Thursday, February 12, 2009

یک شب خوب خدا

نشسته ام روی آن مبل بزرگ سه نفره و دارم مقاله ای در مورد قدرتمندان و ضعفا از مجموعه «روح پراگ» نوشته ایوان کلیما،نویسنده چک می خوانم...نشسته ای روی آن مبل تک نفره و داری شعری از کتاب «خواهران تابستان» بیژن نجدی می خوانی


جیمز بلانت گذاشته ایم که بعضی آهنگ هایش وادارم می کند از خیر خواندن کتاب بگذرم،از آشپزخانه هم صدای جلز ولز کدوی در روغن می آید که بعضی وقت ها وادارت می کند شعر خواندنت را نیمه کاره رها کنی.گاهی به من لبخند می زنی،گاهی برایت قسمتی از مقاله را که دوست داشته ام می خوانم.گاهی می روی به کدو های توی تابه سر می زنی،گاهی کتاب را می بندم و به تو فکر می کنم...


از ذهنم صدایی می گذرد،در قلبم می شنومش:«هی فلانی!سعادت باید همین باشد»


 

24 comments:

  1. واااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااای   واااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااای
    واااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااای
    واااااااااااااااااااااااااااااااااااااااای
    واااااااااااااااااااااااااااااااااااااای
    واااااااااااااااااااااااااااااااااااای
    وااااااااااااااااااااااااااااااااای
    وااااااااااااااااااااااااااااااای
    وااااااااااااااااااااااااااااای
    واااااااااااااااااااااااااای
    واااااااااااااااااااااااای
    واااااااااااااااااااااای
    واااااااااااااااااااای
    واااااااااااااااااای
    واااااااااااااااای
    وااااااااااااای
    واااااااااای
    واااااااای
    واااااای
    واااای
    واای
    وای
    خیلی خوب بود .. خیلی ... ، منم از این سعادتا می خوام ...

    هم خوب بود .. هم خوب توصیف شده بود

    ReplyDelete
  2. آقای دیوانهFebruary 12, 2009 at 1:11 PM

    http://mr-crazzy.persiangig.com/audio/Divone%20Az%20Ghafas%20Parid.mp3

    ReplyDelete
  3. ارباب فقط عرق خوب کم بوده ظاهرا...

    ReplyDelete
  4. اون کدو ها نسوختن؟ ... من هیچوقت نمی تونم وسط آشپزی شعر یا وبلاگ یا کتاب بخونم. یعنی در واقع بر عکس! یعنی هیچوقت نتونستم وسط شعرخوندن آشپزی هم بکنم. خب کدو ها معمولن می سوزن. حتی اگر سعادت همان باشد!!

    ReplyDelete
  5. همیشه شاد باشید.

    ReplyDelete
  6. درود
    خوشحالم که دوباره نوشته هاتو سرشار از عشق وامید می بینم .
    خوش باشی همیشه

    ReplyDelete
  7. خیلی ساده و لطیف بود

    ReplyDelete
  8. مطمئن باش همینه . تصویرش همینطور جلوی چشممه.

    ReplyDelete
  9. ارباب ممنون از اون داستانی که برام فرستادی.. داستانه به طرز غریبی شبیه فیلمنامه بود اصلا و تبدیل کردنش به یک فیلمنامه چندان کار دشواری نبود. اما به دو دلیل نمی تونم کار کنمش. یکی اینکه رنگ و بوی بومی داره ثانیا هنرپیشه ی زن نداریم (هر جند سیاهی لشکر زن زیاد داریم)

    ReplyDelete
  10. همینه...
    همینه...
    اورکا

    ReplyDelete
  11. من همیشه  یک تشکر بهت  بدهکار میمونم .

    ReplyDelete
  12. آرمان آریاییFebruary 13, 2009 at 8:16 AM

    سلام..سعادت یعنی گرفتن یک مساوی از شیرهای قرمز!..بهترین نتیجه تان در لیگ را همین امروز گرفتید...به امید فردای روشن برای من، تو و تمام مردم دنیا

    ReplyDelete
  13. چرا اینا همیشه باید دقیقه 90 به بعد به ما گل بزنن؟ :((

    ReplyDelete
  14. آقای دیوانهFebruary 13, 2009 at 10:43 AM

    اوهو! کسی که به ما نپریده بود! بابا این لنگیا عجب رویی دارنا...

    ReplyDelete
  15. شادمانی‌ات بی‌ته.  لنگی ها رو هم ولشون کن، اینا انقدر ذلیل شدند که با یه مساوی اونم با آجان‌کشی این‌طوری خوش خوشان‌شون می‌شه و معلوم نیست اصلا دارند واسه چی کری می‌خونند.  دلم می‌سوزه براشون که انقدر سطح توقعشون نازل شده.

    ReplyDelete
  16. 100% موافقم با آزاده جان!

    ReplyDelete
  17. شاید همین باید باشد.,

    ReplyDelete
  18. شاید...همین باشد

    ReplyDelete
  19. مردی با مسئوليت محدودFebruary 13, 2009 at 5:10 PM

    آری همین است

    ReplyDelete
  20. همینه ارباب..همینه...

    ReplyDelete
  21. عاطفه(احلام)February 14, 2009 at 3:37 AM

    هنوز رو مبل نشستی؟ یه سر میومدی می دیدی به آبجیت چی می گذره!

    ReplyDelete
  22. خودش باید باشد!

    ReplyDelete