Thursday, May 19, 2005

بی عنوان از دل

احساس گم شده؟احساس دزديده شده؟احساس متناقض؟سکوت؟فرياد؟بغض؟ لبخند؟تبريک؟ تسليت؟ نفرت؟ بخشايش؟ صبر؟ ...کدومشه ها؟ ...اخرين کولی سايه فروشی که عاشقانه تقديم شد يا دوربين ديجيتال کوفتی که نحس ترين شی تمام زندگيمه؟


بگذريم...بگذريم!!!...بگذريم؟؟؟...تولدت مبارک.امروز صبح وقتی بی عزاداری بيدار شدم ، بی کابوس ،بی حسرت فهميدم اين پيچ هم به سلامت گذشت.هديه ای برات ندارم جز ارزوی دل خوش،تن سالم ،روزگار به کام.پس دلت خوش تنت سالم  ايامت به کام.تولدت هم مبارک....فقط ...چقدر زود دير ميشود گاهی


هزار ساله خواهم شد...اندوهم در سکوت منحنی ها معلق...خيالت در اوتار زمان محصور...و حسرتی پا بر جا...شايد تا فردا...شايد تا هرگز


پی نوشت ۱: مجتبی سميعی نژاد-وبلاگ نويس زندانی-دست به اعتصاب غذا زده،ميدونم کاری از دستم بر نمياد ولی گفتم بدونيد که اين نامردمان با جان انسان چه ميکنند


پی نوشت ۲: امروز سالگرد تولد دکتر محمد مصدقه.مصدق منو ياد کودکيم ميندازه و يه اتاق بزرگ تاريکه نمور که تمام ديوارش کتاب بودو کتاب بودو کتاب بود.خانه پدر بزرگ،صدای قل قل قليون،بعد از ظهر های رخوت انگيز،تصوير دکتر مصدق که به درو ديوار بود و کتاب و کتاب و کتاب...روحت شاد پدربزرگ،روحت شاد

55 comments:

  1. تولد حيات  ومرگ ...بازی روزگار...دکتر مصدق...انتخابات...وای چقدر ذهنم مقشوشه....

    ReplyDelete
  2. سرت سلامت اين روزها که همش رسانه ها دارن انتخابات رياست جمهوری رو جار می‌زنه بد نيست يه گوشه چشمی هم به اين مرد بزرگ داشته باشه به مصدق...

    ReplyDelete
  3. انتظار بارانی را می کشم / که پلک بر هم بگذارم / باريده است / بانو ! / به تماشای باران ستاره ها / بی چتر / بيا .

    ReplyDelete
  4. اگه حال داشتی یه نگاه به پست ۴ آذر پارسالم بنداز . آرزوی دل خوش و تن سالم کردنت کلی خندوندم . به قول سینا این خدا انقدر بی خلاقیته که فقط خودش می دونه . چند تا دونه سناریوی محدود واسه چند میلیار آدم !!!

    ReplyDelete
  5. من الان حس شعر گفتن ندارم .. ولی برای همين دوست وبلاگ نويسمون خيلی ناراحت شدم .. اميدوارم زودتر آزاد بشه .. راستی امير حالت بهتر شد؟؟

    ReplyDelete
  6. صورتک خیالیMay 19, 2005 at 8:47 AM

    سلام بر امیر..مردک تلفنمون رو رد و برق قطع کرده! جدی میگم...بارون میاد مثل سگ از صبح دو باررفتم مخابرات که
    آقا بیایین این سیم رو وصل کنید گفتن میایم و نیومدن! تبریزه دیگه هواش معلوم نیست چه جوریه! خلاصه احتمال میدم رفته باشه تا شنبه درست شدنش!!الان دیگه رسیده بود به اینجام که دیگه دیدم نمیشه آمدم از کافی نت آن شدم..:(...

    ReplyDelete
  7. صورتک خیالیMay 19, 2005 at 8:52 AM

    امادر مورد اينکه چطور از اروميه ميشه آمد تبريز...ببين داداش دو راه هست برا آمدن يکی اينه که از جاده زمينی بيايی که اين يعنی کل درياچه رو دور بزنی که يه چيزی (بستگی به ماشينت داره) در حدود ۴ تا ۶ ساعت طول ميکشه! راه ديگه اينه که با ماشين ميری مثل آقا سوار کشتی ميشی و اين با احتساب صف کشتی و خرت و پرتش حدود ۲ تا ۳ ساعت طول ميکشه! خيلی هم سوار شدن به کشتی و ايناش حال ميده فقط مشکلی که هس اينه که اگه هوا بارونی يا ابری و اينجور چيزها باشه کشتيها کار نميکن! اينش ديگه بستگی به شانست داره چون اين فصل يه خورده اينجا هواش نامعلومه!اممم ببين در وردی شهر اروميه و خروجی تبريز البته! يه چراغهايی هست مثل چراغهای راهنمايی اگه قرمز باشه يعنی کشتيها به علت بدی هوا امروز کار نميکنند اگه سبز باشه کار ميکنن خلاصه چک کن ببين اگه شد حتما بيا که منتظرتم:*

    ReplyDelete
  8. امير حسينMay 19, 2005 at 9:55 AM

    متاسفم برای زندگی ....که چه بی مقدار از ما گذر کرد ... ميدونم حست چيه ....چطور تلخی واقعيت و شيرينی خاطرات به هم پيوند ميخوره .....

    ReplyDelete
  9. امير جان ای کاش با اعتصاب غذايی همه چيز درست ميشد.نمی دونم شايد کار درستی باشه ولی ظالمی که از بين رفتن ميليون ها تن براش بی ارزشه به يه نفر زياد اهميت نميده.

    ReplyDelete
  10. پدربزرگ يکی از دوستانم که هنوز زنده است، وزير کابينه مصدق بود، من هر وقت اسم مصدق رو می‌شنوم، ياد اون می‌افتم و شبهايی که می‌شستيم کنارش تو اتاق و اون از همه چيز می‌گفت الا مصدق، وقتی هم راجع به اون می‌پرسيديم اشک تو چشاش جمع می‌شد و می‌گفت: براتون متاسفم که نمی‌تونين آدمی مثل اونو درک کنين .. من که کوفتی و اينا تو زندگيم نبوده بفهمم چی می‌گه، ولی اگه بگم می‌شه حالشو برد، بگی برو بابا حاليت نيست و اين حرفا، کلامون می‌ره تو هم و فک می‌کنم بی‌انصافيه. بوس و بای.

    ReplyDelete
  11. بگذريم ....بگذريم ....بگذريم ....بگذريم ....بگــــــــــــــذريم....

    ReplyDelete
  12. فکر کردی من دوست دارم نقش فرشته ی نجات تو يا هر کس ديگه رو بازی کنم؟!اشتباه نگير...اگه انتخابت مسلمون نبودنه همون قدر قابل احترامه که مسلمون بودن...اما تو که ادعا ميکنی اسلام در هر برهه ای که پا گرفته جز سيه کاری و انهدام کاری نکرده لطفا مستنداتت رو بيار...تا من نشونت بدم اون چيزی که به قدرت رسيده اسلام بوده يا پوستين برعکس و زبر!!!!

    ReplyDelete
  13. سلام....در اسرع وقت بايد با شما راجع به اين پست و يک کتاب بسيار بسيار جالب و خواندنی ؛ صحبت کنم....

    ReplyDelete
  14. نص صريح قرآن در مورد برده داری زنان رو هم خوشحال ميشم ببينم...چون برام مهمه دارم از چی حمايت ميکنم...دوست ندارم مثه احمقا داد بزنم و بگم فقط اسلام...در ضمن چيزی که من گفتم دين آرمانی نبود...اين خود اسلام بود!!!...و همين موضوعه که برام جالبش ميکنه چون آرمان من انسان در اسلام واقعی ميشه!...فعلا!

    ReplyDelete
  15. ** دکتر نون زنش را بيشتر از مصدق دوست دارد** کسی اين کتاب معرکه رو خونده؟ خواستين انتشاراتش رو هم بهتون معرفی ميکنم...

    ReplyDelete
  16. چه سخت است تحمل اين واقعيت که کاری از دستمان بر نميايد.......روزگار رفته برنمی گردد باز.......

    ReplyDelete
  17. سلام بداخلاق!! کامنتم نمياد اومديم عرض ارادتی داشته باشيم و بريم! :)

    ReplyDelete
  18. مهدی برزینMay 20, 2005 at 1:59 AM

    واقعا چرا متولد شدی.اصلا تو به عنوان یک عنصر مغشوش و مجهول و سانچو وار و بدتر از همه مصدقی(یعنی گناه کبیره)چرا متولد شدی.بازم چرا متولد شدی.اصلا به خاطر چی متولد شدی.به خاطر کی متولد شدی.اصلا کی گفت متولد بشی.تو چرا قبول کردی که متولد بشی

    ReplyDelete
  19. کامنت دونيت از نوشته هات بامزه تره ها........خب...گاهی

    ReplyDelete
  20. اول.من اول شدم.حالا نفر اول يا بيست ويکم شدن که زياد فرق نداره.مهم اينه که نيت,نيت اول شدن بوده.

    ReplyDelete
  21. کامنت دونيت رو در حدسواد ما پايين بيار وبلاگ خوبی داري...از عکس هم استفاده کن...در ضمن منتطر قدوموم گرم شما هيتم با حق

    ReplyDelete
  22. گاهی چه زود دير ميشود ... اره داداش! رسم روزگاره ديگه ... ولی خوب چه ميشه کرد همه اينا رو ببری نونوايی يه کله بربريه خمير هم نميدن به ادم .. ( چه ربطی داشت؟! ) ولی همون که گفتی بی عنوان از دل ...

    ReplyDelete
  23. ياسی هيشکی نفهميد که از رو ستاره نوشتی!!!

    ReplyDelete
  24. سلام! مصدق را دوس داشتم زمانی. ولی نمی توانم هيج رجال سياسی رو دوست بدارم که ... بماند. تولد کيه؟

    ReplyDelete
  25. tejarat InternetyMay 20, 2005 at 7:50 AM

    سلام . تولدش مبارک و حضورش ادامه دار . خودت خوبی؟

    ReplyDelete
  26. صورتک خیالیMay 20, 2005 at 8:55 AM

    سلام مومن!چي شد؟

    ReplyDelete
  27. مبارک باشه...تولد رو ميگم...

    ReplyDelete
  28. فکر کنم اعتصاب مجيد تموم شده ولی يک اعتصاب غذا ديگه شروع شده.... که د ل من رو واقعا ميلرزونه ....خدا کنه که زود تموم بشه . اکبر گنجی از ديروز اعلام اعتصاب غذا نا محدود کرده... من با اونها که مرده اند و حالا مقدسن کاری ندارم .... ولی اين گنجی خيلی جيزها بهم آموخته : "  من علمنی حرفا فقد صيرنی عبدا "

    ReplyDelete
  29. آدرس اعتصاب غذا اکبر گنجی http://web.peykeiran.com/net_iran/irnewsbody.aspx?ID=23869

    ReplyDelete
  30. ديروز اعتصاب غذا مجيد تموم شده اين هم خبرش : مجتبی سميعي‌‏نژاد به اعتصاب غذای خود پايان داد. اينهم آدرسش http://web.peykeiran.com/net_iran/irnewsbody.aspx?ID=23842  
    تا اين لحظه مشخص نيست که اعتصاب غذا اکبر گنجی خشک هست يا تر. ....اميدوارم که هر چه زودتر تموم بشه .. اميدوارم ....

    ReplyDelete
  31. مهتاب ! منظئرت از تبعيض چيه ؟ چون به اين کلمه حساسم پرسيدم

    ReplyDelete
  32. مبر ز موی سپیدم گمان به عمر دراز.... جوان ز حادثه ای پير ميشود گاهی...

    ReplyDelete
  33. چرا تبعيض؟

    ReplyDelete
  34. وبلاگ خوبی داری ولی از عکس هم استفاده کن ..به منم سری بزن .... :D !!!! خوبی همسايه؟ قدوم مبارکتو کجا ميخوای بذاری؟ منم بيام سنگ فرشت بشم؟؟؟

    ReplyDelete
  35. عکس دکتر مصدق تو خاطرات کودکی خيلی از ماها نقش بسته ... به من هم سر بزن

    ReplyDelete
  36. دليلشو  از من نبايد بپرسی که  جن جنگل!!!

    ReplyDelete
  37. چند تا از دوستای دانشگاه رفتن احمدآباد/ من ولی نرفتم / حسرت ميخورم / ميگن امار خيلی ها رو گرفتنن اونم علنی

    ReplyDelete
  38. ای خدا از دست تو امير.....

    ReplyDelete
  39. داداش من جلو رو دارم و تو هم جلوی خودتو بگير:)) عجب دوره زمونه ای شده. يه لحظه غافل می شی هم آغا می شی هم...:))

    ReplyDelete
  40. مهتاب  ! من دليل نخواستم . فقط پرسيدم چه تبعيضی ؟ کی تبعيض کرده ؟ اينها رو میپرسم چونکه به اين کلمه حساسيت بالا دارم . همين

    ReplyDelete
  41. ضمنا : ميخواستم در وبلاگت بپرسم . باز نميشه و انگار يا اشتباه است يا ...

    ReplyDelete
  42. در عروقِ چنین لحن،چه فکرِ نازکِ محزونی....يادت کرده بودم امروز.

    ReplyDelete
  43. خوشحال ميشم به وبلاگم سری بزنی جن جنگل...يه بار ديگه امتحان کن شايد باز شد....چرا از امير گرامی نمی پرسی چون من هم از ايشون پرسيدم ...

    ReplyDelete
  44. آهورامزداMay 21, 2005 at 3:17 PM

    درود به تو هموطنم....** من آپ کردم.....منتظر شما هستم. چرا آپ ميکنی..به من خبر نمیدی رفیق..؟نظر اين پست برام مهمه اگه تونستی حتما بهم سر بزن......!!شاد زی ***به زی****برای هميشه زی****

    ReplyDelete
  45. بابا ايول دست مريزاد تو چند تا وبلاگ عوض کردی تا حالا . هرجا ميرم به يه وبلاگت برميخورم !!! ((:

    ReplyDelete
  46. سلام... اين جا هميشه می شه بيدار شد و بقيه ی چزيا رو نديد...

    ReplyDelete
  47. که ميخوای بری امازون؟کروکديل بخورتت از اون ۵ مترياش.چون تو دو مترياش جا نميشی.البته بايد کروکديل معتبری باشه.

    ReplyDelete
  48. سلام دوست عزيز .. برای اولين بار نيس که به وبلاگت ميام ... مطالب زيبا و بعضا متناقضی رو بيان ميکنی که نشان از تسلطت بر امر خطير نويسندگی داره .. فک نميکنی جای لينک وبلاگ من اون کنار بالاتر از همه وبلاگا خاليه؟؟؟ اميدوارم هرچه زودتر اين اتفاق نيکو بيفته!!!

    ReplyDelete
  49. شما لطف داری داش امير.اشکال از فاصله هاست.فاصله هايی که بين ادراک های آدمها زياده...

    ReplyDelete
  50. سلام...اکه به وبلاگ آزاديخواهی سر ميزدی حتما ميفهميدی که منظورم از تبعيض چيه...ای بابا !منظورم اين دو تا وبلاگتون ديگه...خيلی وقته آزادیخواهی آپديت نشده؟؟؟؟؟معذرت می خوام اگه گيجتون کردم....

    ReplyDelete
  51. اقا نفربر خدمتتون هست؟

    ReplyDelete
  52. سلام امير جون! ما کار ازمون بر مياد ولی دريغ می‌کنيم... از کم هزينه‌ترينها هم دريغ می‌کنيم... از يه اعتراض کوچيک... يه امضا با نام مستعار... دادن يه لينک... ما خسيسيم امير جون!... در همه زمينه... ملت ايران اخته شده متأسفانه... دانشجوی ايرانی اخته است... سياست ايران عقيمه... ما امير کبيرمون رو به راحتی می‌کشيم... مصدقمون رو تبعيد می‌کنيم... خاتمی‌مون رو خائن می‌خونيم... ما اينيم! بی هيچ افتخاری... يا حق!

    ReplyDelete
  53. تولدش مبارک.من واقعا نتسفم که نتونستم برایشس کاری بکنم .

    ReplyDelete
  54. من ارادتمندم.

    ReplyDelete