Thursday, September 6, 2007

روز گار کژمدار

۱-گردون نداریم.واضح و مبرهن است که حس و حال نوشتن نیست،گردون که جای خود دارد

۲-اتفاقای این چند روز،خیلی به فکرم فرو برده.آیا اینجا نوشتن اصلن به جنگ اعصاب و بگیر و ببندش میارزه؟اینکه اصلن من کار درستی میکنم در مورد زندگیم انقدر واضح اینجا مینویسم؟اینکه اگر من در حد چند خط از زندگیم مینویسم دلیل کافیه که به جای نوشته،نویسنده نقد بشه؟و...

۳-الان فکر میکنم اشتباه کردم جرو بحث راه انداختم-جدای از درست یا غلط بودن اون کامنتها.عصبانی شدم و عصبانی نوشتم.رنجیدم و شاید رنجوندم.باز بر میگردم به اینکه اصلن نوشتن تو این فضای مجازی ارزش رنجیدن و رنجوندن رو داره؟

۴-چرا عصبانی شدم؟خیلی فکر کردم به این قضیه.تهش به این نتیجه رسیدم که از اینکه قضاوت شدم بهم ریختم.سوال بعدی اینکه چرا بهم ریختم؟الان فکر میکنم یه سایه از خودم رو دیدم و این خیلی آتیشم زده...باید در من یک قضاوت کننده بی رحم وجود داشته باشه که قضاوت شدن اینطور از خود بیخودم کرده...دارم آماده میشم برم سراغ این سایه!

پی نوشت:روزای بدیه.در همه جبهه ها زندگیم ریخته به هم:از کار بگیرید تا وبلاگ نوشتن تا دو زار سهامم تا...روزای خوبیه.همه اینا هستن و من تو رو دارم برای پناه بردن بهش،من تو رو دارم و این خودش همه چیزه!

15 comments:

  1. با سلام خدمت مدیر وب سایت

    وبلاگتونو دیدم مطالب خوب و جالبی نوشتین: خوبه نشون میده که برای بهبود هر چه بهتر وبتون دارین زحمت میکشین

    من مدیر سایت بازار روز هستم

    سایت Www.BazareRoz.Com

    مدتی هست که شروع به کار کرده برای همین منظور خواهشی که از شما داشتم اینه که اگه زحمتی نباشه

    لینک سایت ما رو در وبلاگتون بگذارید

    یعنی تبادل لینک کنیم

    اگه مایل بودین لینک ما را با آدرس

    Www.BazareRoz.Com

    را با عنوان

    <<< يه سر حتما اينجا بزن >>>

    را در قسمت پیوندها تون در وبلاگتون بزادید

    و در قسمت تماس با ما در سایت آدرس وبلاگتونو  حتما درج کنید و به من اطلاع بدین تا من هم لینکتون کنم و به شما بگم

    کار اصلی سایت ما فروش سی دی " صنایع دستی " نرم افزار" پزشکی " ورزشی و لوازم مایحتاج زندگی و..... به صورت آنلاین در سراسر کشور

    با آرزوی موفقییت برای شما

    بازم بهت سر میزنم

    ما هر روز آنلاین هستیم

    ReplyDelete
  2. رفيق و برادر اميرحسين، می گذره اين روزا ...

    ReplyDelete
  3. مهمش پی نوشتشه برار جان ....

    ReplyDelete
  4. می گذره دوست جان ... مي گذره ... دل قوی دار

    ReplyDelete
  5. خريداريم. همه ی غم و غصه هانون رو خريداريم...

    ReplyDelete
  6. سلام.

    منم دوست دارم مثل تو به این اسپم یه فحشی بدم!

    اما حرف زدن با تو مهمتره.

    ...

    این نیز بگذرد. شب سمور گذشت و لب تنور گذشت ...

    ReplyDelete
  7. اين که ديگران نقدت کنن هميشه رنج آوره و هميشه يه صدای محکم از درون که می گه:اون آدم هيچی از هيچی نمی دونه!!

    و توی اين دنيای مجازی و آدماش که ديگه نمی شه گفت رنج آوره...يه حس افتضاحه که آدم نمی دونه چی کار بکنه يا چه جوری بگه که:آهای آدمه....من عزيزام هم اين قدر صريح باهام صحبت نمی کنن!

    اما من ياد گرفتم به جای حرص و جوش خوردن يک ذره راجع به حرفای اون آدم فکر کنم و اگه واقعاْ از نظرم درست نيست بذارم هر چی دلش می خواد بگه٬بگه!!به جهنم....کيه که گوش کنه؟؟

    ReplyDelete
  8. ز گريه مردم چشمم نشسته در خون است...

    گفتن اينکه اين روزا می گذره چقدر تکراری شده و گفتن جملات تسکین دهنده ای که خودمون هم بهش ايمان نداريم و چيزی که چنين باشه لاجرم بر دل نشيند!!

    ReplyDelete
  9. به دل نگير... فحش بچه صلواته

    ReplyDelete
  10. مرتضی رجبیSeptember 7, 2007 at 7:32 AM

    همچنین برای من هم اوضاع بدیه که میبینی دست و دلم به نوشتن نمیاد! سهام رو که دیگه نگو که خیلی وقته بدبخت شدم رفت پی کارش! خدا نسل این انسان رو از روی زمین برداره!

    به هر حال امیدوارم حس نوشتنت برگرده!

    ReplyDelete
  11. امير جان به نظر من تمام اتفاق هايی که برات افتاد ارزش اينو داشت که اون سايه رو پيدا کنی.

    ReplyDelete
  12. سلام.. فکر کنم بايد مثل خودت بنويسم که : خوبه که تو روزهای بد.. روزنه ای هست برای اومدن نور و لبخند زدن..../ فکر ميکنم ارزششو داره... اين دنيای مجازی ما انگار يه کمی واقعی گاهی دلمون رو ميگيرانه! يا اعصابمون رو ميچلانه...ولی باز انگار يه چيزايی هم داره که واقعا نگهمون بداره!

    ReplyDelete
  13. شايد احتياج داري به خودت يكم فرصت بدي تا بتوني خودت و از اين آشفتگي آروم كني.

    بعضي وقتها تنها بودن و تنها فكر كردن از هر چيزي واسه آدم بهتره.

    ReplyDelete
  14. همچنان بی حوصله ؟!

    ReplyDelete