Sunday, August 20, 2006

يک روز پس از ۲۸ مرداد

۱-ديروز ۲۸ مرداد بود.اسمش که می آيد نميدانم ياد چه بيفتم.ياد سپهبد زاهدی تانک سوار يا شعبان جعفری و پری بلنده (اتحاد فواحش و زورگيران) يا سرهنگ ممتاز که تا آخرين گلوله از خانه نخست وزير دفاع کرد يا سرتیپ رياحی که با تمام اختيارات نظامی چنان بی کفايت بود که در برابر مشتی اوباش به قول خودش آچمز شد يا شير مرد پير که بر باد رفتن آرزو های مردمش را به تماشا نشست يا ملتی که صبح ميگفت: يا مرگ يا مصدق و عصر فرياد ميزد:جاويد شاه،مرگ بر مصدق...بهترين توصيف شايد همين باشد:ما ملت ۲۸ مرداد!


۲-نگرانت بودم پسر و خيالم راحت نشد تا با شرم اما مغرور، تلالو حلقه دست چپت را نشانم دادی.نفسم تازه راحت بالا آمد از ديروز.مبارکت باشد.مبارک هردوتان باشد...بقيه مسائل هم فقط کمی صبوری ميخواهد همت که مطمئنم شما هر دو بسيار ازشان برخورداريد.دلتان به شادی هميشه کنار هم!


پی نوشت:اين کشف گروه Era هم برای خودش عظيم کشفی بود.حسين سناپور در نيمه غايب تفسيری دارد از رابطه دو پرسوناژش به اين شرح:«يک ساختمان مدرن در دل يک بنای سبک باروک»موسيقی ارا بلافاصله من را ياد همين جمله انداخت.نوای همسرايی و ارگ گوتيک که پرتت ميکند به عصر باروک به همراه تکه های موسيقی مدرن که مثل نخ بادبادک نميگذارد از زمان حال جدا شوی

25 comments:

  1. اون شمارهء دو مشکوکه ... خبريه؟ ميدونی که من هميشه منتظرما!!!

    ReplyDelete
  2. اگه خوشحال ميشی . شعبون جعفری مرد  ب. به سايت راديو فردا سری بزن.

    ReplyDelete
  3. آری اينچنين بود برادر

    ReplyDelete
  4. چند روز پیش در ایستگاه مترو کرج شاهد سوار شدن گله ای عده ای از جماعت جمهور به داخل مترو بودم. آنچنان زور و فشاری آوردند که پای یک زن در فضای خالی میان کف مترو و مف ایستگاه فرو رفت و ... خلاصه شکست.

    بگذریم از حواشی فیلم فارسی قضیه، به گمانم پیش از « ما ملت 28 مرداد »، باید تکلیفمان را با چیزهای کوچکتر و ظاهرا کم اهمیت تری روشن کنیم. یکیش همین!  ما ملت مترو سوار!

    ReplyDelete
  5. مهدی هنرپردازAugust 20, 2006 at 6:09 AM

    ‌دلم می‌خواست درمورد ۲۸ مرداد بنويسم ولی ديدم تا اين مردم ـ به قول تو ـ «۲۸ مرداد» رو داريم٬ از اين ۲۸ مردادها زياد خواهيم داشت. کار رو بايد از جای ديگه درست کرد.

    بگذريم... حالت چطوره؟

    ReplyDelete
  6. تو تاريخ معاصر تعطيلم . يه جورايی به عمد لج می کنم که ندونم . بده بايد بخونم راجع به ش چيزهايی در حد شعبون و زاهدی می دونستم اونم به اين دليل که زاهدی فاميل بوده و شعبون را هم پدر بزرگ از تهران قديم به ياد داشت اما پری بلنده رو الان فهميدم

    ارا را خيلی دوست ميدارم هم به دليل ترکيبی که تو گفتی وهم به خاطر لحظاتی که با آن گذرانده ام

    ...

    ReplyDelete
  7. واقعآ‌ هم دلشون به شادی در کنار هم !‌

    ReplyDelete
  8. عکسای عصر کودتا رو می ديدم .. مصدق انگار ۱۰۰ سال پير شده بود...حالا حالا ها ۲۸ مرداد توی تقويم ما تکرار شدنی ه !

    ReplyDelete
  9. ردپای ايامAugust 20, 2006 at 8:43 AM

    جماعت خواب ! اجتماع خوابزده ! جامعه چرتی ! .. چه ملتی ! ....... جمعه کانال ۱ کميته مجازات رو پخش کرد تا يقين کنيم تاريخمان همچنان در حال تکرارست !

    ReplyDelete
  10. سلامبرامير.

    عشق من فقط شعبون بی مخ!!!

    ما از اون تاريخ مادها تا اين جمهوری اسلامی هزاران ۲۸ مرداد داشته و خواهيم داشت ...

    راستی حضرات اگه خيلی طلبه شيرينی هستن، آدرس شرکت رو بديد تا بعد...

    ReplyDelete
  11. در تعجب به سر می بردم که چرا اين پست رو ديروز نديدم که الان که دارم می بينمش کاملآ تعجبم برطرف شد . می دونستم که حتمآ راجع بهش می نويسی . خيلی باهوشم . نه؟

    ReplyDelete
  12. تنگی آئورتAugust 20, 2006 at 3:41 PM

    سلام. نثر گيرايی داريد که جا به جا درست در زمان مناسبش ، رگه طنزش ، خودش را نشان می دهد. جا دارد به ان قبل تر هايش هم سری بزنم.

    ReplyDelete
  13. اول اينکه ديشب شعبان جعفری (بی مخ)مرد درست روز ۲۸ مرداد.هرچند مشابه اش زياد هست ماشالله ملت ما تحفه پرور است.دوم عجب دوست آب-زيرکاهی! سوم لازم شد قدری جيب مبارک را جارو کنم ببينم اين چيه تو ازش تعريف می کنی. دل ات خوش

    ReplyDelete
  14. بابا حميد عزيزم!برای چی بايد از مردن شعبون خوشحال شم.حضرتش آلت فعلی بيش نبوده برادر...خدا رحمتش کنه

    ReplyDelete
  15. ۱-ديروز داشتم عکس پری بلنده رو ميديدم اتفاقن!

    ...

    ۲- همون که خودت گفتی.

    ۳- رو نمی شناسم.

    ۴- اينکه الان حواسم پرت تيتر پائينيه برم ببينم چی نوشته بودی...

    ReplyDelete
  16. مثل نخ بادبادک نمی گذارد از زمان حال جدا شی

    چه توصيف قشنگی

    ReplyDelete
  17. تجارت اينترنتيAugust 21, 2006 at 2:31 AM

    سلام . خدا رحمتش کنه . ياد شبايی که پدر با دقت زياد از اون روزا و رمضون يخی و شعبونو مهدی موبور- حميد انگوری - طيبو غيره ميگفت بخير. عيدت مبارک داداش

    ReplyDelete
  18. ممنونم امير جان از تبريكتون. سبز باشيد و برقرار و چشمان ما به جمال وبلاگ زيبايتان هميشه منور.

    ReplyDelete
  19. زبان مادریAugust 21, 2006 at 5:21 AM

    شعبان جعفري معروف به شعبان بي‌مخ که آلزايمر شديد داشته و مدت طولاني نيز به بيماري‌هاي قلبي عروقي و بيماري‌هاي مزمن ناشي از خوردن زياد کله‌پاچه!! دچار شده بود، صبح روز 28 مرداد 1385 به وقت آمريکا درگذشت."

    ReplyDelete
  20. اين مورد ۲ منو ياد ازدواج خودم انداخت حاجی!

    ReplyDelete
  21. خدا این شعبان بی مخ را بیامرزد.دستش از دنیا کوتاه!!!!و پشت سر مرده هم حرف نمی زنند

    ReplyDelete
  22. می دونی...وقتی خیلی خوبم یا کلی دمق..دوست دارم بیام اینجا .برام مهم نیست قضیه شعبون بی مخ نامه است یا بانو نامه...

    ReplyDelete
  23. منوچهر سابق !August 21, 2006 at 8:17 AM

    اوه .... يعنی بعله . اين سبک موسيقی بخصوص مورد توجه ما شرقی هاست . اون حرفی هم که در مورد مردم ايران زده بودی رو امروز در محل کارم مطرح کردم ... فکر کنم نزديک بود کارمو از دست بدم !

    ReplyDelete
  24. من یاد دخترای ننه دریا و پریای شاملو می‌افتم که هدف اصلی سرودنش حال و هوای مردم بعد از این کودتا بوده.

    ReplyDelete
  25. ممنون بابت تبريک :)

    baramoon doa konin

    ReplyDelete