Sunday, April 12, 2009

زنان،مردان،کهن الگو ها

1-مردانی هستند که زن برایشان ابزار تشکیل خانواده است،کسی است که برایشان بچه می آورد و بهشان فرصت می دهد تا یک خانواده،یک خاندان تشکیل بدهند و بزرگ خاندان شوند.این مردان ممکن است خیلی ژست روشنفکرانه یا عاشق پیشه به خود بگیرند اما در اعماق روحشان زن جزیی از قلمرو حکومت آنهاست که باید برایشان بچه به دنیا آورد.عمومن زندگی زناشویی این مرد ها همان شکلی است که سنت تعیین کرده و مردان مناسبی برای زندگی های سنتی هستند


2-مردانی هستند که زن زندگی شان باید به وسیله ای برای تفاخر آنها تبدیل شود.زن زندگی این مردها باید کدبانو،مستقل،تحصیل کرده،روشن فکر و چند تا چیز دیگر باشد تا بشود وقتی در خیابان با او قدم می زنند یا به مهمانی میبرندش زوج درخشانی به نظر رسند.این مردان همیشه نوعی فاصله عاطفی را با همسرشان رعایت می کنند و در بهترین حالت با او رابطه ای دوستانه و نه عاشقانه برقرار می سازند .زن زندگی این مرد ها همیشه می تواند روی امنیت در زندگی مشترک حساب کند به شرطی که فقدان عشق و گرما مشکل خاصی برایش نباشد


3-مردانی هستند که زن زندگیشان تبدیل به ابزار ارتباطی آنها با جهان خارج می شود.این قبیل مردان عمومن به شدت درون گرا بوده،از زن زندگی شان توقع دارند مانند سخنگو برای اعلام منویات آنها به جهان بیرون-اعم از فرزندان،محیط کار،فامیل و...-عمل کند.این دست مردان معمولن مدیریت امور مالی و خانواده را به دست همسرشان می سپرند و در مقابل توقع اطاعت و دریافت سرویس های مختلف از او دارند.زن برای این مردان پل ارتباطی به جهان خارج و معدن لایزال خدمت رسانی است.مردان گروه سوم عمومن عمیقن عاشق همسرشان هستند اما در طول تاریخ موارد معدودی از ابراز این علاقه ثبت شده است.


4-مردانی هستند که زن برایشان همسر،معشوق،مادر،ایزد بانو و همه چیز است.زندگی این مردان بدون زن معنا ندارد.اصلن نمی فهمند زندگی بدون حضور زن یعنی چه.این مرد ها از زن عشق می خواهند و تایید.کلن این قبیل مرد ها وقتی عاشقند و فارغند قابل مقایسه نیستند،عشق مثل یک کیمیا آنها را به فرد دیگری بدل می کند.زن زندگی این مرد ها هیچ وقت از فقدان هیجان یا عشق یا ث.ک.ص گلایه نخواهد داشت اما احتمالن برای امن بودن حسابش با کرام الکاتبین است.


پی نوشت1:هیچ انسانی در قالب کهن الگویی خاص نمی گنجد.همه ما مجموعه ای از کهن الگو ها هستیم منتها برای مقایسه، کمی انتزاعی به این خلق و خو های مردانه نگاه کردم


پی نوشت 2:برایم جالب است انتخاب خانم های خواننده این وبلاگ کدام دسته از مردان فوق خواهد بود.آسودگی با دسته اول،امنیت با دسته دوم،حکومت با دسته سوم یا شور و هیجان با دسته چهارم؟رو راست باشید با خودتان می توانید نقش کهن الگویی خودتان را هم پیدا کنید

22 comments:

  1. اول. اسم کامل پای نوشته تون هم مبارک

    ReplyDelete
  2. دسته چهارم . ترجیح می دم رابطه ای آنچنان عمیق داشته باشم که حتی اگه مدتش کوتاه هم بود بتونه تا مدتها منو سرپا نگه داره

    ReplyDelete
  3. زنی که بلند فکر می کندApril 12, 2009 at 12:01 PM

    مرد شماره 4 قابل پذیرشه اما ای کاش امنیت خاطری هم ایجاد می کرد
    بقول خودت زیادی انتزاعی اند این تعاریف 4 الگویی. ملغمه بودند بهتر بود. ها!!!!

    ReplyDelete
  4. به نظرم دسته 4 بهتر از بقیس.

    ReplyDelete
  5. مردها در کامنت دونی این  پست فقط بوق بزنند. ممنون

    ReplyDelete
  6. دختر فروردینApril 12, 2009 at 3:00 PM

    هیچکدام شرمنده.

    ReplyDelete
  7. به نظر چهارمیه بهتره و هیجان انگیزه ولی ترسناکه. گاهی حس میکنی خفه میشی.خیلی وقتا زندگی شبیه فیلم قرمز میشه.
    من دسته دوم رو ترجیح میدم به شرطی که بدونم دوستمم داره

    ReplyDelete
  8. این‌طور که تو نوشتی به نظرم یه کم بی انصاف بودی نسبت به گروه یک تا سه.  اما با انصاف یا بی انصاف من هم چهار.  هر چند به محض اینکه نگاهت می‌کنند نا امنی هم شروع می‌شه ولی خب چه می‌شه کرد هیچ آدمی از تنهایی و تنها موندن و تنها رها شدن نمرده اون چیزی که آدم رو می کشه بی عشقیه.  

    ReplyDelete
  9. آزاده جانم!شرح دادم که این طبقه بندی انتزاعیه...در عالم واقع که ما با آدم تک آرک تایپی طرف نمیشیم

    ReplyDelete
  10. دو و سه هر دو قابل تحملن.البته بستگی داره چون من خیلی برون گرام به علاوه اینکه بهم خیلی ابراز علاقه نشه اذیتم نمیکنه.نیمه ی مردانه ی من(انیموس بود؟)یه مو فرفری سیبیل کلفته که احتمالا راننده تریلیه ولی یه کم هم روشنفکره

    ReplyDelete
  11. در مورد زنها هم میتونی همچین دسته بندی بنویسی.مشتاق شدم!بعد هم یک نظرخواهی ار اقایون

    ReplyDelete
  12. دسته ي اولي ها قابل تحمل اند و نسبت به مابقي كمتر دافعه دارند
    دسته ي دومي ها فقدان عشق و گرمايشان قابل تحمل نيست اصلن
    دسته ي سومي ها برايم قابل درك نبودند
    دسته ي چهارمي ها جذاب به نظر مي رسند مي شود يك جوري با امن بودن هم كنار آمد

    ReplyDelete
  13. دسته اول ابدا
    دسته دوم اصلا
    دسته سوم حرفشم نزن
    دسته چهارم حالا ای یه چیزی :دی

    ولی جدی به نظر من همونطور که گفتی من فکر میکنم ترکیبی از همه این شخصیتها هست که میتونه یک مرد رو شکل بده حالا ممکنه یه شخصیت قویتر باشه...مهم اینه که ادم توانایی درک همه اینها رو داشته باشه

    ReplyDelete
  14. چه با مزه اکثرا گفتن چهارمی..بیا یه تحلیلی هم بنویس براش امیرحسین جان

    ReplyDelete
  15. توی این دسته ها رفاقت ندیدم. دور از دسترس هست ولی هست. مثل رفاقت کوهنوردا که با طناب به هم بستن. مثل هوس اینکه با رفیقت بشینی و جرعه ای بخورید و کلامی حرف بزنید. در همه دسته ها "توقعی" وجود دارد، رفاقت بی توقع در این میان جائی ندارد؟

    ReplyDelete
  16. هرچه فکر می کنم میبینم که نه دلم میخواهد مادر باشم نه کسی که صرفا برای فخر فروشی مناسب باشم و نه زندگی بی گرما را تاب میاورم و نه خشکی نگاه و تعصب را ....
    ...
    جای تازه ای باید باشد

    ReplyDelete
  17. هیجان زنده بودن بهتر ه حتی به قدر نفسی

    ReplyDelete
  18. سلام عزیز
    دسته دوم را ترجیح میدهم

    ReplyDelete
  19. 100 در 100 دسته ی4

    ReplyDelete
  20. 100 در 100 دسته ی4

    ReplyDelete
  21. دسته چهارم

    ReplyDelete
  22. من هم مثل نگین علاقمندم یه دسته بندی این چنینی برا خانمها داشته باشی .دسته چهارم برا آدمهایی خاص درست به متفاوتی مردان همون دسته جذابند اما در ازای اون چیزها که گفتی هیچ وقت روی آسایش رو نمی‌بینند در واقع بهای ون لذات این ناامنیه وجالبه که مردهای دسته چهارو در انتها اغلب با زنانی بسیار سطحی کوته فکر و دور از دنیاشون ازدواج می‌کنن.در ضمن پست دیالکتیکت بسیار بسیار زیبا بود . به شدت دچار هم ذات ژنداری شدم و با تمام وجود حسش کردم .موفق باشی آشنای بلاگی قدیمی!

    ReplyDelete