Tuesday, March 3, 2009

نشانه ها-3

یونگ در کتاب «پاسخ به ایوب» صراحتن ایده( شر از مقوله عدمی است و هر جا که خیر نباشد،یعنی شر)را به چالش کشیده . برای شر اصالتی قائم به ذات قائل می شود.یونگ جمله ای از کلمان رومی،عارف مسیحی،نقل می کند تا نظرش را شفاف سازد«خدا با دو دست بر جهان حکومت می کند:دست راست یعنی مسیح و دست چپ یعنی شیطان».این یعنی حضور همزمان خیر و شر در جهان و کائنات..با این وصف اگر در جهان حضور همزمان خیر و شر،اهورا و اهریمن را شاهدیم آیا روان انسان به عنوان الگویی از جهان فاقد شرارت است؟آیا این بخش شرور قادر به خلق سراب به جای نشانه نیست؟نشانه ها را می توان نوعی همزمانی بین یک پدیده درونی با یک اتفاق بیرونی دانست. در این حالت ما بر مبنای سطح آگاهی و نیاز روان برای نیل به تمامیت، با زنجیره ای از اتفاقات روبرو می شویم که پیوستگی غریبی با عمیق ترین بخش های روان ادمی دارند.به تعبیری با همزمانی،جهان هر آنچه که برای رشد به آن نیازمندیم به ما هدیه می کند.اما آیا هر آنچه که ما به عنوان نشانه می بینیم،هدیه ای از بخش روشن روان است؟


در عمیق ترین لایه های ناخوداگاه ما،دو نیروی بنیادین،به مانند دو روی یک سکه مشغول به کارند.سکه ای که روی روشن و بخش تاریک را همزمان دارد.بخش روشن را می توان کهن الگوی مادر دانست.بخشی از روان که می خواهد به رشد ما کمک کند تا افرادی مسوول و بالغ بوده،خویشتن خویش را محقق سازیم.این بخش روان به مثابه یک مادر نورانی درونی برای ما عمل می کند.در کنار این بخش نورانی نیمه تاریکی نیز در روان ما وجود دارد که می توان آن را عقده مادر نامید.عقده مادر که در اسطوره ها به شکل اژدهایی مخوف تصویر شده است با بکار گیری هزار و یک وسوسه و ابزار مختلف می کوشد تا مانع رشد آدمی شود و او را در امنیت مرداب گونه اش غرق سازد.کهن الگوی مادر، زندگی است و عقده مادر، مرگ؛کهن الگوی مادر سیر آدمی از کودکی بی مسوولیت به بزرگسالی بالغ را راهبری می کند و عقده مادر از به ظاهر بزرگسالان،کودکانی بی مسوولیت و نابالغ می سازد.کهن الگوی مادر، مسیح و عقده مادر شیطان درون روان ما هستند


حالا این شیطان درونی قدرت دارد تا با سر راه قرار دادن برخی نشانه ها ما را از مسیر رشد منحرف کند،ضعیفمان کند،مجبورمان کند دست از تلاش برای رشد برداشته،به امنیت گنداب رحم فرضی بازگردیم.هر بار که در مسیر رشد قرار می گیریم این اژدها با انواع حیله ها می کوشد تلاش ما را با شکست مواجه کند.صبح امتحان، خواب می مانیم،پایان نامه ای که همه کارش انجام شده، ارایه نمی دهیم،رابطه ای که به خوبی پیش میرود را خراب می کنیم و...سانتیاگوی کیمیاگر را به یاد آورید.در گام اول سفر دزدی تمام مایملکش را دزدید.عقده مادر با این حادثه سعی کرد نشانه ای سراب گونه برای سانتیاگو بفرستد تا او را وادار به بازگشت به اسپانیا کند،وادار به بازگشت به امنیت عادی تا راه رشد سانتیاگو مسدود شود.سانتیاگو اما به یاری سنگ های اوریم و توریم ماند،رفت و رسید...اوریم و توریم ما به هنگام مواجهه با هرنشانه چیستند؟


در موردش حرف بزنیم

11 comments:

  1. پس شر همانقدر لازم است که خیر.  شر انرژی سکون است و خیر انرژی حرکت.  و فکر می‌کنم نشانه نشانه است هم خیر در خود دارد و هم شر.  نحوه‘ تاویل ما، واکنش ما، انتخاب ما خیر و شر بودن را تعیین می‌کند.  آره؟ این‌طوریه

    ReplyDelete
  2. علیرضا شیریMarch 3, 2009 at 2:53 AM

    چقدر این متنتون هشیارانه بود !
    وقتی فردی دچار اختلال شخصیت است یا مثلا دچار مادرکمپلکس است یا یک بخش سایه ای شخصیتش داره همه اگاهی های بیرونی را از فیلتر خودش عبور میدهد ، هر نشانه یا حتی فاکت بیرونی به نحوی تفسیر میشود که وضعیت امن فعلی فرد دچار مشکل نشود.مثلا معلمی که نارسیسم دارد ( خودشیفته است) ممکنه عین این بحث را تدریس کند ولی قدرت انتقالش در خود این مطلب او را فریفته کند و نتواند خودشیفتگی مخربش را ببیند
    یا فردی که یک رابطه عاطفی از دست داده دارد ، هر خوابی که ببیند یا هر بوی شبیه ادکلن یار را که بشنود دوست دارد ربطش دهد به اینکه یک نشانه است. این نشانه سازی فرق دارد با نشانه یابی
    مرسی از پستهای خوبتون...فیلم و کتاب خوب به ما هم معرفی کنید و سلام به تورج عزیز و ناهید عزیزتر از جان برسانید
    دکتر شیری

    ReplyDelete
  3. فکر کنم اگه هدفت مشخص باشه و تکلیفت با خودت روشن که دنبال چی هستی اگرچه خیلی سخت ولی می تونی خیر را از شر تمیز بدی همانطور که سانتیاگو

    ReplyDelete
  4. امیر من  فکر میکنم تک تک ما ادما ای یه قدرت نامحدودی برخورداریم..که نااگاهیم ازش..اگرچه خیر وشر همه ی ما برمیگرده به تعابیری که هرکدوممون از این دو مفهوم داریم..
    اما من به چیزی بالاتر دارم فکر میکنم..
    به اینکه ایا مرزی واقعا وجود داره بین خوبی وبدی؟

    ReplyDelete
  5. ادم هبوط کرد به خاطر نافرمانی از خدای خودش....یا به خاطر نزدیک شدن به چیزی که اصالتا و قائم به ذات شر بود؟..
    حقیقتا فکر میکنم شر وجود نداره.چیزی که شره اینکه اون رو نبینیم...و بخوایم که نبینیم.

    ReplyDelete
  6. زندگی با هات چطور رفتار میکنه؟ ایا همون طوری رفتار نمیکنه که راجع بهش فکر میکنی.خدا همون طور که تو بخوای و توی فکرته.. خودشو بهت نشون میده!
    اما اوریم وتوریم ما  به هنگام رویارویی با نشانه ها چیست..
    اوریم وتوریم من خدا ی منه که با قدرت مطلق منو توی دستاش نگه داشته!

    ReplyDelete
  7. بعد از مدتها غیبت از اینترنت اومدم دیدم توی یکی از پستها نوشتید شمبلیله به دیگران توهین کرده برای همین کامنتش حذف شده؟

    من تا جایی که یادم میاد به کسی توهینی نکردم نظرم رو نوشتم فقط.
    مطمئنین اشتباهی نشده؟یا یکی دیگه به اسم من کامنت نذاشته؟

    ReplyDelete
  8. از همه ی حرف ها که بگذریم میبینیم گاه عملی رو خیر تعبیر میکنیم و در نهایت شر است..شاید هم درنهایت خیر باشد..ایا تعابیر ما در باره ی خیر و شر همیشه درست در میاید؟
    ایا خیر وشر کم از قانون های طبیعت پیروی نمیکنند؟
    انسان موجودی بی نهایت قدرتمند است...ایا با این قدرت میتوان قاون های موجود در طبیعت را تغییر داد؟.......یا باید از این قدرت نامحدود برای شناخت و در دسترس گرفتن قانون های موجود طبیعی استفاده کرد؟..ما هرگز نمیتوانیم خیر را به جای شر بنشانیم...
    حالا این خیر و شر چیست!نمیدانک

    ReplyDelete
  9. به به اينجا جادو جنبل بازي هم داريم؟ چه جالب! بيشتر توضيح بديد خيلي خيلي برام جالب شد. آخه من خودم يه پا جادوگر و فالگيرم!
    بعد اينها رو از يونگ مستقيما نقل مي كنيد؟ برداشت خودتونه؟ استدلالتون چيه اونوقت؟
    باز مرسي از اين پست جالب

    ReplyDelete
  10. دریا جان!در یک سطح بالاتر آگاهی خیر و شر بهم تبدیل میشن.درک می کنیم که هر خیری با خودش شری داره و هر شری خیری...اما در این سطح آگاهی که ماهستیم توان تفکیک خیر از شر خیلی مهمه

    ReplyDelete
  11. ارباب وقتی می فرمایید درباره اش حرف بزنیم بخشی از معنیش این نیست که به کامنتهامون جواب خواهید داد؟

    ReplyDelete