Monday, March 5, 2007

توحش

تجمع آرام زنان در مقابل دادگاه انقلاب با حمله نیروهای امنیتی مواجه شد.بسیاری از بازداشت شدگان هم اکنون در بند ۲۰۹ زندان اوین-بازداشتگاه وزارت اطلاعات-گرفتارند!

من میگویم بد بین نباشیم.شاید قضات غیور دادگاه انقلاب تا بحال این همه زن یکجا ندیده اند و گلاب به رویتان حالی به حالی شده اند و خواسته اند به بانوان حمله و پس خواندن صیغه شرعی-محض رضای خدا-با آنان گلاب به رویتان،روم به دیوار مهرورزی نمایند.خبر به وزارت فخیمه اطلاعات رسیده،وزیر مربوطه دودستی زده توی سرش-راوی عادلی دیده که حاج آقا عمامه اش را برداشته و دو دستی زده،راوی فوق الذکر به جان مادرش هم قسم خورده-که ای وای ناموس مردم در خطرند پس به ماموران وزارت اطلاعات گفته آب دستتان است بگذارید زمین و بروید نوامیس مردم را از دست عوامل دادگاه انقلاب نجات دهید که همه شان به جسم سخت مجهزند و سابقه شان در مورد زهرا کاظمی نشان داده در به کار بردن جسم سخت تردید نمیورزند.سربازان کمی تا قسمتی گمنام آقا امام زمان عرض کرده اند:حاج اقا هر جاببریمشان دست دادگاه انقلاب دراز است،زن و بچه مردم شهرام جزایری نیستند که بشود فرارشان داد.حاج اقا هم گفته ببریدشان اوین بند وزارت اطلاعات که دست هیچ قاضی تا بحال به زندانیان آنجا نرسیده...

من در همین جا از برادران دلاور وزارت اطلاعات که چشم فتنه را در آوردند تشکر کرده و حمایت قاطع خود را از آنان اعلام میدارم

پی نوشت از سر درد:هیچ حیوانی به حیوانی نمیدارد روا،آنچه این نامردمان با جان انسان میکنند



14 comments:

  1. من نمیدانم آنها چه دلی دارند، من که جرات نمیکنم با اینها در بیفتم. دست کم رفتار حیوانات قابل پیشبینی ست، اما اینها نه!

    ReplyDelete
  2. به نقل از زيتون:

    .

    .

    در صفحه‌ی 6 روزنامه‌ی ایران شنبه 12 اسفند، ستون سلام ایران، که پیام‌های ای‌میلی و تلفنی مردم رو چاپ می‌کنه، از قول مردی نوشته:

    " دو سال پیش پسرم در حال ربوده شدن از در منزل، به وسیله‌ی مادرش(یعنی زنش) نجات پیدا کرد. به مراجع قضایی شکایت کردیم اما چون تنها شاهد ما خانم همسایه بود، شکایت ما به‌جایی نرسید!"

    حالا این آقا با دیدن خبر دستگیری جنایتکاری به اسم سایه‌ی شیطان، و احتمالا تأیید زن همسایه،‌ متوجه شده که این مرد همون کسیه که می‌خواسته پسرش رو بدزده.

    حالا اگه دوسال پیش به‌جای "زن همسایه"، " مرد همسایه" ماجرای بچه‌دزدی رو دیده بود شهادتش قبول می‌شد. دنباله‌ی شکایت این خانواده گرفته می‌شد و با چهره‌نگاری می‌تونستن شناساییش کنن و از بقیه‌ی جنایت‌های این آقای " سایه‌ی شیطان" محترم جلوگیری می‌شد..!

    شهادت زنِ تنها یعنی کشک.

    ReplyDelete
  3. روزی نيست که اينها يک گند تازه به بار نيارن و بر نقاط ننگ کارنامشون نيافزايند.. لعنت!

    ReplyDelete
  4. با وجوديکه به اين حس مسووليتتون احترام ميزارم و...

    اما اين نوشته به زنانی هم که دستگير شدن بی احترامی می کنه!!!

    ReplyDelete
  5. اما در عين حال بايد بگم

    وقتي يك مرد در اين باره مي نويسه بيشتر بايد براش احترام قايل بود/

    ReplyDelete
  6. احوال آقا امير؟

    ReplyDelete
  7. آب و آينهMarch 5, 2007 at 5:19 AM

    سلام امير نازنين.

    کامنت من هيچ ربطی به پستت نداره.

    ميخوام بگم از اينکه اينقدر ماهرانه و زيبا اين مطلب رو نوشتی خيلی خوشم اومد. يعنی از طرز نوشتنت. بسيار بسيار زيبا بود. بهت تبريک ميگم.

    شاد باشی.

    ReplyDelete
  8. همان پی نوشت ت ...

    ReplyDelete
  9. جان انسان...مزد گورگن...آزادی آدمی...توحش...

    جمله بند نمی شود توی ذهنم. چه همه در هم ريخته ايم ما...

    ReplyDelete
  10. سايه جان!من بی احترامی توی متن پيدا نميکنم.در هر صورت نويسندش موقع نوشتن عصبانی بوده...

    ReplyDelete
  11. قلبم را به درد می آورند این اخبار.

    ReplyDelete
  12. خوندن کامنت اول عرفان که به نقل از زيتون آورده رو به همه پيشنهاد می کنم. امير عزيز شايد ديدگاه منفی خيلی ها نسبت به فمنيسم به اين خاطر باشه که نوع تنفرانگيز اون برای ما به عنوان فمنيسم تعريف می شه. نگاه به سريال ها و فيلم های سخيف داخلی راجع به زنان می تونه همه رو جری کنه نسبت به فمنيسم. زن های ايرانی هم گاهی از مردسالاری به زن سالاری جهش می کنند. اما فمنيسم امروز به معنای تساوی حقوق انسان ها فارغ از جنسيتشونه. که طبيعتاْ به معنای زن سالاری هم نيست.

    ReplyDelete
  13. و اين برای من قابل دفاعه ... اين تعريف lady is firest رو هم مخالف فمنیسم می دونه چون تو همین شعار مسخره جداسازی انسان ها و حقوقشون بر مبنای جنسیت دیده میشه ... شعارهای دلخوش کنک که بیشتر به ضرر زن هاست و به اسم احترام به زنان تبلیغ می شه ... مگر نه اینکه خیلی ها به اسم احترام به زن و حفظ کرامتشون اونا رو وادار به خونه نشینی می کنن و چهار تا اسم پرطمطراق هم بهشون هدیه می کنن : مادر بچه ها ، مدیر خانه و ... جفنگیات دیگه که قصدش البته تحمیقه و بس ... امیر عزیز من رسماً اعلام می کنم که چند سالی هست که احساس می کنم یک فمنیستم ... و به این افتخار می کنم ... به خاطر این پست ها و روشنگری هات بهت احترام می ذارم و از تو ، خودم و بقیه خواهش می کنم که کم نیاریم و ادامه بدیم به حتی همین روشنگری های اینترنتی

    ReplyDelete