Monday, April 23, 2007

ترسهای من

دوست خیلی عزیزی،من را دعوت کرده به بازی بیان ترسها.بنده هم اطاعت امر میکنم و از ترسهایم میگم:

۱-من از بی پولی خیلی میترسم.خوب بابا جان چیه مگه؟بنده ترسام به شدت مادی و ملموسن.حتمن باید بیام بگم ترسم اینه که کتاب مارسل پروست رو نخونده از دنیا برم؟بی پول که میشم دقیقن فرآیند تبدیل پیشی به پلنگ رو طی میکنم چنان که خودم بعدن از واکنشهای مضحکم خنده ام میگیره.

۲-حالا که حرف ترس شد باید اقرار کنم مثل سگ از مار میترسم.چشتون روز بد نبینه مار رو تو صفحه تلویزیون که میبینم نصف پوشکهای منطقه پونک و حومه هم جواب من رو نمیده که نمیده.

۳-رکن بعدی ترسهای من سنگ کلیه است.نه اینکه فکر کنید میتونین سنگ کلیه رو بگیرین دستتون بعد بیاین به من بگین هوووووووووووووه و من از ترس غش کنم،نه زهی خیال باطل.از سنگ کلیه وقتی میترسم که سر جاش تو کلیه ام باشه و راه بیفته و درد بگیره.فکر کنم از کلیه درد بیشتر از هر مرضی تو دنیا میترسم.

۴-از اینکه برسم به چهل و پنج سالگی-نه یه روز اینور نه یه روز اونور-و بعد ببینم هیچ پخی نشدم هم خیلی میترسم.جان مادرتون اگه من رسیدم به روز واقعه و تشخیص دادید من هیچی نشدم زود بیاین شیر گاز و ناخن گیر و لنگه کفش و اینها رو از دسترسم دور کنید که ممکن است روم به دیوار دخل خودمو بیارم.

پی نوشت:در پوستین خلق به روز شد



11 comments:

  1. منوچهر سابق !April 23, 2007 at 1:31 PM

    قربونت ايندفعه ما رو قاطی بازی نکن ...

    ReplyDelete
  2. ميگن آدم از هر چی می ترسه سرش مي آيد؟ ( خاک تو سرم چقدر احساس رذالت کردم يهو ) . هر کی گفته با من دو تايی غلط کرديم. ايشالا که ترسهات برن گم بشن ديگه هم پيداشون نشه.البته همشون بد نيستن.وجود بعضی هاشون لازمه.

    ReplyDelete
  3. چقدر ور زدم

    ReplyDelete
  4. سگ از مار ميترسه؟؟؟؟

    من ميگم چرا هر وقت راز بقا نشون ميده اين پونک و حومه رو آب برميداره... پس اينه قضيه :دی

    ReplyDelete
  5. من از همون اول ميدونستم که تو دوست جانی .

    ReplyDelete
  6. اين مورد سوم بد جوری خندوندم.. دلتون خوش امير خان

    ReplyDelete
  7. اميدوارم جيب و حساب بانکی ت هميشه پر پول باشه ولی خب يه اشکالی اينجا هست که تو از مار می ترسی. فکر کنم به اين  نکته توجه نکردی که گنج و مار از قديم الايام لازم و ملزوم هم ديگه بودن. آخه کسيکه از مار بترسه چطوری می تونه به گنج برسه ؟ ادامه ی همين قضيه ممکنه تا همون چهل و پنج سالگی هم کار دستت بده به نظر من برای غلبه بر ترسيدن از مار بايد يه فکر بکنی

    ReplyDelete
  8. آزمايش ميشود

    ReplyDelete
  9. امیر من ارادتمندم خیلی زیاد . تو هنوز و همچنان دوست جان من هستی.اصلن هم شوخی ندارم با کسی.

    ReplyDelete
  10. دون کور لئونهApril 25, 2007 at 5:14 PM

    منوچهر سابق به بابات يک زنگی بزن .

    ReplyDelete
  11. دون کور لئونهApril 25, 2007 at 5:27 PM

    ای صاحب مرکب نقره ای يه سری به فراخوان بزن فکر کنم مرکب تو هم جزئ اون پژو هائی باشه که شب بيست و يکم مونتاژ شده . ریل سوخت را بازدید بفرمائید.

    امیر جان سلام . متشکر که ماهیت منوچهر سابق را منور فرمودید. در ۴۵ سالگی اینجانب آرزو مندم  همانند مایکل کورلئونه صاحب کارخانجات مختلف و البته صاحب یک موسسه خیریه باشم. و منوچهر سابق مثل جوزپه در کنارم باشه.و با هم مثل غروب های میدان ۶۹ بساط لهو لعب برا کنیم. راستی امیر میدان ۶۹ نارمک هم چه اسم ناجوری بود این روزا این عدد معانی ضد اخلاقی میدهد.  و از مصاديق محرز فساد ميباشد.

    ReplyDelete