Thursday, April 9, 2009

بارون

و این باران های بی امان و ناگهان بهاری،همه رویای های غمگین قلب آدم را می آورند جلوی چشمش به خدا

7 comments:

  1. پرواز شاپرکهاApril 9, 2009 at 12:27 PM

    هوای چشمهای من شمالی است

    دلم غربت نشین این حـوالی است

    بهـار آمــد جهــان را عشـق پـاشیـد

    عزیز من در وبلاگم  فقـط جای تو خالی است  !

    ReplyDelete
  2. پرواز شاپرکهاApril 9, 2009 at 12:27 PM

    هوای چشمهای من شمالی است

    دلم غربت نشین این حـوالی است

    بهـار آمــد جهــان را عشـق پـاشیـد

    عزیز من در وبلاگم  فقـط جای تو خالی است  !

    ReplyDelete
  3. تن به باران باید زد... شاید همه ی اون رویا های غمگینی که از پشت شیشه احضار کرده رو خود بارون بتونه بشوره...

    ReplyDelete
  4. نه فقط رویاهای غمگین که تا ادمو حوارو هم میارن(حداقل برای من که اینطوره)

    ReplyDelete
  5. امیر شکیلاApril 9, 2009 at 1:41 PM

    از طرف شانچو: خودمانیم ارباب، از وقتی ای دی اس ال دار شدی روزهای تعطیل هم یه حالی به مشتریایت می دی ها!

    ای ول برادر. خوشم میاد زود به زود به روز می کنی اینجا رو.

    ReplyDelete
  6. چی چیه که یه تار موش رو اتیش می رنن حاضر می شه؟ جن بود/؟ غول بود؟ یه چیزی بودااااااا/
    حالا نقل منه . جنبه ندارم که !
    یه جا اسم رویا میاد کار ندارم کدوم رویا رو میگن. عین جن بو داده حاضر میشم!
    (راستی اصطلاح جن بو داده عمومیه یا نه؟)

    ReplyDelete
  7. زنی که بلند فکر می کندApril 10, 2009 at 3:32 AM

    راه برای کامنت گذاشتن آن پست بالا بن بست بود لاجرم پایین نشست این پیغام

    ReplyDelete