Sunday, March 8, 2009

حراست می رزمد/آمریکا می لرزد

من جدن پیشنهاد می کنم همچین سر فرصت وقت بگذارید و پست محاکمه پدرام رضایی زاده را بخوانید...خلاصه ماجرا اینکه انگار از حراست ایران خودرو با ایشان تماس گرفته اند و در مورد یکی از داستان های کتاب شان،مرگ بازی،توضیح خواسته اند.در واقع گفته اند پاشو بیا اینجا توضیح بده و الا...


بعد مغز آدم سوت بلبلی می کشد که حراست ایران خودرو دیگر چه خری است؟اصلن به حراست ایران خودرو چه؟حتمن فردا اگر بنده در وبلاگم بنویسم ماست پگاه نمی خورم باید فی الفور خودم را معرفی کنم به حراست شیر پاستوریزه یا اگر نوشتیم دربان اداره آبیاری گیاهان دریایی رفتارش صحیح نیست،به صورت ضربتی و توی خیابان از طرف حراست اداره آبیاری گیاهان دریایی توقیف می شویم...خدایا ما داریم کجا زندگی می کنیم؟


پی نوشت:وقتی سال ها در مملکت را گل می گیرند که واردات خودرو ممنوع یا تعرفه اش صد در صد،نتیجه این می شود که غول های حرام زاده ای مثل ایران خودرو به وجود می آیند که ماشینی می سازند که گر و گر آتش می گیرد و اگر کسی در این مورد اعتراض کند باید برود حراست فوق الذکر و حساب پس بدهد.بعد حالا آقای مهرورز خان می خواهد از سال آینده به اسم تحول اقتصادی مرا مجبور کند پول بنزین را به نرخ بین المللی بدهم و سوار ماشین قراضه ایران خودرو و سایپا بشوم تا حقوق حراست ایران خودرو خدای ناکرده یکروز دیر نشود.وقتی می گویم قبل از لغو انحصارات،هر گونه آزاد سازی قیمت ها ظلم مضاعف است یعنی این!

18 comments:

  1. اول اول اول

    ReplyDelete
  2. هر دم از این باغ بری می رسد

    ReplyDelete
  3. كلن كه شركت هاي خودروسازي غول هاي حرام زاده
    بعد امير جان اونايي كه تو اين شركتا كار ميكنن كه اينطوري نيستن (نيستم) . ها ؟!:)

    ReplyDelete
  4. پست رو صبح خوندم مفصل و كلي شگفت زده شدم

    ReplyDelete
  5. اوه.. قباحت هم حدی داره...

    ReplyDelete
  6. ممنون از توجهت امیرجان...

    ReplyDelete
  7. چه جالب یا شاید هم باید بگویم چه عجیب یکی دیگر  از دوستان داستان‌نویس هم دیروز به من گفت خانمی ازش شکایت کرده که زندگی شخصیت داستانش شبیه زندگی اون خانمه.  خلاصه کار کشیده بود به دادگاه و داداگاه کش.   من اول تعجب کردم بعد یادم آمد یعقوب یادعلی و گفتم خب خیلی هم عجیب نیست.  یکی نیست بگوید اخه پس نویسنده از چی و از کی بنویسد که خط قرمز نباشد

    ReplyDelete
  8. ولی شکر خدا چیزیت نیست. این یعنی که داری رشد می کنی...اما من فکر می کنم از یکی که ازش رودرواسی داری و نوشته ها تو می خونه می ترسی... نمی دونم ولی چون خود من یه مدت اینطوری بودم گفتم شاید تو هم دچار همون کمال گرایی معروف خودمون شدی و می خوای بی نقص باشی- بی نقص باشه نوشته هات و...

    ReplyDelete
  9. می گم... این طوری که گفتی به لانگ جان سیلور بر می خوره ها! فردا اگه گذاشتت وسط خیابون یا خودش راه رو کج کرد رفت درست دم در حراست ایران خودرو تا راجع به این پستت جواب پس بدی, نگی نگفتی!

    ReplyDelete
  10. آقای دیوانهMarch 8, 2009 at 3:57 PM

    اینجا ایران است از نوع جمهوری اسلامی

    ReplyDelete
  11. سلام
    شنیدن چنین موضوعاتی در این مملکت اصلا عجیب نیست باید عادت کرده باشید تا حالا...

    ReplyDelete
  12. سلام
    شنیدن چنین موضوعاتی در این مملکت اصلا عجیب نیست باید عادت کرده باشید تا حالا...

    ReplyDelete
  13. سلام
    شنیدن چنین موضوعاتی در این مملکت اصلا عجیب نیست باید عادت کرده باشید تا حالا...

    ReplyDelete
  14. سلام
    شنیدن چنین موضوعاتی در این مملکت اصلا عجیب نیست باید عادت کرده باشید تا حالا...

    ReplyDelete
  15. خاک دو عالم تو سرشان.

    ReplyDelete
  16. خاک بر سر این همه خریت!

    ReplyDelete
  17. هر چی جک بود داره به واقعیت بدل می شه!!
    نمی دونم ما جکامون پس چیه؟!

    ReplyDelete
  18. عقب مونده ها این چرتو پرت چیه

    ReplyDelete