Saturday, April 26, 2008

الاحساس و المشاهده

حسم یه طوریه انگار یه تراکتور بزرگ قرمز که چرخاش گلی ان از روم رد شده...همونی که دندون جلوی رانندش کرم خوردگی داره، طرف کلاه حصیری گنده زردم سرشه.حسم یه طوریه که موندم زیر چرخ راست تراکتوره که بو تاپاله و چمن میده...حس صابمردم اینطوریاست

7 comments:

  1. حتی تو همچین حالی هم باز قرمز بودن تراکتوره جای شکر داره ..هیچ خوش ندارم زیر یکی از اون قراضه هاش که دیگه معلوم نیست رنگشون سیاه است یا سبز لجنی گیر بیفتم.

    ReplyDelete
  2. ربطی به ژان والژان داره؟
    چمن که به خودی خود بدبو نیست!
    چرخه ثابت مونده؟راه نمیره تو خلاص شی؟
    گاری از راه جنگلی نمی گذره اصلا؟
    پروانه ای که روی گاری میشیده وزنشو سنگین تر می کنه؟
    ...
    خب من دارم حستو درک می کنم کم کم

    ReplyDelete
  3. منکه انگار زیر تریلی 18 چرخ موندم اینروزا؛ راستش دیگه حسی نمونده!

    ReplyDelete
  4. چه حس ملموسی امیر جان..گویا اپیدمی شده اینروزها !!

    ReplyDelete
  5. خدا نیاره اون روز رو که اره تو ماتحت آدم گیر کنه

    ReplyDelete
  6. امیر شکیلاApril 27, 2008 at 4:38 PM

    خدا اون روز نیاره امیر جان.
    خدای ناکرده تراکتورش که از این هوشمندا نیست؟ قویاً توصیه می شود که این خبر را در روزنامه ایران يكشنبه ۸ ارديبهشت ۱۳۸۷ در رابطه با تراکتور های هوشمند بخوانید.
    http://www.iran-newspaper.com/1387/870208/html/social.htm#s841254

    ReplyDelete