Thursday, March 1, 2007

پروسه رشد فرديت ۲

پروسه رشد فردیت در واقع از سه بخش تشکیل میشود که در اسطوره های مختلف قهرمانی در هر ملتی بار آن تاکید شده است:جدایی-تشرف-بازگشت

در بخش «جدایی»،شخص برای اولین بار با نارضایتی درونی مواجه میشود:هر چقدر که پول بدست می آورد یا جاه طلبی هایش ارضا میکند و یا...همچنان انگار صدایی در درونش از نارضایتی حرف میزند و همیشه انگار شادی واقعی جایی بیرون امکانات و مقدوراتش قرار دارد.اینجاست که برای نخستین بار فرد متوجه درونش میشود و شاید از خود بپرسد:«هر آنچه که تا بحال انجام داده ام یا بوده ام واقعن منطبق بر خواسته های خودم بوده یا در خواستهایی از طرف خانواده،جامعه و..ومحسوب میشدند؟»

اگر واقعن درگیر این سوال و سوال متعاقبش که« من چه میخواهم»است شویم خود به خود نوعی دوریی گزیدن از اطراف و جهان مادی را برای خود خریده ایم

فرآیند تشرف دقیقن از آنجا شروع میشود که شخص شروع به روبرو شدن با خود واقعیش میکند:به زخم ها و عقده هایش مینگرد،خواسته های راستین روحش را در میابد و شجاعت نه گفتن به دیگران و بلی گفتن به ندای راستین درون حالا هر چقدر هم مشکل را میابد

در خاتمه این تلاش عظیم است که انسان تشرف یافته و بنا به نقل اساطیر،گنج پنهانش را باز میابد.جام مقدسی که همه ما برای یافتنش به جهان هستی آمده ایم

بخش پایانی پروسه فردیت بخش« بازگشت» و در واقع نقطه تفکیک پروسه فردیت از فرد گرایی عصر مدرن است:انسان تشرف یافته،با بازگشت به متن جامعه ای که در فاز نخست خود را از آن و ارزش هایش جدا کرده و حتی با آن جنگیده است دوباره تلاش میکند با حضور در بطن جامعه و سازگاری با قوانین و ارزشها در عین حفظ معیار های شخصی به تشرف یافتن افراد بیشتری کمک کند

اما مخاطرات آغاز این سفر و موانعش چیست؟و اصلن چرا باید تن به چنین سفر پر دردسری داد؟پست بعدی پاسخ این سوالات خواهد بود

پی نوشت:گردون ۱۳ فردا منتشر خواهد شد

8 comments:

  1. منوچهر سابق !March 1, 2007 at 5:39 AM

    ما در حد درک خودمون يک چيزايی فهميديم !

    ReplyDelete
  2. بی نام و نشونMarch 2, 2007 at 11:10 AM

    اگه انسان مرحله اول رو تجربه کنه ولی در پاسخ به سوال من چه می خواهم عاجز بماند ، تکليف چيست؟

    ReplyDelete
  3. این البته نظریه اش هست / اما باید دید آیا کسی صادقانه با خودش روبرو می شود؟ / کیستی و چیستی اش را می پذیرد؟ / و در برخورد با جهان اطراف / از این غنیمت استفاده می کند؟ / در جوامعی که "حدیث نفس"(عریان از خود گفتن) چندان مقبول نیست / چه بسا که انسان ها همیشه با ماسک هایی حایل میان "من" و "خود" / میان "من" و جامعه ی اطراف / از فاز دوم بیرون بیایند و وارد فاز سوم شوند. / سرگردانی در شناخت فرهنگ و هویت راستین، ناشی از این دیوارهای حایل نیست؟

    ReplyDelete
  4. امير جان دلم می خواست که بيشتر از اين توضيح می دادی هر کدوم از اين بخش ها رو . به نظرم خيلی کوتاه گفتی . ( چه پر رو شدم ! . کی نظر من رو خواست ؟)

    ReplyDelete
  5. دوست بی نام و نشان:بجوييد تا بيابيد،بخواهيد تا به شما داده شود...

    ReplyDelete
  6. عمو علی!ماسکها لازمه زندگی اجتماعيند فقط اين مهمه که ما بدونيم الان ماسک زديم و تدرجن خودمون رو با ماسکهامون يکی ندونيم

    ReplyDelete
  7. گلناز جان!کتابی هست به اسم هزار چهره قهرمان.در مورد ايتن سه بخش توضيح مکفی داده

    ReplyDelete
  8. چه ملموس ! چه سخت ...

    ReplyDelete