Sunday, April 19, 2009

از جهان خواب ها

فکر کنم اکثر ما تجربه خواب هایی را داشته ایم که طی خواب با کسی هم-آغوش شده ایم تا آنجا که در رساله های دینی هم کلی در مورد محتلم شدن و فرائض واجب و مستحب پس از وقوعش توضیح پیدا می کنید.فروید این خواب ها را از مقوله خواب های جبرانی می داند.یعنی در واقع ناخوداگاه لذت کسب نشده در بیداری را در خواب یافته و جبران می کند.در تحلیل فرویدی رویاهای دارای مضمون ج.ن.س.ی عمومن بر میل پنهان به فردی که در خواب با او بوده ایم دلالت می کنند.حتی فروید ظهور محارم در خواب های این چنینی را با عقده اودیپ و امثال هم توضیح می دهد،توضیحی که به طور آشکار بار گناه سنگینی بر شانه های آدمی پس از بیداری می گذارد


یونگ هم مانند فروید بر کارکرد جبرانی رویاها به عنوان بخشی از عملکرد رویا معتقد است اما بر خلاف فروید بر این باور است که رویاها نه فقدان لذت که عدم رشد را در روان ما جبران می کنند.در دیدگاه یونگ هدف روان،نیل به تمامیت و رشد در همه جنبه های ناخوداگاه است.یعنی در واقع روان آدمی حاوی تصویری از تمامیت است که در تمام طول زندگی می کوشد در مسیر نیل به آن رشد کند.وقتی ما از مسیر رشد خارج می شویم،ناخوداگاه برای بر قراری تعادل با یکسری رویاها می کوشد انحراف از مسیر ایجاد شده را جبران کرده و دوباره خوداگاه ما را در مسیر درست قرار دهد.با چنین رویکردی به رویاها،خواب های دارای مضمون ج.ن.س.ی بهتر است به صورت نمادین و نه فقط بر مبنای شکل ظاهری بررسی شوند.یونگین ها هم-آغوشی در خواب ها را نماد میل به یگانگی،به هم پیوستن و ازدواج مقدس میان اضداد بر می شمرند.با این تحلیل بر فرض اگر زنی در خواب با پدرش آمیزش داشت می توان آن را بیان ناخوداگاه به میل برای یکی شدن با کهن الگوی پدر در روان دانست و شاید روان بدین وسیله دارد به فرد هشدار می دهد حاکمیت بر زندگیش را از دست داده و بیش از حد تحت تاثیر نظر سایرین است یا شاید ناخوداگاه دارد به رویابین مژده می دهد پیوند مقدسی بین او و کهن الگوی پدر برقرار شده و...یعنی آن حکم تلخ فروید در مورد چنین رویایی در تحلیل های یونگ تبدیل به فقط یکی از ده ها احتمال ممکن می شود


چرا این را نوشتم؟ظرف ده روز گذشته مدام دارم خواب هایی را می بینم که انگار نوید نوعی آشتی،نوعی به هم پیوستن اضداد درونی در آنها مشاهده می شود.به نظرم می رسد آنیمایی که قهر کرده بود حالا دارد روی مهربانش را نشانم می دهد.گفتم شاید دانستن این چند خط بالا کمک کند به دیگران تا آنها هم تحلیل متفاوتی از عقیده رایج فرویدی از خواب هایشان داشته باشند

9 comments:

  1. كتاب نميشه معرفي كني بهم ؟!

    ReplyDelete
  2. محمد جواد شکریApril 19, 2009 at 6:22 AM

    من خواب می بینم ولی رابطه ای باهاشون برقرار نمی کنم، کاری به کارشون ندارم! اینجوری هم من راحت ترم هم اونا

    ReplyDelete
  3. سلام...
    من خیلی دوست دارم آنیموس درونم رو بشناسم؛چه طوری می تونم این کارو انجام بدم؟می شه راهنماییم کنید؟

    ReplyDelete
  4. سلام
    کاملا" پیداست که تازه این وبلاگ رو یدم ولی همین دفعه اولی همه پست ها رو تند تند خوندم. یه حس خوبی بهم دادن. درباره استقلال می خوام بگم من که تا آخرش هستم. مگه چند تا استقلال داریم؟
    در مورد پست نگاه تر هم می خوام بگم باز نگران شدم از اینکه ما دخترا اینقدر دلمون می خواد مستفل باشیم ولی از طرف دیگه با تمام وجود می خوام همین قدر مستقل باشم,‌ خب اینم شد یه تناقض!!!!!!!!

    ReplyDelete
  5. راستی من هم خیلی دوست دارم که آنیموس درونیم رو بشناسم. چه جوری میشه؟ انقدر نمی شناسمش که بعضی وقت ها به وجودش شک می کنم!

    ReplyDelete
  6. ا چه جالب همین الان جوابم رو گرفتم!

    ReplyDelete
  7. دختر فروردینApril 19, 2009 at 11:13 AM

    واسه آقایون این خوابها زیادتره فکرکنم.

    ReplyDelete
  8. تحلیل یونگو ترجیح میدم

    ReplyDelete
  9. امیر حسین اگر خواب نبینمی چه ؟

    من مدتی است خواب هایم خالی است .

    دارم نگران خودم می شوم .

    ReplyDelete