Saturday, September 17, 2005

مامن مومن عشق

...باری کسی که عاشق بوده است/ديگر/دوست داشتن را دوست نميدارد(کيومرث منشی زاده)


حرفی برای نوشتن نيست...لااقل حالا نيست. جز اينکه دلم برای دلتنگيت تنگ ميشه.


پی نوشت:جان برارم يه شعری نوشته که به نظرم محشره...جدا محشره!

31 comments:

  1. سلام ! مثه اينک اولم !.۱- عشق .... دوست داشتن ....هنوز فرق اين دو تا رو نمی دونم ...۲- دلتنگی ........ دلتنگی ها را گوشه ی دل آويزان کرده ايم . ۳- باس بخونم !

    ReplyDelete
  2. ..چی بگم ؟ ...گفتی که به نوشتن اميد هست ... منم غرق اميد شدم در اين نا اميدی .... شايد فردايمان روز ديگری باشد ....

    ReplyDelete
  3. خسته ام .. نميفهمم ..

    ReplyDelete
  4. ترس غروب زعفراني پاييز زودرس‌ * چون كوليان خانه بدوش ترانه خوان * در سبزه هاي زرد دلم خيمه مي زند ( كيومرث منشي زاده ) ... تقديم به امير عزيز به مناسبت رسيدن پاييز و به خاطر اينكه از كيومرث نوشتي.

    ReplyDelete
  5. حرفهای زيادی هست که نگفته مانده برادرکم

    ReplyDelete
  6. منم دلم تنگه

    ReplyDelete
  7. سلام داداش . منم ولم تنگ بود همون ول بهتر چون دلی در کار نيست

    ReplyDelete
  8. آفرين به اين همه سليقه. اين جمله حكيمانه آقاي منشي زاده به بنده چسبيد چسبيدني! وبلاگتون داره يه جورايي مثل ديازپام عمل ميكنه. خيلي مزه داد.

    ReplyDelete
  9. با اجازه تون به اين مطلب لينك دادم.

    ReplyDelete
  10. چی شده؟!!! چرا حرف نداری؟!!!

    ReplyDelete
  11. سانچو: ارباب حالا تکليف چيه؟

    ReplyDelete
  12. سلام معنی اين جمله رو خوب نفهميدم کسی که ....
    ميشه بيشتر توضيح بديد

    ReplyDelete
  13. دلم برای دلتنگی کردناش هم تنگ شده اين روزا اونم دل و دماغ دلتنگی کردن نداره. شما مطمئنی حرفی نداری؟ حتی تو تنهايی؟‌ هميشه حرفی برای گفتن هست اما شايد نشه به کسی حتی خودت بگی.

    ReplyDelete
  14. نبايد به غم... به ياس ..به تسليم .. به پوچ گرائی مجال بديم که با ظاهر آراسته و گول زنک خود مارا بفريبد و با بخود به ورطه ها ابهام و خمود بکشاند ..... نه... ما نبايد با ان نيروهای واپسگرايی که با همه وجود خواهان چنين انحطاطی هستن همسو باشيم ..... منهم با اين رويدادهای سياسی ...با اين اخباری که اينروزها ميشنويم (.. جای آنست که خون موج زند در دل لعل / زین تغابن که خزف میشکند بازارش ).. منهم برخی اوقات دلسرد ميشم .. اما فقط واسه چند لحظه .. فقط چند لجظه نه بيش تر .. و.. هيچگاه اين دلسردی آنی و گذرا خودم را به ديگران سرايت نميدم .. چون که چنين حقی واسه خودم نميشناسم که با مرتجعان در گسترش نوميدی ..در پراکندن بذر  تسليم در اشاعه پوچگرائی همسو بشوم .. حتی برای چند لحظه .. نه .. هرگز

    ReplyDelete
  15. داش آلن ...سلام ...خيلی دلم واست تنگ شده .. تو هميشه با اين روح بزرگی که داری ..اولی ... ( راستی ؟ به روح اعتقاد داری ؟......:D )

    ReplyDelete
  16. سلام گل پسر! اومدم فقط سلام کنم ولی خوب واجب شد که بگم... اونکه عاشق باشه٬ عشق ناخودآگاه در درونش شعله می‌کشه و هر بار به رنگی و به بويی... عشق٬ علف هرزه‌روی يک ساله‌ای نيست اگر در وجودت ريشه انداخته باشه... با هر بهار از نو شکفته می‌شه و جهان رو از عطر خودش مالامال می‌کنه... پس٬ هم‌اکنون جوانه بزن از نو... یا حق!

    ReplyDelete
  17. نمی دونم شايد تقصير ما آدم هاست که می خوايم حرف هامون را پشت دلتنگی ها پنهان کنيم

    ReplyDelete
  18. اين داشتم موجود باحاليه به مولا.

    ReplyDelete
  19. سلام داداش.دلتنگ دلتنگياتم...

    ReplyDelete
  20. شعر براريت را خواندم من هم خيلی خوشم آمد.

    ReplyDelete
  21. سلام امير جان.دلتنگ نبينمت... باور کن هر وقت دلتنگی من هم دلتنگ ميشم... فقط يکبار ميشه احساس کرد اين عشقو و بعد کل زندگی تحت الشعاع اون يکبار .......

    ReplyDelete
  22. درفش كاويانيSeptember 20, 2005 at 9:25 AM

    هموطن دكتر منوچهر گنجي همزمان با سخراني احمدي نژاد در سازمان ملل در يك كنفراس مطبوعاتي گسترده با دعوت از گروگانهاي سابق سفارت آمريكا در ايران نقش احمدي نژاد را در اين عمليات تروريستي بدنيا نشان دادند

    براي اطلاعات بيشتر به همراه عكسهاي هموطنان آزاده از سايت سازمان درفش كاوياني ديدن فرماييد

    www.derafsh.org

    اين بيانيه بصورت الكترونيك توسط ويروس اطلاعاتي درفش ۱ ارسال گرديده و ويروس مذكور هيچ اثر تخريبي بر روي رايانه شما نخواهد داشت

    ReplyDelete
  23. سلام.....روزهای سکوت هميشه ميگذرد...
    يعنی نميشه دوباره شروع کرد؟

    ReplyDelete
  24. باز هم يادت باشد: حرف هايی هست برای نگفتن ...حرف هايی که هرگز سر به ابتذال گفتن فرود نمی آرند

    ReplyDelete
  25. سلام ...........شايد اينجوری‌ باشه .ولی‌ عشق در يا غرق‌ شدنه

    ReplyDelete
  26. سلام داش امير . خوبی ؟

    ReplyDelete
  27. هنوزم دلتنگی؟

    ReplyDelete
  28. سلام عزيزم .... وبلاگ قشنگی داری به من هم سری بزن ... خوشحال می شم ....

    ReplyDelete
  29. امير اين چه زندگيه که داريم ؟ بابا آخر هفته ميموندی بريم کوهی تپه ای ..سطح صافی .. حد اقل يک سرازيری ... حالا ميری اونجا يک کم کمک بده فقط نشين و هی بخور ...

    ReplyDelete
  30. شعر قشنگی بود.....

    ReplyDelete