Tuesday, June 21, 2005

نامه ای برای يک اسطوره

سلام! مدتهاست که ميخواستم از تو بنويسم،از تو که همواره تحسينت کردم و دوستت داشتم فکر کردم سالروز شهادتت شايد وقت خوبی باشد! ميدانی زمانی برايم مفهوم چيزی بودی که من زندگی میپنداشتم.زمانی با افتخار از تو حرف ميزدم از تو که مقتدايت ميناميدم! هر بار اسم لبنان که ميامد به يادتو وبقاع چشمانم پر اشک ميشد و بايد اقرار کنم هنوز هم بزرگترين حسرت زندگيم کنار تو نبودن در پاوه،سوسنگرد و دهلاويه است هر چند هنوز حتی توفيق زيارت مشهدت را در دهلاويه پيدا نکرده ام! هميشه تصور ميکردم کسی که با داشتن مدرک دکترا زندگی مرفه امريکا را بگذارد و به دره بقاع برود تا برای انچه حق میپندارد مبارزه کند، وزير دفاعی که جان بر کف برای دفاع از وجب به وجب کشورش دفتر وزارتی را رها کرده راهی دشت های خوزستان و کوه های کردستان شود،کسی که جنبش امل را در لبنان سازمان دهد و با مشتی غير نظامی در ستاد جنگهای نامنظمش ارتش بعث را متوقف کندو ...لايق ان است که مقتدای من باشد.نه اشتباه نکن هنوز از چشم من تو پديده ای هستی که ميتوان انسانيت را با تو سنجيد اما چيزی در اين ميان تغيير کرده،چيزی از جنس زمان.من هميشه فکر ميکردم تو لذت زندگی را فدای شرف شهادت کرده ای اما حالا که خوب فکر ميکنم ميبينم تو چنان زيسته ای و چنان عاشق زندگی بودی که به باور نمی ايد.اما حالا چيز هايی فرق کرده،حالا که ميدانم تو عاشق اين زندگی بودی بايد برايت بگويم صادق و ساده چنان که شايسته شان شاگرديست که من زندگی را انگونه که تو خوش ميداشتی باور ندارم! برای من زندگی شايد شعر خيام باشد که شاملو زمزمه اش کند و شجريان ترانه اش! برای من زندگی شايد اشتياق گام برداشتن زير باران با زنی باشد که دوستش میدارم،شايد همه اين بحث مجازی با سينا يا لذت ديدن آبی کيشلوفسکی.من برای مرگ و شهادت خلق نشده ام دکتر! ميدانم که تو به گاهش چنان عاشقانه زيسته ای تمام انچه که گفتم را که شايد به وصف نيايد اما برای نسل تو اين چيزی کنار زندگی بود که شمايان عاشق مرگ در راه هدف بوديد اما برای نسل من اين عين زندگيست و ما حتی مرگ راهم برای همين زندگی ميخواهيم.شرط شاگردی بود که برايت بگويم هنوز هم بسيار دوستت دارم اما ميخواهم از لحظه لحظه زندگيم لذت ببرم بدون انکه عذاب وجدان دوزخيان روی زمين هماره همراهم باشد! روحت شاد و عدالتی که هميشه برای تحققش کوشيدی در نبض زمان جاری باد! ای مرد !اسطوره! شهيد دکتر مصطفی چمران!


پی نوشت ۱: حلقه اطراف احمدی نژاد لحظه به لحظه متراکم تر ميشه و خبر های نگران کننده ای هم از شهرستانها ميرسه! بايد به سرعت جنبيد! فاشيسم پشت پنجره خونه هامونه!


پی نوشت ۲: اميرر ضا و مجيد باهم وبلاگی رو شروع کردند تا مواضع تحريميان رو شفاف کنند! همين که اهل تحريم به جای قهر شروع به نوشتن و حرف زدن کردند به نظر من اتفاق مبارکيه! بچه ها از خواندن نوشته هاتون لذت ميبرم و از لطفی که به من داريد بسيار بسيار ممنونم!


پی نوشت ۳: نوشته های سعيد رو دوست دارم.چه اون وقتی که احساسش ميجوشه و از عشق ميگه«دلتنگ تو وشراب و سيگارم» و چه اونوقتهايی که بر مرکب منطق ميشينه و از خطر تکرار تجربه جمهوری وايمار حرف ميزنه.نوشته اخرش رو حتما بخونيد تا به لزوم اتحاد در حمايت از هاشمی راسخ تر شين 

28 comments:

  1. اه...ديگه کم کم حالم داره از اين انتخابت بهم میخوره....

    ReplyDelete
  2. انتخابت نه!!!!!!!!!انتخابات!!!اما انگار چاره ای جز جنگيدن نيست...اگه اين احمدی نژاد رييس جمهور بشه...کار هممون ساختست...فکر کن...قبرستونارم زنونه مردونه ميکنه لابد!!

    ReplyDelete
  3. اگه ماها که انتخابات رو تحريم نکرديم و به معين رای داديم ، رای نمی داديم حدود چهار و نيم ميليون از آرا کم می شد و باز هم بيش از ۵۰ درصد در انتخابات شرکت می کردند. اما اگه اونايی که تحريم کردند ، فقط ۲ ميليونشون به معين رای می دادن ما الا عزای انتخاب بين بد و بدتر رو نگرفته بوديم. ناسزا را که سزاست؟

    ReplyDelete
  4. کابوسی وحشتناک تر از احمدی نژاد نميشه تصور کرد اما خوب عده يزيادی را ميبينم که تنها به علت اين که وی يار مستضعفان است به او رای ميدن...خوب باید احتمال ۱۲ میلیون رای به حساب فاشیست ها را دونست و باید هاشمی یه چیزی بیشتر از اینها به دست بیاره....این چمران هر چقدر خوب باشه به خاطر دفاع این عوضی های پوسیده ازش باعث شده اون طور که باید نشناسیمش...نامت حرف نداشت

    ReplyDelete
  5. سلام ! بايد ديد که عامه مردم چگونه تصميم می گيرند و کدام اقليت پيروز می شود .... . معين نتوانست با اقليتی که به خويش اختصاص داده بود به اکثريت برسد . حقيقت ماجرا اگر فرض را بر صحت انتخابات بگذاريم !!! چنين شايد باشد .

    ReplyDelete
  6. ....برساند . حقيقت ماجرا ـ اگر فرض را بر صحت انتخابات بگذاريم !!! ـ چنين شايد باشد .

    ReplyDelete
  7. سلام بر امیر.مطمئنم که یادته خاتمی چقدر تلاش کرد تا چهره ای مطلوب تر از خود و نظام درکشور و جهان داشته باشه و تا حدودی هم موفق شد. اینان چون بی قواره هائی چهرهای چرکین و زشت را بعنوان الگوی اسلامی و مظهر ساده زیستی مطرح می کنند.به نظر من همونجور که نظام رای خرداد 76 را آری به خود دانست ولی بدانیم انتخاب روز جمعه آینده رای به هاشمی نیست بلکه یک "نه" بزرگ به اقلیتی قدرت مدار است

    ReplyDelete
  8. اسطوره .... مدتهاست که با اين لغت بيگانه شده ايم. مدتهاست که سايهء اسطوره ای بر روی اين مرز و بوم نيفتاده... چرا حرف از دکتر علی شريعتی نزديد؟ همين ديروز سالروز شهادت اين اسطوره بود که ديگر مثل او طلوع نکرد. حالا با امثال اين احمدی نژاد فاشيست عنتر قيافه، دکتر شريعتی توی گور می لرزد.

    ReplyDelete
  9. اين بار بر خلاف ميلم در انتخابات شرکت می کنم . اميدوارم که اصلاح طلبان ! طی اين چهار سال تنها در تاری که برای خويش تنيده بودند مباشند و تنها به يک چهره و شخصيت بسنده نکنند ... قبول داشته باش که معین در اندازه ای ظاهر نشد که همانند دیگر اقلیت ها به اکثریت برسد  ......البته این تفکر ۴ سال دیگه خودش رو نشون می ده .... اگر اندازه ی او بیش از این باشد بایستی او را در ۴ سال آینده دید !.... اوضاع کنونی اصلاح طلبان درست مثه تيم فوتبال ايران توی سالهای ۷۵-۷۹ اگه يکی آسيب می ديد يا کارت قرمز می گرفت ... ديگه کسی نبود !...... اگر هم که اصلاح طلبان موفق نباشند پس بایستی ۴ سال آینده را در انتظار  فاشیست ها بود .... فرضیه من این هست  که احمدی نژاد رای نمی یاره هنوز قواره اش واسه اینجور سمت ها زوده !!!.........از اسطوره پرستی زياد خرسند نيستم !
    اسطوره نوجوانی من کشورم بود !

    ReplyDelete
  10. سلام. اسطوره؟ من که می گم شکل مرگ آدم در اسطوره شدنش خيلی مهمه.

    ReplyDelete
  11. امير جان چی بگم ؟! می گی هاشمی نياز به حمايت داره ولی برادر من وقتی قبولش ندارم و ازش متنفرم چطور حمايتش کنم ، البته نظرم در مورد احمدی نژاد هم همينه ، من در هر صورت خودمون رو بازنده اين بازی می دونم و فقط از آينده می ترسم ! تو با هاشمی آینده بهتری رو تصور میکنی ؟! دوره ریاست جمهوری قبلیش یادت رفته؟! اميدوارم تونسته باشم منظورم رو درست منتقل کنم . هنوز سر در گمم امير .

    ReplyDelete
  12. tejarat InternetyJune 22, 2005 at 1:14 AM

    سلام . متن زيباتو خوندم و تک تک پيامهارو . بايد از ثانيه ها بهره برد خيلی ها حالو هوای شهرستانها رو نمی دانند . قدرت تعويض رای در آنجاها زياد هست

    ReplyDelete
  13. امیر سلام ؛نوشته های شراگیم را بخون. دوست دارم بخونی .

    ReplyDelete
  14. منم زیاد چمران را نمیشناسم .راستش فقط ان خاطره را از زندگی مشترکش شنیده ام.

    ReplyDelete
  15. لذت برديم...امير من ميترسم نکنه قرار باشه احمدی نژاد بياد؟ يعنی نکنه هيچ کاری از دست ما بر نياد؟

    ReplyDelete
  16. من از بچگی هيتلر رو دوست داشتم / فکر ميکنم همه ايرانيا دوسش دارن / يه چيزی هست ميدونی حالا که از اسطوره گفتی ميخوام بگم :اسطوره من نمرود بود همون عوضی که ميگن پشه رفت تو دماغش و مرد ميدونی وقتی نتونست ابراهيم رو بسوزونه ازش نا اميد شدم / حالا تخم وترکش افتادن به جون هم  همين عربها و يهوديها رو ميگم

    ReplyDelete
  17. سلام امير جان! کاش سلام من رو به‌ش رسونده بودی.... يا حق!

    ReplyDelete
  18. tejarat InternetyJune 22, 2005 at 4:35 AM

    سلام . از نوشتت تو وب فاهوس لذت بردم

    ReplyDelete
  19. من اين دکتر را نمی شناسم. فقط اسمی از خودش و به بزرگراهی در تهران می شناسم. اما  اگه می گی خوبه حتما هست .بايد بشناسمش

    ReplyDelete
  20. صورتک خیالیJune 22, 2005 at 6:23 AM

    اين مردک اسطوره من نيست...!

    ReplyDelete
  21. کاش دکتر چمران جای اسطوره شدن حالا اينجا بود. کاش پدر طالقانی هم بود. کاش فرهاد زنده بود. کاش گلسرخی هنوز می نوشت کاش ...
    زنده باد وطن. زنده باد قلب بزرگ فرزندان وطن. خطر انحلال جمهوری دوباره داره همه بچه های ايران و دور هم جمع می کنه. زنده باد اسطوره های ايران. جام تلخ رای به هاشمی رو لاجرعه می خورم برای وطن

    ReplyDelete
  22. جالب بود...زندگی وقتی زيباست که آنطور دوست داريم تجربه اش کنيم...

    ReplyDelete
  23. سلام امير جون....راستش منم چمران رو اسطوره نمی دونم...اما به هر خال به هر کسی که اسطوره تو هست اخترام ميذارم

    ReplyDelete
  24. سلام... تنها کاری که ميشه توی اين مدت کم انجام داد اس ام اس زدنه... بذار مردم همون که لايقشونه رو انتخاب کنن... لياقت اين ملت در بالاترين درجه٬ هاشميه... ولی شايد اون رو هم نخوان... ما رأی خودمون رو می‌ديم ولی توانايی جابجايی ۱۵ ميليون رو رأی رو فکر نکنم داشته باشيم... يا حق!

    ReplyDelete
  25. راستی... قضيه‌ی اون حرفهای حساب‌ی که توی پست قبليت بود چيه؟.... به من که ربطی نداره؟ ها؟!!!!!

    ReplyDelete
  26. امیر عزیز متشکر از همه توضیحاتت و وقتی که گذاشتی.

    ReplyDelete
  27. امير جان میشه  IDتو بدی؟

    ReplyDelete
  28. اين از موارد نادری است که من با آيدين موافقم .. به نظر منهم اين مردک هیچم اسطوره نيست .. هرگاه اسمشو ميشنوم ياد روستا قارنا ميافتم .. شايد کسانيکه با کردستان و تاريخ پر از رنج و خون اون آشنا نباشند .. دانستن اينکه اين مثلن"اسطوره " همراه و همرزم و رفيق غار ملا حسنی بوده عجيب باشه .. شايد کمتر غير کردی بداند که آتش جنگ و فتنه افروزی در کردستان ايران توسط همين دکترای الکترونيک و رفيقش ملا حسنی آغاز شد و هن.ز هم دارد قربانی ميگبرد

    ReplyDelete