Saturday, February 14, 2009

چیز هایی که فقط می شود برای یک هوادار فوتبال توضیح داد

١-می آیند.آبی،قرمز،شادی،خشم...صدایی می غرد توی دلت:بزنید لهشان کنید


٢-نشسته روی مبل،زانو هایم را بغل کرده ام تا شاید این حالت جنینی کمی آرامش به من بدهد.چشم برنمیدارم از تلویزیون.مهم نیست که بازی یخ است من دارم از گرمای هیجانی درونی شده به عمق ده ها سال عرق می ریزم


٣-آن بچه مزلف قرتی،دروازه بانشان را می گویم،با دست آرش را هل می دهد روی زمین.یک امیر کنار ایستاده و با حیرت به آن یکی امیر می نگرد که مثل گرگی خشمگین،پریده جلو و در دو سانتی صفحه تلویزیون دارد واژه هایی رکیک را زوزه می کشد.دستش می رسید آن آشغال را؛دروازه بانشان را می گویم دیگر؛ می کشت


۴-نیمه اول تمام.میدانم مساوی برایشان برد است.ما باید لهشان کنیم.ما قوی تریم،بهتریم، ما استقلالیم،منتظر نیمه دوم می مانم با اضطراب


۵-آرش چند نفرشان را جا می گذارد،توپ می رسد به جباری،یک نگاه به دروازه و آن توپ لعنتی توی گل است.برای چند لحظه زمان متوقف می شود و انگار کسی درون من لالایی می خواند برایم:ببین آروم باش،گل زدین،آره آره جلو افتادین،آروم باش...مشت هایم گره کرده رو به آسمان انگار تقاصی تاریخی را از دشمنی دیرینه گرفته ام


۶-دوباره جنین می شوم.اضطراب،اضطراب.مجیدی می آید جای جانواریو و فردوسی پور می گوید مجیدی تابحال هیچ دربی را نبرده است.می ترسم.نکند نبریم؟تپش قلب دارد عاصیم می کند


٧-کور حمله می کنند و ما مسلط به بازی هستیم.سیاوش اکبرپور دو موقعیت تک به تک پیاپی را از دست می دهد.هزار لعنت خدا...یکیشان توی گل می رفت با خیال راحت می نشستیم و دست و پا زدن مذبوحانه این جماعت لنگی را تماشا می کردیم


٨-می رسیم به دقیقه هشتاد.می ترسم.الان سه بازی متوالی است که جلو میافتیم و بعد در همین دقایق آخر با بدشانسی تن می دهیم به مساوی.خدایا چرا این ثانیه ها نمی گذرد؟


٩-دو موقعیت خوب گل دارند.جباری را هم بیرون کشیده و این یعنی تیم می رود عقب و جمع می شویم دم دروازه خودمان.این یعنی نیمه جان شدن تا پایان بازی.یعنی عذاب،حرص،ترس...خدایا این بازی کی تمام می شود؟


١٠-آن الاغ ۴ ستاره،علیزاده می آید کنار زمین.خدایا این چرا؟سرجدت امیر قلعه نوعی این مردک لندهور آخر قرار است چه کمکی به ما کند؟مدافع است؟توپ نگهدار است؟می دانستم با آمدنش ده نفره می شویم اما نمی دانستم با حضور نحسش حریف را هم ١٢ نفره می کند.حیوان فرق فوتبال و والیبال را نمیداند و با یک اسپک مضحک دقیقه نود و چهار پنالتی می دهد به لنگی ها...فکر کن پنالتی می دهد در یک دقیقه مانده به پایان


١١-قلبم دارد جایی بیخ گلویم می زند.ضربان نبض در شقیقه ام دیگر خارج از تحمل است.مجبور می کنم خودم را که پنالتی نگاه کنم.می دانم مساویست.می دانم از وحید دیگر معجزه بر نمیاید.توپ توی گل است و ما باز هم بازی برده را مساوی کرده ایم.غمگینم.غم عالم توی دلم است.پوچم،لعنت خدا به علی علیزاده،باید می زدیم لهشان می کردیم...ده دقیقه برای خودم توی همان دو وجب جا راه می روم،غر می زنم،فحش می دهم تا کم کم بر می گردم به حال عادی...اشکالی ندارد هر چه باشد ما صدر جدولیم، نه امتیاز بالاتر و لنگی ها گردنشان رگ به رگ شده از بس سرشان را به عقب خم کرده اند تا به صدر،آن جا که مانشسته ایم با حسرت خیره شوند

41 comments:

  1. "دست" علیزاده درد نکنه ! ...

    ReplyDelete
  2. امیر جون چیزی زدی؟ خیلی سرت گرم شده ها...مواظب خودت باش ...زیاده روی نکن.

    ReplyDelete
  3. این مساوی شدن انگار دیگه رسم شده

    ReplyDelete
  4. ارباب کم کم دارم این تئوری که دستهای پشن پرده بیرون زمین نتیجه رو رقم می زنند رو باور می کنم.. اصلا علیزاده ماموریت داشت انگار تا مساوی رو تقدیم لنگی هاکنه..

    ReplyDelete
  5. رضای قاری زاده!همین که نود و چهر دقیقه کل ارتش سرخ!!داشت چمن گاز می زد خودش نشون دهنده اصل و فرع ماجراست.موقعیت گلتون هم که کمتر بود.دیگه حرف حسابتون چیه؟

    ReplyDelete
  6. جوان ترین بودن توجیهی برای اوباش بودن و وقیح بودن و لات بازی نیست هست؟هرچند از بازیکنای تیمی که اسطورش علی دنبه است و مظاهرش پایان رافت فحاش و مجتبی محرمی چاقو کش نمیشه بیشتر از این توقع داشت

    ReplyDelete
  7. آرمان آریایی!ما یازده نفره توی دروازه بودیم؟تیمی که یازده نفره توی دروازه است دو تا موقعیت تک به تک خراب می کنه؟

    ReplyDelete
  8. رضا قاری زادهFebruary 14, 2009 at 5:18 AM

    میگم معلومه اخر بازی اشک تو چشمهات حلقه زده بوده درست آمار بازی را ندیدی ها . موقعیت گل برابر بود اخوی

    ReplyDelete
  9. رضا قاری زادهFebruary 14, 2009 at 5:20 AM

    ولی خداییش دیدین کامل ترین تیمتون تو بهترین شرایطش هم حریف تیم بحران زده ی ما نمیشه

    ReplyDelete
  10. آقای دیوانهFebruary 14, 2009 at 5:38 AM

    آقایون لنگیا یادشون نمیاد که نیمه اول از ترس فلان جای دروازه  و دروازه بانشون 7 نفره می چسبیدن به نیمه شون و ت... نمی کردن بیان توی نیمه استقلال...
    کسی که به ما نپریده بود!
    جمع کنید دیگه بابا!

    ReplyDelete
  11. آقای دیوانهFebruary 14, 2009 at 5:42 AM

    به نظر بازی:
    داداش دیگه لازم نیست اصلا اینکارا تیمی که دقیقه 93 گل بزنه دیگه فکر نکنم حرفی هم داشته باشه!

    ReplyDelete
  12. چقدر تنفر و عصبیت هست توی این پست!

    ReplyDelete
  13. The Knight of DarknessFebruary 14, 2009 at 6:14 AM

    آقای دیوانه منچستر هم دقیقه 93 به بایرن گل زد و قهرمان شد تازه کلی هم حرف برای گفتن داشت پس از این به بعد فکر نکن حرفی برای گفتن نداشت بلکه فکر کن داشت تازه شانس آوردین به دقیقه 96 نرسید وگرنه ما این لحظه حرف ها داشتیم واسه گفتن

    ReplyDelete
  14. من نابود شدم در يك لحظه، هنوزم داغونم، خوبه كه به حال عادي برگشتي بعد از ده دقيقه...كاشكي حداقل اين ر.قاري كامنت گذار نمكي اينجا دم دستم بود نطقشو رنگين‌تر مي‌كردم

    ReplyDelete
  15. بچه ها بهم نپرید لطفن...شوخی بودن این کل کل ها رو که یادمون نرفته ها

    ReplyDelete
  16. تنفر نبوده بهناز جان ولی عصبیت چرا...

    ReplyDelete
  17. اوهوم اوهوم بحران زده.,

    ReplyDelete
  18. حالا خوبه اسم پست ر و گذاشتی فقط هوادار فوتبال می فهمد

    ReplyDelete
  19. حالا خوبه اسم پست ر و گذاشتی فقط هوادار فوتبال می فهمد

    ReplyDelete
  20. در ضمن آخر  آخر

    ReplyDelete
  21. من و مهران هم همچین حالتایی رو داشتیم...

    ReplyDelete
  22. جان هر چی مرد تو دنیاست این آیتمت 7 دیوونم کرد بس که خندیدم...معنی کور حمله کردن رو هم فهمیدیم...دفاع گوشتی راه انداخته بودید با 11 نفر .

    ReplyDelete
  23. رضا قاری زادهFebruary 14, 2009 at 4:31 PM

    خداییش فکر کردین ما هم تیم اکبر اوتیم که تبانی کنیم 9 تا ازتون بخوریم

    ReplyDelete
  24. رضا قاری زادهFebruary 14, 2009 at 4:32 PM

    کل یوم امیر قلعه نویی خدای تعویضه

    ReplyDelete
  25. رضا قاری زادهFebruary 14, 2009 at 4:35 PM

    توپ دستتون بود . موقعیت گلتون از ما بیشتر بود . پاس درست میدادین . حرکات ترکیبی داشتین . کرنر زدین . آخه چی کار کردین که پررو پررو میگی ما شانس اوردیم

    ReplyDelete
  26. رضا قاری زادهFebruary 14, 2009 at 4:36 PM

    وجداناً یه سوال بپرسم مردونه جواب میدی؟
    خیلی دورخیز کرده بودین تلافی 6 تا را در بیارین ؟ مگه نه؟

    ReplyDelete
  27. رضا قاری زادهFebruary 14, 2009 at 4:37 PM

    در ضمن داداش گلم فوتبال با سوت داور شروع میشه با سوت داور هم تموم میشه زیاد به تایمر بالای صفحه تلویزیون دل خوش نکن . این را به اون بچه قرطی های تیمتون هم بگو

    ReplyDelete
  28. آرمان آریاییFebruary 14, 2009 at 4:44 PM

    دم رضا هم گرم که ازون پرسپولیس های اصیله..خیلی حال میکنم باهات به مولا...به امید فردای روشن برای من٬ تو و تمام مردم دنیا

    ReplyDelete
  29. داش رضا این جوونا یادشون نیست..یادته به آقا مجتبی چی می گفتن؟

    ReplyDelete
  30. داش رضا پازل تاکتیکی امیر کل یوم چی بود دیروز؟ در ضمن امیر خان یه ندا به این دوست دیوانه ات بده دوباره بیاد و کمی طرفداران استقلال در عالم مجازی را جبران کنه.

    ReplyDelete
  31. آن که مربی اش امیر لمپن باشد و مدیر عاملش واعظی قداره کش معلوم است به جوان ترین دروازه بان لیگ چنین گستاخی خواهد کرد....از تو می گذریم.

    ReplyDelete
  32. دکتر ر.قاری جان شدیدن از مساوی به وجد امده ، تجویز داروهای قوی‌تر رو نگه دار واسه خودتون برای روز قهرمانی استقلال، آره جوون..  

    ReplyDelete
  33. موقعیت گل مساوی بود ولی با اون موقعیت شماری های تلویزیون ایران! یارو توپ رو سانتر کرده نیکبخت خیکی نرسیده اصلا به توپ, توپ از اون ور رفته بیرون موقعیت گل حسابش می کنن!

    ReplyDelete
  34. کسی که واقعا فکر می کنه که کور حمله نکرد پرسپولیس یا منطقش به اندازه شمبلیله ست. یا به اندازه همون شمبلیله فوتبال رو می فهمه. آخه دیگه یه ... هم می شست پای تلویزیون می فهمید که اینا دارن علی اصغری یا همون علی دمبه ای حمله می کنن.

    ReplyDelete
  35. ضمنا حالا آخرش به چی دل خوش کردین با این حرفهاتون؟ تازه به فرض بازی کاملا عادلانه مساوی شد. فعلا که 9 امتیاز اون پایینین. حالا پایین تر هم می رین. صبر کن!

    ReplyDelete
  36. آقای شوالیه تاریکی! منچستر دقیقه 93 گل زد. ولی تا دقیقه 93 حرفی برای گفتن داشت. نه اینکه مثل قرمزای ایران همه شون آماده گریه شدن باشن. باورشون شده باشه که هیچ کاری از دستشون بر نمیاد. رسما هیچ کاری نکنن تا اینکه فقط یه معجزه- که خودشون هیچ نقشی توش نداشتن- نجاتشون بده. تا بیان الان این حرفهای مضحک رو بزنن...

    ReplyDelete
  37. اخه جیغیل میغیل چی از فوتبال می دونی.
    می دونی داری در مورد پر طرفدارترین تیم اسیا صحبت میکنی؟
    اگه من دو سال پیش اون بد شانسی رو نمیاوردم و پام تو اون بازی شوم نشکسته بود میرفتم پرسپولیس و به شما استقلالی ها هم می فهموندم که خیلی بچه اید...
    در ضمن علی کریمی حسابی اسکولتون کرده بود خودتون هم می دونید

    ReplyDelete
  38. اخه جیغیل میغیل چی از فوتبال می دونی.
    می دونی داری در مورد پر طرفدارترین تیم اسیا صحبت میکنی؟
    اگه من دو سال پیش اون بد شانسی رو نمیاوردم و پام تو اون بازی شوم نشکسته بود میرفتم پرسپولیس و به شما استقلالی ها هم می فهموندم که خیلی بچه اید...
    در ضمن علی کریمی حسابی اسکولتون کرده بود خودتون هم می دونید

    ReplyDelete
  39. اخه جیغیل میغیل چی از فوتبال می دونی.
    می دونی داری در مورد پر طرفدارترین تیم اسیا صحبت میکنی؟
    اگه من دو سال پیش اون بد شانسی رو نمیاوردم و پام تو اون بازی شوم نشکسته بود میرفتم پرسپولیس و به شما استقلالی ها هم می فهموندم که خیلی بچه اید...
    در ضمن علی کریمی حسابی اسکولتون کرده بود خودتون هم می دونید

    ReplyDelete
  40. فهمیدید فقط پرسپولیس

    ReplyDelete
  41. خوشم میاد میدونید چه بازیکن های  ...خلی دارید که فرق والیبال و فوتبال ونمیدونن

    ReplyDelete