Wednesday, August 9, 2006

من نماينده حزب الله لبنان در وبلاگستان هستم

اهالی محترم ديار وبلاگستان:توجه شما را به متن پيام سيد حسن نصرالله به اينجانب -امير کاف- جلب می نمايم:


بسم رب القاسم الجبارين.انا فتحنا لک فتحا مبينا.اخوی امير الکاف!ضمن تقدير و تشکر از مجاهدت های بی پايان شما در حمايت از حزب الله لبنان به استحضار آن رزمنده راه آزادی قدس شريف ميرساند شما به عنوان نماينده اين جنبش در ديار الوبلاگستان منصوب ومامور ميشوید با دادن شعار و خواندن نوحه و به ويژه گرفتن ژست، مشت محکمی به دهان اسراييل غاصب وارد سازيد.باشد که بدین وسيله رسوبات چپگرايی و آنتی سميزم از خونتان خارج و سکوت ننگينتان به هنگام قتل عام يک ميليون توتسی در روآندا در سال ۱۹۹۴ جبران شود-بی خود هم زر زر نفرماييد که آن موقع ۱۸ ساله بوده و وبلاگ نداشتيد چشمتان کور دندتان نرم ميخواستيد داشته باشيد-زياده لا عرض.حزب فقط حزب الله!رهبر فقط نصرالله!


پی نوشت يک:آدم چيزهايی ميخواند که دود از همه جايش بلند ميکند.مثلا امروز انقدر دود از اين حقير سراپا تقصير برخاست که ميشد من را به عنوان وسيله ارتباط جمعی سرخ پوستان برای اطلاع رسانی با دود به کار گرفت.


پی نوشت ۲:بعضی دوستان و صدای امريکا و اسراييل ايضا اعتقاد دارندبه مناطق مسکونی لبنان برای اين حمله ميشود که از روی پشت بام خانه ها و منازل و حتی مساجد به سمت اسراييل موشک شليک ميگردد.جسارتا اگر به حساب رسوبات چپگرايی و آنتی فلانم نگذاريد هر راکت انداز کاتيوشا حدود ۱۴ تن وزن دارديک نفر مرا توجيه کند اين غولهای ۱۴ تنی را چطور ميبرند بالای پشت بام و بالعکس؟بعدش هم کسی بگويد نيروی عکس العمل موشکی که هفتاد کيلومتر برد دارد و ۲۱ کيلوگرم وزن چقدر خواهد بود و کدام سقف لامذهبی تحمل ان وزن و اين عکس العمل پرتاب را دارد؟من فکر کنم شخص سيد حسن نصرالله يک دانه ازين کاتيوشاهای ۱۴ تنی را ميزند زير بغلش و ميدود از پله ها بالا،بعد روی هوا نگهش ميدارد تا شليک تمام شود بعد ميدود پاييين و کاتيوشا را زير عبايش مخفی ميکند و من فقط در حيرت زور بازوی سيد و طاقت کمرش مانده ام که خدايش بيفزايد!

44 comments:

  1. سلام مهندس جان . آقا حرف مفت می زنند اين راديوهای بيگانه . آنها هم همانقدر مردم را خر فرض می کنند که صدا و سيمای خودمان!

    ReplyDelete
  2. والا چی بگم!!! ادم حيرون ميمونه...

    ReplyDelete
  3. عالی بود! یاد گفته ها و نوشته های طنز گذشته ات افتادم. راستی چرا نوشتن در این قالب رو که این همه درش توانایی داری جدی نمی گیری؟ یا شاید چرا شوخی نمی گیریش؟ قلم جذابی داری، بخصوص وقتی اینجوری تنه به طنازی می زنی.

    ReplyDelete
  4. راستی یادم رفت بپرسم ،  آنتی سمیزم یعنی چی؟

    ReplyDelete
  5. چون تيتر جمله منه جسارت می کنم بپرسم ميشه بگی رگ شوخ طبعی ات کجا رفته که با يه شوخی ساده دوستانه براق ميشی ؟؟؟؟؟؟

    ReplyDelete
  6. من يه هفته بود نتونسته بودم وبلاگت رو باز کنم . از تمام بحث های اينجا هم بی خبر بودم . حالا ميام می بينم شوخی من رو تيتر کردی واسه هر جوابی که به هرکسی می خواستی بدی . يعنی چی ؟!!! فکر می کنم آخرين باری بود که چه به شوخی و چه به جدی باهان مخالفت کردم . از اين به بعد فقط وقتی خواستم قربون صدقه ات برم و دربست موافقت خودم رو باهات اعلام کنم برات کامنت ميذارم چون در غير اينصورت انگار ... ! بگذريم !

    ReplyDelete
  7. توی بلاگ سينا هم نوشتم که من اصلا منظورم از ژست گرفتن تو نبودی . اصلا اون کامنت رو در نوبت ديگه ای و در جواب شری گذاشتم و می تونی تاريخش رو ببينی و صد در صد اگه با دقت خونده بودی اش رو حساب سوءتفاهم فريبا کله من رو نمی ذاشتی لب جوب گوش تا گوش ببری . تنها مخالفت جدی من با تو سر مساله جنبش چريکی بود و بس . اگه بتونی لطفا حساب من رو از بحثت با سينا جدا کنی ممنون ميشم چون تا جايی که می دونم بنده يه موجود واجب الوجود مجزای قائم به ذاتم که حرفام طی پروسه های فيزيولوژيک مغزی و حسی و حرکتی از دهن خودم در مياد !!!! نه از کی برد سينا تو بم ! خوش باشی ! زّت زياد !!!

    ReplyDelete
  8. اين رو هم بگم و برم . چون اگه نگم حناق می گيرم . می دونی بدترين قسمت عصبانيت چيه امير ؟ اينکه خشمگین شدن زمان کمتری لازم داره نسبت به انديشيدن . ادم زود خشم اول از کوره در ميره و بعد اگه وقت شد فکر می کنه ! اينجوری ميشه که بی گناه ميره بالای دار . اينجوری ميشه که تو کامنت من رو خونده و نخونده مشت رو حواله می کنی طرفم . متاسفم .

    ReplyDelete
  9. مهدی هنرپردازAugust 10, 2006 at 7:39 AM

    عزيز دلم! اميرم! برارم! از تو توقع انتقادپذيری بيشتری دارم. چرا به اين زودی از کوره درمی‌ری؟ همه‌ی تحمل مخالف همينه؟ من نمی‌دونم اينجا چزا اينجوری‌ه؟ هنوز يادم نرفته بحثهای انتخابات چه بر سر رفاقت من و يه دوست ديگه آورد. همه‌ی خوبی اين خراب‌شده اينه که حرافها رودررو نيست و می‌شه دو نفر رو نقد کنی و جواب نقدت رو بدون دلگيری بگيری.

    اميرم! يه ليوان آب خنک بخور و خارج از بدبينی و تعصب٬ کامنتهايی رو که ازشون دلگير شدی دوباره بخون. باور کن جايی برای اين همه ناراحتی ندارن.

    نبايد بذاريم اختلافهامون به جای اشتراکهامون تعيين کننده‌ي روابطمون باشن. اين يکی از آفات جامعه‌ی ماست که حداقل من و تو که دو کلوم درس کوفتی خونديم٬ نبايد تو دامش بيفتيم.

    يا حق!

    ReplyDelete
  10. مهدی هنرپردازAugust 10, 2006 at 7:46 AM

    نگاه جان! خواهر گلم! ايرادی رو که درباره‌ی عصبانيت به امير می‌گيری٬ به خودت هم وارده. اگه جمله‌ی «فکر می کنم آخرين باری بود که چه به شوخی و چه به جدی باهان مخالفت کردم . از اين به بعد فقط وقتی خواستم قربون صدقه ات برم و دربست موافقت خودم رو باهات اعلام کنم برات کامنت ميذارم» رو جدی گفته باشی٬ من نه برای خودم و شما دو نفر که برای همه‌ی بلاگستان متأسفم که هنوز الفبای گفتگو رو بلد نيستيم و تا ابد دور خودمون می‌چرخيم و به جايی نمی‌رسيم.

    می‌خوام بدونين که هر دوتون رو دوست دارم (نیازی به گفتن هم نیست) و اينها رو به اين خاطره که دارم می‌گم.

    يا حق!

    ReplyDelete
  11. آقا منم هستم

    منم با شمام!

    ReplyDelete
  12. ديه =ديگه

    ReplyDelete
  13. من عصبانيتت رو سعی می کنم درک کنم.می دونی منظورم از قتل عام رواندا محکوم کردن تو نبود منظورم اين بود که دارای يه طرفه به قاضی می ری همين.. سعی می کنم نظراتم رو که ممکنه باعث ناراحتی کسی بشه رو دیه به کسی نگم.اگه از دست من ناراحتی منو ببخش

    ReplyDelete
  14. امير يه سوال دارم اسرائیل بد اصلا نماینده رسمی و انحصاری شیطان و مقصر اصلی در همه مسائل. اما معتقد نيستی که حزب الله سر سورنی هم سر اين غائله اخير مقصره؟با چند پستی که ازت خوندم اين طور به من القا شد که حزب الله اصلا مقصر نيست .

    ReplyDelete
  15. امير عزيز به عنوان يک دوست فقط دوستانه جسارت ميکنم و ميگم هيچ چيز در دنيا ارزش بهم خوردن دوستی ها و دلخوری از دوستان رو نداره. سخت نگير. به هر حال هر کس عقيده ی خاص خودش رو داره. نظر تو هم قابل احترام است ولو اينکه مورد قبول من ه ديگری نباشه. ببين چه دوستان خوبی داری که اومدن به نوعی از سوء تفاهم ايجاد شده عذرخواهی کردند. اين يعنی دوستی با تو رو بيش از هر چيز ارزشمند دونستند اميدوارم تو هم به دل نگرفته باشی دوست من.

    ReplyDelete
  16. صورتک خيالیAugust 10, 2006 at 9:02 AM

    من از اول می دونستم تو نماينده حزب اللهی بايد به خودم افتخار کنم !

    يه پيشنهاد دارم ما که دستمون به نصرالله نميرسه تو رو از سانچوت ببنيدم به موشک شليکت کنيم بری پی کارت چيه چرا قيافه ميگيری فک کردی حالا دو برابر من هيکل داری ۳ برار زور می ترسم نه اقا من انتحاری پای حرفهام هستم از حزب الله و هرچی جنبش اسلامی و اينا هم هس بدم مياد حزب الله ففط زمانی ميتونست خوشم بياد ازش که رهبرش اخوند نبود و مارک اسلامی هم نداشتن درغير اينصورت مرگشون واجبه!

    ReplyDelete
  17. صورتک خيالیAugust 10, 2006 at 9:05 AM

    يه چيز ديگه سربازی رفتی؟

    من توپخونه اصفهان بودم

    اممم اين چيزهايی که بجای شيروانی استفاده ميکنن ديدی تو پشت بام؟ اسمش يادم نيست جنسشون بتنيها! اره از همونها اون موقع که سربازی بودم يکی از موشکها روی شيروانی سقف کلاس اموزشی بود که شب پشتش رو اتيش زده بودن و بنگ بنگ منفجر شده بود رفته بود خورده بود به کوه صفه! خلاصه داداش يکی از راه های شليک کاتيوشا اينه!خيلی آسونتر از اين حرفهاس!

    بعدشم خدا با حزب الله ديگه وزن و کيلو و اينا حساب نيست که...

    پوووف

    ReplyDelete
  18. صورتک خيالیAugust 10, 2006 at 9:09 AM

    ای امير بعدشم از من ناراحت باش و اين ناراحتی برو بمير و به تخمم

    ولی من با همه اينها تو رو دوست دارم و اين اصلا به تو مربوط نيست که چرا من تو رو دوست دارم فقط به خودم مربوطه!

    :*

    ReplyDelete
  19. امير٬ پادمان يعنی چی؟؟....

    راستی وقتی تو نماينده ی حزب الله هستی سانچو چی کارشه؟!

    ReplyDelete
  20. گمنام........خيلی برات متاسفم..اينه دوکراسی که ازش دم ميزنی....چرا کامنت های منو پاک ميکنی...هر کامنتی که به مذاق جنابعالی خوش نمياد  پاکش ميکنی....برات متاسفم  و...هر چند که ارزش  تاسف هم نداری ...

    ReplyDelete
  21. ردپای ايامAugust 10, 2006 at 12:29 PM

    به احتمال قوی اين پيام رو همون مترجم کاردرست کانال يک ترجمه کرده ، .... پس یقینا جای نگرانی نيست!

    ReplyDelete
  22. دلم گرفت امير ... چرا آرامش اينجا از بين رفته؟ چی کار کنيم که اين آرامش دوباره برگرده؟

    ReplyDelete
  23. همش زير سر همونی هست که گفتم جوابش رو نده! جرقه اين آتيش رو اون زد خودتم ميدونی.

    يکی ديگه از بهانه های اسرائيل برای حمله به غير نظاميان لبنانی مخفی شدن عناصر و چريکهای حزب الله ميان مردم غير نظامی عنوان شده است!

    یک حرفی هم اخیرا وزیر دفاع اسرائیل زده که البته جنبه تبلیغاتی حرفش به ساير جوانبش ميچربه!

    گفته ما اعراب رو به خاطر اينکه فرزندانمون رو ميکشند خواهيم بخشيد اما به خاطر اينکه ما رو مجبور ميکنيم فرزندانشون رو بکشيم نخواهيم بخشيد!!!

    در ضمن حتما شنيدی اسرائيل قبل از حمله توسط اطلاعيه های تلويزيونی راديويی و بعضا از طريق بروشور هايی ساکنان غير نظامی مناطق هدف رو به ترک محل تشويق ميکنه تا فقط مقاومان حزب الله هدف حملات قرار بگيرند نه مردم عادی.. البته اين خبر رو تلويزیون جمهوری اسلامی هم تاييد کرد منتها اسمش رو جنگ روانی اسرائيل عليه مردم بی دفاع لبنان گذاشت!

    برای اينکه فکر نکنی يک طرفه با قاضی رفتم توجهت رو جلب میکنم به اون لينکی که واست فرستادم..(همون مصاحبه شبکه اسکای نيوز...)

    ReplyDelete
  24. اصولا عربها از بابت کمر کم نمی آورند. !

    اما از شوخی گذشته اين جنگ لعنتی بزرگترين ضربه را به جبهه دموکرات و آزادی خواهی ايران وارد کرد ُ چون جمهوری اسلامی با نظامی کردن منطقه با خيال راحت مخالفانش را قلع و قمع می کند.

    ReplyDelete
  25. به بخش نظرات در حديث نامکرر   رجوع کن ..امير

    ReplyDelete
  26. آقا هر وقت از این سیاست چیزی فهمیدی من رو هم خبر کن!

    ReplyDelete
  27. دلم براي بيگناها مي سوزه

    ReplyDelete
  28. تجارت اينترنتيAugust 12, 2006 at 12:19 AM

    سلام . خوبی پازده ؟ ببين عزيزم موشک اندازهای حزب الله تک شليکه . درضمن ۱۴ تن هم نيس. دوران خدمت يادت بياد بازوکا رو. اينا چيزی شبيه بازوکا هس که موشکهای از ۱ متر تا دو و هفتاد روش نصب ميشه . با سه نفر هم قابل حمل هس . و اينکه از رو منازل شليک ميشه هم صحت داره و حتی قضيه قانا هم همين بوده . تو اخبار سانسور کردن که اسرائيل ۴۸ ساعت قانا رو بعد از حمله نميزنه تا بازرسا برن ببينن چه تجهيزاتی اونجا بوده. بهرحال من نظرم اينه : ايران با توجه به فشارها حمايت فيزيکی از حزب الله را قطع کرد و با حمله احمقانه حزب الله به گشتی صهيونيستها در حمايت از حماس شرايط خلع سلاح حزب الله عملی شده . حزب الله به يک حزب سياسی نهايت مسلح به کلاشينکف تبديل ميشود و ما در ماههای نه چندان دور غنی سازی با مشارکت روسيه و چين را آغاز ميکنيم و دور بعد رياست جمهوری با توجه به برداشته شدن بسياری از موارد تحريم اقتصادی و رفاه نسبی ایجاد شده باز احمدی نژاد رای مياره . مهمونا شلوغ که نميکنن؟

    ReplyDelete
  29. اقای محمد عزيز شما بازوکا ديدی بردش پنجاه کيلومتر باشه؟

    ReplyDelete
  30. مهدی هنرپردازAugust 12, 2006 at 3:04 AM

    نه! چرا بگذريم؟ حرفت رو بزن. اصلآ ما اينجاييم واسه حرف زدن نه برای حرف نزدن. چرا بگذريم؟ من منتظرم. از هر نقد و فحش و بد و بيراهی هم استقبال می‌کنم.

    چاکريم.

    يا حق!

    ReplyDelete
  31. سيد امير كامياب‌الله! سلام عليكم ! از همين جا همراهي خواهرانه خود را( آن هم از نوع دينيش) با مواضع شما اعلام مي‌دارم .واقعن خوشحالم كه چهار تا آدم حسابي پيدا مي‌شه كه جوگير نشه و حقيقت رو بين اين همه سياهي بتونه ببينه و احساس بكنه .در ضمن از بابت دلخوريم به خاطر سر نزدن هم بايد عذر خواهي كنم چون نمي‌دونستم لينكها رو نداري .موفق باشي برادر. ايدكم الله

    ReplyDelete
  32. سيد امير كامياب‌الله! سلام عليكم ! از همين جا همراهي خواهرانه خود را( آن هم از نوع دينيش) با مواضع شما اعلام مي‌دارم .واقعن خوشحالم كه چهار تا آدم حسابي پيدا مي‌شه كه جوگير نشه و حقيقت رو بين اين همه سياهي بتونه ببينه و احساس بكنه .در ضمن از بابت دلخوريم به خاطر سر نزدن هم بايد عذر خواهي كنم چون نمي‌دونستم لينكها رو نداري .موفق باشي برادر. ايدكم الله

    ReplyDelete
  33. واي واي! چه بگير بگيريه اينجا! چه خبر شده؟ به نظرم تنور بحث اينجا از آتش جنگ داغتره :) تا باشه جنگ حرف و کلام باشه :) راستي امير، اهود سلام رسوند گفت به حسن بگي "دمت گرم بابا، دمت گرم"

    ReplyDelete
  34. يه ماه جنگ شده و تمام دنيا انگار ريخته به هم هی سازمان ملل هی شورای امنيت و هی پخش مستقيم بمبارن و خلاصه اينکه گاهی فکر می‌کنم ما هشت سال جنگيديم  يعنی نود و شيش ماه و بعد تازه يه قطع نامه کردن توی پاچه آقايون... بگذريم برادر سر لشکر بخش دوم داستان سيب سبز رو نوشتم اگر مشتاقی بخوان : http://nas2h.blogspot.com/

    ReplyDelete
  35. واقعا متاسفم ..  از اون وزی که اين پست رو زدی در ادامه دو سه تا قبلی در همين مورد چنبار اومدم برات کامنت بذارم نميدونستم چی بگم .. حالا هم نميدونم! فقط بهت ميگم متاسفم در اين زمينه سر سوزنی باهات موافق نيستم .

    ReplyDelete
  36. سلام امير. اسم جديد تو وبلاگت ديدم فکر کنم <لصصثضص> اینجور اسم ها تازه مد شده؟ ولی یه جوریه آدم یادم لثه می افته.

    ReplyDelete
  37. دو ساعته دارم کامنتای اين پست و پست های قبلی رو می خونم....توی سرم صدای انفجار می آيد و تصاوير جنگ. چيزی نمی فهمم جز اينکه از جنگ بيزارم. هر جا ، هر طور ...

    ReplyDelete
  38. اينقدر سخت نگير...

    ReplyDelete
  39. منوچهر سابق !August 12, 2006 at 10:03 AM

    بعله ! بهت هم مياد ...فقط يک لطفی کن يکی از اون ريشهای حزب الله بزار لطفا

    ReplyDelete
  40. زبان مادریAugust 12, 2006 at 12:56 PM

    این قانون ملایم انسان‌ها است

    که آب را به نور تبدیل می‌کنند

    خواب‌ها را به واقعیت

    دشمنان را به برادران

    ReplyDelete
  41. نه برادر جان بايد کم کم راست راستکی عکس تو رو هم ،کاتيوشا به دست ،بزنند رو بيل بوردها تا دست برداری...یا شاید هم دست بر نداری چون ببینی قیافه ی اون جوری خیلی به ت میاد ، ها؟؟؟؟

    ReplyDelete
  42. فکر می کنيد اگر تو مملکت ما جنگ شده بود ( که شده بود ) بقيه دنيا چه می کردند؟ ما داريم برای کی و چی دل می سوزانيم ؟

    ReplyDelete
  43. آخه عزیز من مگه شما از نیروهای الهی خبردار نیستید؟! (:

    ReplyDelete
  44. خيلی جالب بود رفيق. من از فلسطين مزاحم می شم. اميدوارم موفق باشيد و نماينده ی ما هم بشويد.

    ReplyDelete