Wednesday, January 24, 2007

ارباب به جنگ ميرود

نمیدونین چه اوضاعیه،دیشب داشتم تو حموم رخت میشستم یهو دیدم همه خونه رو بوی بنزین برداشته،اومدم بیرون میگم ارباب دارین چیکار میکنین؟میگه سانچو دارم کوکتل مولوتف درست میکنم باهاش پدر آمریکای بی ناموس رو دربیارم.میگم ارباب اخه خبری نیست هنوز،اما کو گوش شنوا.ارباب تو خونه با شلوارک راه میره و هی زیر لب تکرار میکنه:«چو فردا برآمدبلند آفتاب/من و گرز و میدان افراسیاب».هی میگم ارباب ببین محمود جون تو تلویزیون چی داره میگه،خودش گفت هیچ خبری نیست.میفرماد ولش کن من این مرتیکه رو ببینم نه تنها از جنگاوری ساقط میشم که حتی از مردی هم میفتم...اینا که حال روز و زمان بیداریشه.پریشب خواب بودیم یهو ساعت ۴ صبح دیدم ارباب نعره کشان از خواب پریده داد میزنه:«براد پیت بی غیرت».بهش میگم ارباب چی شده.توضیح دادن که تو خواب دیدن افتادن وسط یه هنگ تکاور آمریکایی و از کشته پشته کردن وسط همونجور که داشتن کشته ها رو میکردن-پشته منظور-یهو یه هلی کوپتر آپاچی اومد نزدیکشون،ارتفاعشو که کم کرد ارباب دیده آنجلینا جولی خلبانشو میخواد ارباب رو با موشک بزنه،ارباب معتقده که همین جا از خواب بیدار شده اما من بنا به دلایل نگو حدس میزنم کارش با آنجلینا جولی بیش از شلیک یه موشک و این حرفها گره خورده ،حالا من هی میگم ارباب!چرا فحششو به براد پیت میدی؟میگه این نامرد اگه شرف داشت زنشو لخت نمیفرستاد وسط میدون جنگ...خلاصه حکایتیه این ارباب ما.

پی نوشت:زندگی باید کرد

13 comments:

  1. فعلا که زندگی داره ما رو ....

    ReplyDelete
  2. ذو پست قبلی ات رو خوندم ..جالب بود ولی اميدوارم تحليل ای ـ هر چند اميدی هم نيست -غلط از آب در بياد...البته تغییر در درون اونم بالای هرم!! همیشه خوبه حتی اگه با رکود موقت همراه باشه!!!

    مکتوبهای خشتی هم با عنوان:زيستن در سايه روشن ها از فرياد ناصری به روزه

    ReplyDelete
  3. سانچو جان به این ارباب چی میدی می خوره شبها از این خوابهای قشنگ قشنگ می بینه ؟

    ReplyDelete
  4. نه! زندگی ارزش کردن رو نداره! منظورم حرف زشت نيست هااااا

    ReplyDelete
  5. منوچهر سابق!January 24, 2007 at 3:33 PM

    خدا نکشتت ...

    ReplyDelete
  6. خير است اين خاب ها سانچو نگران ارباب نباش !

    ReplyDelete
  7. سلام امیر جون

    یه خورده هم از رییس جمهور اسراییل بنویس امیر جان. :)))))

    ReplyDelete
  8. در انتظار گردون هشتم...

    ReplyDelete
  9. خير باشه ارباب :دی بعد از اون دو تا پست کذا کاملا چسبيد

    ReplyDelete
  10. سلام..

    من معمولا در مورد سياست نظر نميدم. نه اينکه نظری نداشته باشم! نه! اما چون در اين مورد هيچ وقت هيچ چيز قطعی نيست بهتر ميدونم چيزی نگم!

    اما... يه چيزو مطمئنم. ما لا جنگ خيلی فاصله داريم.

    فراموش نکنيم که مملکت ما به تغيير سيستم عادت داره. من حتی فکر ميکنم انقلاب هم که با شکو ازش ياد ميکنند چيزی جز تغيير روش اجبلاری نبوده!...

    ReplyDelete
  11. هنوز هم روشهای اينچنينی در دسترسه! اين جور روشها هم برای سران بيشتر ميصرفه و هم برای اون کسی که ميخواد پول نازنين مملکتشو خرج جنگ با ما بکنه! جنگی که هزار جور بدبختی دو جانبه داره!

    نميگم يه انقلاب به گستردگی قبلی... اما ما هنوز مهره های دست نخورده زياد داريم!

    مرگ خامنه ای!!!! تا حالا فکر کردی چه تغيير تاکتيکی بزرگيه؟

    ReplyDelete
  12. و خيلی چيزهای ديگه... نفت ما! مدتهاست داريم ميرزمش تو دهن اين و اون تا صداشون در نياد... من فکر ميکنم سياستی مثل امريکا زرنگ تر از اونه که با ما بجنگه... اون ثدرت ما رو تو لبنان محک زده .. نمی گم ضعيفيم يا قوی... اما من فکر ميکنم شکست ما از امريکا کم کم حتمی به نظر ميرسه اما نه در زمينه نظامی. اون ما رو شکست اقتصادی ميده...

    اون نمی خواد بياد تو. ايران حکونت نستقيم کنه مثل اتفاقی که تو عراق افتاد.. ميخواد نيروهای خودشو بذاره تو راس کار...

    ReplyDelete
  13. خلاصه اش که اينه به ذهن کوچيک بسته من ميرسه... قطعان در واعيت چيزهای بيشتری هم هست...

    واسه همين من فکر ميکنم.... بيخيالی رو عشقه!

    ReplyDelete