت همه رو نصيحت می کنم . تجربه های قديمی به درد می خورند !!! (: راستی من ادرسی ازت نداشتم به ادرس اورکاتت ميل زدم . . . بعد هم بحث اصلا نمک زندگی نيست . من از بحث بيزارم . بحث بيهوده ترين کار ممکنه ... فقط وقتی مجبور بشم و وقتی بدونم بحثم فايده ای داره بحث می کنم . می دونی ؟؟؟ (: زّت زياد !!!

    ReplyDelete
  35. سلام دوست عزيز! من تمام مطالبت رو تاييد ميکنم .. و از همينجا بهت اعلام وفاداری ميکنم و از تمامی مخالفانت دست می شويم!

    ReplyDelete
  36. پی نوشت ۲ رو اگه کسی بهش برسه و ايمان داشته باشه ممکنه خيلی از مشکلات رو پشت سر بگذاره همراه با يه نمه پشتکار و سعی ..... به باور داشتن خويش می رسه !

    ReplyDelete
  37. الن ؟ يعنی چی حتی اگه حرفش درست نباشه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ (: اولا که حرف من هميشه درسته . می دونی که . (: بعد هم ... بماند داداش . خوبی و درستی از خودته . ما مخلصيم نافرم ..................... احوال داش امير ؟

    ReplyDelete
  38. راستی الن ... خوبه که فکر می کنی مثل مسکن اثرش رو از دست ميده . من که فکر نمی کنم در نژاد ايرانی بحث هيچ اثری داشته باشه . البته اثر منفی داره . چون ما بحث می کنيم که نظر خودمون رو به کرسی بنشونيم ( طبعا خودم رو هم جزو نژاد ايرانی جمع بستم ) نمی دونم . شايد هم اين خصلت بشريه . من تو جمعهای غير ايرانی نبودم که بگم ...

    ReplyDelete
  39. جا نزنی که تا آخرش باهاتم !

    ReplyDelete
  40. عجب حديث خوبی بود...اثر بخش...ميتونيد اثرشو ببينيد؟

    ReplyDelete
  41. بابک ( وبلاگ اوشو )April 29, 2005 at 10:06 AM

    خوشحالم که اينجام ... و ممنونم که اومدی ... بازم بهت سر ميزنم ..تو هم به ما سری بزن ... در ضمن پست قبليت خيلی جالب بود .

    ReplyDelete
  42. واقعاْ حيرانی و سرگشتگی پيداست از نوشته هات!!!

    ReplyDelete
  43. به جون تو نباشه به جون هرچی موجود عمقی نگره! ( صدر همشون مهسا! ) خاک پات سرمه چشامه ! ای سرو قامت! ای امير سپاه! ای مومن ال رسول .. ای چشم و چراغ فردا ... دمی بيا و تا صبح جامی از اين ابسولوت نارنگی نوش فرما!

    ReplyDelete
  44. پست بالات چقدر جدی شدی!! بهت نمياد:))

    ReplyDelete
  45. اقا ما مخلصيم! شما امر کن .. تازه امر هم نکن يه گوشه چشمی بيا دربست صندلی عقب سمت شاگرد تا خود محمود اباد! بی حرف ميبرمت ... به قول عربا سمعا و طاعتا!

    ReplyDelete