Monday, May 9, 2005

از همه جا و هيچ جا

سلام.الپر، علی تمدن و بعضی وبلاگهای ديگه تلاشی رو شروع کردند برای ازادی مجتبی سميعی نژاد که تا چند وقت پيش مثل ما پشت يه کامپيوتر قراضه مينشست و دلتنگی هاش رو ترانه ميکرد و به دنيا ما هديه ميداد اما حالا زندانی تفکرات جامد يک مشت متحجره که نميخوان باور کنن غير خودشون بقيه هم حق فکر دارن.يه درخواست ازادی هست که اگر امضاش کنيد شايد فرجی بشه.


۱-امير رضا آهويی از اون دست دوستانيه که بودنش رو مديون وبلاگم هستم.امروز بقدری از خوندن اخرين شعرش تحت تاثير قرار گرفتم که حتی نتونستم صبر کنم ازش اجازه بگيرم و بعد شعرشو براتون بنويسم.


افسوس نخور


افسوس نخور


حضور تو مرا منفجر كرد


تو آمدي


تو گذشتي


و تالاپ تالاپ قلب من ضربان گرفت


تو گذشتي


و شرق شرق اتاق من روشن شد


من شعر گفتم


و پيرمرد خنديد


يادت مي آيد،چهار راه قنات را يادت مي آيد؟


پيرمرد خنديد


و سينه ي من مزرعه اي شد با گل هاي آتش فشان


 


تو آمدي


تو گذشتي


و من يادم آمد دوست ات دارم.


پی نوشت :مجيد جان! به جرات ميتونم بگم تو تمام برهه های بد زندگيم کنارم بودی ساکت،صبور و همراه! تولدت مبارک.چشم انتظار شادمانه هايتم

28 comments:

  1. عجب شعری ! تولدش مبارک!

    ReplyDelete
  2. سلام شعرت خيلی نازه منتظرتم

    ReplyDelete
  3. مبارک ِ ...

    ReplyDelete
  4. این حداقل کاریست که از دست همگی بر میآید .

    ReplyDelete
  5. شاید فردا نوبت من یا تو باشد.

    ReplyDelete
  6. تولدش هم مبارک.

    ReplyDelete
  7. مبارک باشه

    ReplyDelete
  8. tejarat InternetyMay 9, 2005 at 8:41 AM

    سلام . به اميد خدا ازاد ميشه

    ReplyDelete
  9. ايشالا آزاد ميشه...اين شعرم حالی کرديم به خدا ...تولدشم مبارک

    ReplyDelete
  10. شعر قشنگی بود .. من که خواننده وبلاگت ميشم .. موفق باشی

    ReplyDelete
  11. صورتک خیالیMay 9, 2005 at 11:21 AM

    تولدت مبارک :* اولا!

    ReplyDelete
  12. صورتک خیالیMay 9, 2005 at 11:23 AM

    اممم در مورد مجتبی امظا ء کردم و کردم باز هم ميکنم ولی ...هيچ بگذريم...پوست پاينت رو الان ديدم هستم اين کار رو يعنی قلم تو به درد اين کار ميخوره رفيق:)

    ReplyDelete
  13. خيلی شعر قشنگی بود...حيف همچين آدمای با ذوقی که يکی يکی بايد منتظر گم و گور شدنشون باشيم!!!

    ReplyDelete
  14. از طريق فاهوس با شما آشنا شدم .... زحمت ميکشيد خسته نباشيد.

    ReplyDelete
  15. سلام........به اميد آزادی ......شعر بسيار زيبايی است.........

    ReplyDelete
  16. کسی که هويتش گم شدهMay 9, 2005 at 1:07 PM

    منم تعطيل//همه چيز تعطيل//ديگه نميتونم بنويسم.

    ReplyDelete
  17. من قايم نشدم!!! من فقط از تنهايی حوصلم سر رفته و خودم و شروع کردم به تلپ کردن منزل اين اشنا و اون اشنا!!!!!!‌:)) .... اونجا ها که نميشه ادم بگه ميخوام کانکت شم به دنيای مجازی ادما که!!!! .....  اندکی صبر سحر نزديک است..( ای ول سوغاتی:))

    ReplyDelete
  18. بابک ( وبلاگ اوشو )May 9, 2005 at 2:21 PM

    امير جان ممنونم از لطفت ....درخواست آزادی رو هم با جون و دل امضا کرديم .... اميدوارم که به قول تو فرجی بشه اما ..... هی ....

    ReplyDelete
  19. ٌٌٌصورتک خيالیMay 10, 2005 at 6:32 AM

    سلام جذاب....آقا قاقاليلي؟!

    ReplyDelete
  20. اولاْ تولدش مبارک... دوماْ اميدوارم زندانيهای بی گناه همشون آزاد شن...

    ReplyDelete
  21. شعرش قشنگ بود:) خوشمان آمد!

    ReplyDelete
  22. تو گذشتي

    و من يادم آمد دوست ات دارم.

    خيلی اين شعر قشنگه

    ReplyDelete
  23. سلام امير .. خوبی؟؟ پست قبليت نه!‌ قبليشو دوس داشتم .. خوب گفتی مثه هميشه .. ميگم که چطوره يه وبلاگ بزنی پستا و افکار و عقايد منو توش به نقد بکشی!! روش فک کن ;) هم تاريخی ميشه .. هم معنوی هم عرفانی هم عشقانی!!!

    ReplyDelete
  24. امضاء شد ... تولدش هم مبارک ... تو گذشتی ...

    ReplyDelete
  25. دختر ارديبهشتیMay 10, 2005 at 2:27 PM

    ازبس تو اينتر نت نبودم از هيچی خبر ندارم......سلام

    ReplyDelete
  26. اون تيکه تالاپ تالاپ را دوست تر داشتم

    ReplyDelete
  27. سلام .....  زنگ اول انتخابات .......

    ReplyDelete
  28. آره امبر رو حرف عليرضا فکر کن .. چون واقعا تاريخی ميشه ولی از جهت ديگه !!!! حالت خوبه؟

    ReplyDelete