Tuesday, September 14, 2010

تا یادم بماند

بلوغ یعنی مسوولیت زندگی را پذیرفتن. مسوولیت یعنی یا بی‌اعتراض و غرولند بپذیر یا طغیان کن، هزینه‌هایش را بده و تغییر پدید آور... فکر می‌کنم هنوز هم در زندگیم دارم جاهایی بیشترین هزینه را می‌دهم که بالغانه رفتار نمی‌کنم: هم برابر شرایط سر خم می‌کنم و هم از جهان دل‌خور می‌شوم که چرا رعایت مرزهای مرا نمی‌کند


مسوولیت یعنی این که بدانی مامور مراقبت از مرزهایت فقط و فقط خود تویی، محل پرداخت هزینه‌ها هم فقط از کیسه‌ی ملوکانه توست. آدم عاقل و بالغ هم کسی است که هم چوب نخورد و هم پیاز...نوشتم تا یادم بماند لاف نزنم، هنوز خیلی مانده تا یاد بگیرم مسوول زندگیم فقط و فقط منم

11 comments:

  1. "هم چوب نخورد و هم پیاز..."
    خیلی خوب اومدی خیلی...

    ReplyDelete
  2. چه وبلاگه خوبه بي نام و نشوني

    ReplyDelete
  3. بالغانه رفتار نکردن رو پذیرفتن شرایطی که از بیرون بهتون تحمیل شده و اعتراض در برابر شرایط تحمیل شده میدونید؟؟

    ReplyDelete
  4. هستیم هنوز...September 15, 2010 at 9:22 AM

    هیهات شنبه ات نمی دانم از برای چه بود،ندانستن نه،مطمئن نبودن بهتر است!
    اما...
    امیدوار بودم! تا به وضوح ببینم آپت را از برای آن هتک حرمت جگر سوز...
    --------------------------------------------------------------------------
    چنگیز دوباره زنده شده  ، مغول ها برگشته اند . دوباره علم می سوزانند
    چهارصد سال  ادعای تمدن  غرب به باد فنا رفت !
    قرآن را خدا حافظ است
    این ایالات متحده ی آمریکا بود که در آتش سوخت .

    Chengiz is alive again. Moguls are back. They burn science again
    Four hundred  years of culture claim is gone with the wind.
    Allah protects quran.
    It was the US that was burnt in fire.

    ReplyDelete
  5. احسنتم. من دائم اینو به خودم و باقی می گم که " یا بمونید و غر نزنید یا برید بیرون از این وضعیت"

    ReplyDelete
  6. مسئولیت یعنی اینکه  بزرگ شدی  و خودتی وخودتو بازم خودت با کلی دیگرووون حالا میخوای یا نمیخوای مهم نیس باید جواب بدی در مورد همه کارات

    ReplyDelete
  7. در مورد آرشیو تون فکر کنم یه مشکلی داره چون بارها کلیک کردم ولی چیزی نمی یاره...

    ReplyDelete
  8. یاد گرفتنش خیلی سخته امیر..
    اصن می شه یاد گرفت؟

    ReplyDelete
  9. آی چقدر فهمیدم این نوشتتو !

    ReplyDelete
  10. سخت تر از پذیرفتن مسولیت زندگی فردا ، پذیرش همه ی آنچه که در گذشته کرده ای و اشتباه یا شکست می نامی است،
    و جسارتی که برای این اعتراف در خود می بینی نشانه ی بلوغ توست،
    مرزهای شکسته ، همه قابل ترمیمند ،
    و راه های نرفته هم ، همه قابل رفتن ...
    من باور دارم خطا هم که باشد ، راهی که خودم انتخابش می کنم بهترین است چرا که پایانش ( خوب یا بد ) بزرگتر شدن خودم را در پی دارد.

    ReplyDelete
  11. در حالت کلی دقیقن همینی هست که مشا میگی.ولی نه همیشه.نه در هر سنی.مثلن اگر آدمی شکاک بار بیاد بعد با همین سوء ذنش مثلن یک نفر رو هم بکشه تو سن 20 سالگی وقتی هنوز بلوغ فکریش کامل نشده کی مسئوله خودش؟ بی شک میگم خونواده اش.سست عنصری و فرصت پیدا نکردن برای رجوع به خود،  بزرگ نشدن یا حتی زود بزرگ شدن و ... مسئولیتش با خانواده اس مسئول شکل گیری خمیر مایه من و شما خودمون نیستیم دیگرانن.خیلی باید بگذره خیلی باید عاقل باشیم و بزرگ بشیم تا بتونیم باور کنیم ایراد داریم و تازه بپذیریم و شروع به پذیرفتن اشتباهات به خاطر انحرافات ذهنی و شخصیتی خودمون باشیم.پذیرفتن ها اینقدر هم ساده نیست.درد داره.به بلوغ رسیدن زمان زیادی میخواد

    ReplyDelete