Saturday, September 10, 2005

چه ديار اسرار اميزی است سرزمين اشک

...همه شازده کوچولوهای زمين تنهايند.تنهايی سرنوشت محتوم انهاست.دلشان به سادگی ميشکند.متعلق به هيچ کجا نيستند.بعضی هايشان به لاکپشت حسودی ميکنند که هميشه خانه اش را بر پشت دارد.شازده کوچولو ها زود ميرنجند و بعضا سخت ميرنجانند.اخر انها قاعده بازی ديگران را نه بلدند و نه تمايل دارند که ياد بگيرند.اکثرا همه عمر در جستجوی ماری هستند که آنها را با جاری کردن زهر در رگهايشان به خانه برگرداند.


شازده کوچولو ها بيش از انکه اهلی کردن را دوست بدارند مشتاق اهلی شدنند.عاشق اينند که کسی اهليشان کند و وای به وقتی که اهلی کننده شان  فراموش کند هر کس مسوول چيزی است که ان را اهلی کرده ان وقت دلشان هزار تکه ميشود و هر تکه نغمه غمگينی را در پس زمينه زندگيشان ساز ميکند.


شازده کوچولوها زود و زياد اشک ميريزند و زياد ميخندانند و سخت ميخندند.شازده کوچولو ها...


پی نوشت۱: شازده کوچولو رو يه بار ديگه خوندم.اين بار خيلی خيلی زياد ازش لذت بردم.


پی نوشت ۲: انگار ديگر هيچ کجا خانه نيست...

25 comments:

  1. salam vagheaan vebe bahali dari.khili hamm ghashangh minivisi.rastii jedan migham khili esmet ghashanghe.shad v shitoon bashi.

    ReplyDelete
  2. سلام امير.اين شازده کوچولو رو چندين باز خوندم و هر توش چيزای جديد پيدا ميکنم.آدم اگه بتونه يه شازده کوچولو بشه زندگيش خيلی قشنگ ميشه مرد.

    ReplyDelete
  3. علیرضا ..... ستاره شبSeptember 10, 2005 at 7:06 AM

    سلام دوست خوبم،وبلاگ زیبایی دارید با مطالبی زیباتر،امیدوارم روز به روز پربارتر از دیروز باشه که با قلم توانای شما حتما همین طور خواهد شد.موفق باشید.من تازه به جمع شما خوبان پیوسته ام،امیدوارم بتونیم برای هم دوستان خوبی باشیم و از دوستی با یکدیگر بهترینها رو بیاموزیم.خوشحال میشم که به من سری بزنید و و وبلاگم رو در جمع خودتون راه بدید واونواز تنهایی درآورید،پس منتظر حضور سبزتون هستم.زیاد منتظرم نذار.شاد باشی.

    ReplyDelete
  4. سلام.منم چندين بارشازده کوچولوروخوندم وچيزای جديد يادگرفتم....منم يه شازده کچولوی تنهام

    ReplyDelete
  5. امیر صد در صد ، نه دویست در صد ، نه هزار در صد با این تشریحت از شازده کوچولو ها موافقم . خیلی خیلی زیاد. خیلی زیاد . اصلا خیلی درسته . حسابی خوب توصیف کردی . خودم را دیدم .

    ReplyDelete
  6. دلم گرفت.... الان بهت زنگ ميزنم!

    ReplyDelete
  7. چی شده؟......... دنبال مار می گردی؟

    ReplyDelete
  8. من آخه کتابو نخوندمش که .. نميدونم چيه .. شايد خوندمش ..

    ReplyDelete
  9. منم شازده کوچولو رو دوست دارم...

    ReplyDelete
  10. شازده کوچولو...تو کتابای يک مرده پيداش کردم...

    ReplyDelete
  11. یاد این چند خط افتادم: شازده کوچولوی من شدی.../ شازده کوچولوی کسی بودم! - گور بابای همه ی هواپیماهای کره ی زمین- / هرچند.../ دیگر به آسمانی ها هم اعتمادی نیست.

    ReplyDelete
  12. سلام! خوبی اميرجان؟؟؟ نوشته هات جالبه! پاش نشستم و يه مرور سريعی کردم!موفق باشی و بابای ...

    ReplyDelete
  13. صورتک خیالیSeptember 11, 2005 at 4:28 AM

    خونه؟! خانواده؟! ....برو بينيم بابا!

    ReplyDelete
  14. خانهء آدم تو دل اونايی که دوستش دارند.می دونم چی می گی ادم هر جا می ره دلش قرار نمی گيره . نمی دونه به کجای اين شب تيره بايد بياويزه...

    ReplyDelete
  15. یه مدتی بود فراموش کرده بودم « هر کس مسوول چيزی است که ان را اهلی کرده » ... یادآوری به جایی بود

    ReplyDelete
  16. حالا خونه کجاست؟ می گن خونه جايی هست که دل اونجاست.دل کجاست؟ من که نمی دونم.

    ReplyDelete
  17. خانه...........امنيت.......آرامش!!کاش همه جا خانه بود!

    ReplyDelete
  18. agar begam shazde kuchooloo ro hanooz nakhoondam faghat bahs haye adabi darbarash khoondam....! ama khob man ham vase khodam ye shazde hastam!!! ki be kie?!

    ReplyDelete
  19. سلام. منم عاشق شازده کوچولو هستم و منم هنوز و هنوز نتونستم جايی رو به عنوان خانه یا هر چی که بهش میشه گفت خونه پيدا کنم و هیچ جا احساس آرامش ندارم.چرا؟!کاش گل سرخ منم منتظرم بود برگردم به سيارم. اما حتی سياره ای ندارم.

    ReplyDelete
  20. امير اگه سال ديگه يه بار ديگه بخونی بيشتر از امسال لذت ميبری

    ReplyDelete
  21. سلام .. آهنگ زيبايی انتخاب کردی واسه وبلاگت...هرگز فکر نميکردم يک مرد هم ممکنه شازده کوچولو باشه

    ReplyDelete
  22. من همين الان يه چيزی فهميدم:آهنگ ،مال وب تو نبود:)حالا يه چيزی درباره حرفات بگم؟:بزرگن.بهم سربزنی خوشحال ميشم..هرچند مدتهاست حرفای خودمو نمينويسم و تازگيها دارم به اين نتيجه ميرسم که گفتن هم بيفايده ست.

    ReplyDelete
  23. جالبه...منم شازده کوچولو رو همين چند وقت پيش خوندم...خيلی خيلی بيشتر از اخرين باری که خونده بودمش لذت بردم :).....در اينی که هيچ جا خانه (البته خانه ی خود ادم !) نيست که شک نکن... :)

    ReplyDelete
  24. شازده کوچولوها زود اعتماد می کنن واسه همين دل شون با تلنگری می شکنه.

    ReplyDelete