Thursday, June 3, 2010

عمو قوام

صدایش می‌کردیم عمو قوام. همسایه‌ی دیوار به دیوار خانه‌ی کودکی من. صبح که پیچیدم توی کوچه و دیوار را پر از پارچه های سیاه دیدم برای چند لحظه نفهمیدم چه اتفاقی افتاده...آدم ملایمی بود، آرام و محتاط و مهربان. آدم‌های کودکی که می‌روند انگار با خودشان بخشی از خاطرات تو را هم می‌برند. حسم امروز مثل کسی بود که ناگهان فهمیده گوشه‌ای از گنج کودکی‌اش، بر باد رفته...

16 comments:

  1. یکی مثل توJune 4, 2010 at 3:22 AM

    کودکی !

    ReplyDelete
  2. کیمیاگری در پی کیمیاJune 4, 2010 at 6:19 AM

    تسلیت میگم چون بعضی خاطرات آدم با بعضی آدمهای دیگه فقط مال اون 2 نفره و وقتی یکیشون بروند دیگه کسی نیست که باهاش ابراز احساساتی داشته باشی چون فقط با اون شخص اون حس خاص بوده
    دوما روز مامانت مبارک که شمارو به این ور کائنات آوردند ایشالله که بهشت خوب زیرپاش جاشه

    ReplyDelete
  3. مرد مختصرJune 4, 2010 at 6:22 AM

    ای گنج نوش دارو
    بر خستگان گذر کن
    .
    .
    .
    عمری دگر ب باید بعد از وفات ما را
    کین عمر طی نمودی اندر امیدواری.


    مرد مختصر.

    ReplyDelete
  4. خدايش بيامرزد

    ReplyDelete
  5. به کجا باید رفت
               بعد از آن خاطره ها  
                                   که همه هستی من
                                                           از آنهاست ..............

    ReplyDelete
  6. چه حس بدیه...
    متاسفم

    ReplyDelete
  7. کملک(پرنده ی دشت)June 6, 2010 at 9:38 AM

    می فهمم چی می گی ..انگار یه برش از یه مقطع زمانی زندگی آدم رو با خودشون می برن و جاش همیشه خالی می مونه....

    ReplyDelete
  8. پژمان الماسی‌نیا(چای تلخ)June 7, 2010 at 11:25 AM

    قلب در کار ارغوانی تازه،
    ظهر بهار بود
    و کوچه در کسوف کامل غلطید.

    با احترام:
    پژمان الماسی‌نیا

    ReplyDelete
  9. وقتی دستت به نوشتن نمی‌رود می‌آیی و می‌نویسی چگونه کلمات سر ناسازگاری دارند با تو.
    چندوقتی است حتى همین را هم نمی‌نویسی و این ننوشتن دارد کم‌کم نگرانی می‌آورد.

    ReplyDelete
  10. ببخشید که برای مطلب قبلی می نویسم. گمان نمی کنید مدیریت پرسپولیس هم از همین دولت برآمده؟ به نظر شما حبیب کاشانی را فرد دیگری خارج از دولت احمدی نژاد برگزیده؟ از تحلیلگری مثل شما بعید است که از قضیه مشت نمونه خروار را اینقدر خام دستانه استفاده کند. البته این نه تأئید همه افعال رئیس جمهور است و نه نه رد آن. اصولاً قضاوت فله ای کردن کار نادرستی است. آدمها و افعالشان را باید به دقت و تک تک مورد قضاوت قرار داد.

    ReplyDelete
  11. کاش یک پست بذاری راجع به اح م د ی ن ژ ا د که میخواد اون هواپیما رو برا اسکرت کشتی هایی که تا آخر هفته می ره غزه بفرسته باهاشون
    و بگی احتمال اینکه اسراییل هواپیمارو بزنه چقده؟و احتمال راه افتادن جنگ چی؟

    ReplyDelete
  12.  

    چند وقتی است فکر می کنم کاش می شد بخشی از خاطراتم را می گذاشتم توی یک صندوقچه درش را قفل می زدم و آن صندوقچه را می بردم به متروک ترین قسمت مغزم و هرگز ،هرگز به کسی اجازه نمی دادم به آن بخش مغزم راه پیدا کند که مبادا در آن صندوقچه را باز کند و...  

    آن وقت می گذاشتم این خاطرات برای همیشه در آن متروکه بماند و خاک بخورد آنقدر که خودم هم فراموش کنم چنین چیزی وجود داشته ،کاش می شد بدانم بدون این خاطرات زندگی چگونه است ؟

    ...

                               ................................................................................................

     

    خاطراتی هست که خیلی دوستشان دارم آنقدر که حاضر نیستم به هیچ قیمتی آنها را با دیگری شریک بشوم

    خاطراتی که مطمئنم اگر روزی همه ی گذشته ام را هم گم کنم با این خاطرات پیوند می خورم به روزها و ساعاتی که انگار همه ی ثانیه هایش را زندگی کرده ام خاطراتی که در سخت ترین لحظات زندگی یاد آوریش لبخندی پنهانی بر لبهایم می نشاند ،خاطراتی تکرار ناشدنی ،نمی خواهم بدانم بدون این خاطرات زندگی چگونه است؟        

    ReplyDelete
  13. برای نزدیک دانستن حبیب کاشانی به تئوری های فکری قالیباف دلیلی هم دارید یا حس شما این است؟

    ReplyDelete
  14. خیلی سخته!همیشه از مرگ کسانی که خاطرات کودکیم باهاشون بوده وحشت داشتم.

    ReplyDelete