Wednesday, March 7, 2007

کوتاه و پراکنده

۱-حیف شد رسول ملاقلی پور.میشد فیلمهایش را دوست داشته باشی یا نه اما نمیتوانستی در هر حالی صداقتش را به عنوان یک کارگردان تحسین نکنی.خدا رحمتش کند!

۲-دیشب خوابت را دیدم آذر!مثل آن اولها که با هم آشنا شده بودیم.آن موقع ها که بیشتر میخندیدی و کمتر غم توی چشمات بود-برعکس این اواخر-توی خواب تا مرا دیدی ذوق کردی و مثل همیشه گفتی سلام داداشی!نمیدانم الان کجایی و چه میکنی اما هر جا که هستی سرت سلامت و دلت خوش!

۳-چند نفری از بازداشت شدگان آزاد شده اند و امیدوارم هر چه زودتر بقیه هم روی آسمان را ببینند.کی حکومت میخواهد باور کند این بگیر و ببند ها دیگر کسی را نمیترساند؟

13 comments:

  1. مهدی هنرپردازMarch 7, 2007 at 6:33 AM

    برار جان! چه توقعها داری!!

    ReplyDelete
  2. مهدی هنرپردازMarch 7, 2007 at 6:35 AM

    ضمنآ برای اعتصاب غذا پايه‌م. هرچند نتيجه‌ای نداشته باشه.

    ReplyDelete
  3. ياد باد آن روزگاران ياد باد ... سفر به چزابه رو دوست داشتم

    ReplyDelete
  4. پدر(نم‌نم)March 7, 2007 at 7:48 AM

    من امروز خبر ملاقلی‌پور رو شنيدم...ياد گريه‌هام سر فيلم ميم مثل مادر افتادم...خيلی ناراحت شدم...

    ReplyDelete
  5. منوچهر سابق !March 7, 2007 at 9:27 AM

    هوم .. ملا قلی پور ؟ زياد باهاش ارتباط برقرار نکردم ولی مرد هنرمندی بود .

    ReplyDelete
  6. سلام امير جان.تو يک بار ديگه هم اومده بودی و اون موقع به موندن تشويقم کردی.ممونو دوست خوبم.

    از رفتن ملاقلی پور هم دلگير شدم به خصوص به ياد نسل سوخته اش افتادم و حس مشترکم با اون فيلم.

    ReplyDelete
  7. اين کوتاه و پراکنده نوشتن ها بعضی اوقات خيلی می چسبه اما اين ۳ تا به نوعی همشون غم آلودن . منم که پايه ی هر چی که توش غم داره .

    ReplyDelete
  8. سلمان زندMarch 7, 2007 at 12:58 PM

    امير خان!من الان مهمان شهر شما هستم...حال مهمان نوازی داري يا..مي فرستيم اوين!!!!

    ReplyDelete
  9. دقيقا منم حس تو رو داشتم در مرگ اين عزيز حتی اگر همه فيلمهايش را دوست نداشته باشم يا غمگينم کرده باشد اما گريه ها و احساس ان روزش به مادر و تيزبينی اش حتی در نگاه مادرش متاثرم کرد...

    اما منظورت رو درست متوجه نشدم از کامنتی که برايم گذاشتی يعنی که من مثبت تر از اين نوشته ام يا منفی تر؟ البته توضيح دادم که مال پارساله و ديگه نگاهم به زندگی جاده ای نيست و دايره ايه.

    ReplyDelete
  10. محمد جواد شکریMarch 7, 2007 at 10:36 PM

    ادم ها می ميرند ديگه....اما اعتصاب غذا !!! حالا که همه آزاد شدند و اون ۳ نفر هم تا فردا آزاد ميشن...ايشالله دوره های بعد

    ReplyDelete
  11. شهلا نوریMarch 8, 2007 at 12:35 AM

    پنجشنبه ۱۷ اسفند روز اعتراض است!

    وعده ما

    ۸ صبح در مقابل مجلس در کنار معلمان

    ۴:۳۰ بعد از ظهر در مقابل دانشگاه تهران همراه با دانشجویان و معلمان برای آزادی زن!

    اعتراضات معلمان و اعتراضات ۸ مارس به مناسبت روز جهانی زن باید با یکدیگر گره بخورد. روزهای حساس و سرنوشت سازی است. معلمان وعده داده اند که پنجشنبه ۱۷ اسفند ساعت ۸ صبح در مقابل مجلس دست به اعتراض گسترده دیگری خواهند زد. برخی از تشکلات مدافع آزادی و برابری زن اعلام کرده اند که پنجشنبه عصر ساعت ۴:۳۰ در مقابل دانشگاه تهران تجمع خواهند کرد و از آنجا به راهپیمایی به طرف پارک دانشجو خواهند رفت. پنجشنبه روز اعتراض است. صبح در کنار معلمان. عصر در دانشگاه تهران همراه با معلمان و دانشجویان برای آزادی زن. در این تجمعات بطور گسترده شرکت کنید.

    ReplyDelete
  12. خانم نوری تا جايی که من می دانم برنامه ۸ مارس=۱۷ اسفند جلو در اصلی مجلس است و ساعت ۲ بعد از ظهر. لطفن کمی دقت کنيد. فرض را بر آن می گذارم که شما قصد بدی نداريد و صرفن از سر اشتباه ساعت را غلط اعلام کردید .

    ReplyDelete
  13. پدر(نم‌نم) و دکترکوچولوApril 4, 2007 at 6:57 AM

    در مورد ملاقلی‌پور خواستم اضافه کنم يه چيزی رو...در مورد صداقتش گفتی٬يادم نمی‌ره تو فيلم تبليغاتی رضايی می‌گفت محسن جان!...خواستم يادآوري کنم...

    ReplyDelete