Thursday, February 9, 2006

در رثای يک مرد!

پيش ازفاجعه:کسی دارد آن طرف پنجره گريه ميکند.پشت پنجره ايستاده ام،شيشه ها ازصدای طبل و سنج ميلرزند،بيرون دسته ميروندو زنجير ميکوبند،دم در همسر جوان همسايه مرحوممان گريه ميکند،گريه که نه، ضجه ميزند.لحظه هايی هستند که بايد مرد،اشک ميجوشد و نفس سر بالا آمدن ندارد...صدای نوحه می آيد«مظلوم حسين جانم»طنينش صدای ضجه ای را در خود گم ميکند«مظلوم کشتنت داود جان».سير برای خودم اين طرف پنجره گريه ميکنم...


هنگام فاجعه:نشسته ام خانه،ظهر عاشوراست.مولای عشق عصار روشن است ومن تنهايم.بغض همينطور همه جانم را زوزه کشان طی ميکند.دل ميدهم به آهنگ و به طنين صدای عصار:«امتحانم کن که چون عاشق شدم/بی کفن، بی سر تورا لايق شدم»اشک ميجوشد.در دلم ميگذرد:يا حسين!زين خاک بگردان ره توفان بلا را...!


بعد از فاجعه:سال قبل هم گفتم،باز و باز هم ميگويم.همه معنای زندگی برايم درين «مهلا مهلا»ی زينب نهفته.درين (آهسته تر) عشق است وايمان،اميد، شرف.تا وقتی معنای اين مهلا مهلا به يادم هست، مطمئنم که هنوز لياقت نفس کشيدن را دارم.

36 comments:

  1. وقتی هم سن و سالهای تو و خودم رو می بينم که خالصانه بر سر و سينه و شونه هايشان می کوبند و اشک می ريزند ته دلم لبخند می زنم به باورهايی که می گويند از دست رفته اما هنوز که هنوزه با يه تلنگر اينطور زنده می شه...

    ReplyDelete
  2. پست بدون کامنت ...

    ReplyDelete
  3. امروز عاشورا بود...امشب، شام «غريبان»!

    ReplyDelete
  4. سلام بر عمو!‌ سلام بر سردار بی دست!‌ سلام بر عصاره ادب و معرفت .. سلام بر ابوالفضل!

    ReplyDelete
  5. سلام بر حسين

    ReplyDelete
  6. همه یه جورایی مدیون اون هستیم

    ReplyDelete
  7. اشک رو چطور می شود نوشت... اين اسم غير از عشق چی می تونه باشه که این طور  خونت رو داغ می کنه انقدر که فکر می کنی الانه که دلت آتشفشان کنه... حسین نام اعظم عشقه... زینب خود عشقه

    ReplyDelete
  8. يعنی به عقايدت احترام ميگذارم .

    ReplyDelete
  9. با اينکه اصلن مذهبی نيستم . جمله ای در فيلم روز واقعه هست ـ نوشته ی بهرام بيضايی ـ که هر وقت می شنوم پشتم می لرزد.کسی از  مسيحی تازه مسلمان شده ای که از روی عشق به راحله مسلمان شده و بعد به خاطر نجواهايی که شنيده مجلس عروسی را تر ک کرده و به دشت کربلا رفته٫ می پرسد: حسين را چگونه يافتی و پاسخ می شنود : حق را بسيار تنها ديدم .

    ReplyDelete
  10. هر فردی به اندازه ظرفيت و قابليتش می فهمد و می جويد ... و آن به باور تبديل می کند ... باوری پويا نه وامانده....

    ReplyDelete
  11. ديروز خوندم اما کامنت نذاشتم که بعد بيام...قبل از خواب ياد پستت افتاده بودم و مهلا مهلا و ... وصدای  ضجه همسايه... تو اين روزا که درد از سر و کول اين ملت ميريزه ادم مگه ميتونه جلوی اشکاش رو بگيره...

    ReplyDelete
  12. امير جان باز هم نکاتی از حقايق نهفته ی فرهنگ جامعه ايران امروز رو بيان کردی. همه نه برای حسين که برای درد خودشون زار ميزنند. چون بدبختی تو ايران زياد هست همينه که بازار عاشورا و اين برنامه ها اونجا داغ هست.

    ReplyDelete
  13. agha oon khatabeye "dast az sare ma bardarid ..." mahshar bood, mahshar!

    ReplyDelete
  14. امير جان اين چند روز پرشين بلاگ ترکيده بود. تا ديدم بلاگ خودم باز نميشه اول اومدم اينجا رو باز کردم. بعد تا ديدم اينجا هم باز نميشه خيالم راحت شد. بعد پسر رعد و چندتای ديگه باز شدن!! من مونده بودم نکنه ... خلاصه اين شد که مثينکه مشکلشون همين بوده که بريم راهپيمايی. که من صد البته رفتم و علیه فاشيستها و کمونيستها شعار دادم و حالا يک فراغت وجدانی دارم نگو و نپرس!

    ReplyDelete
  15. نفست حق امير جان....الحق که امیری شاه پسر

    ReplyDelete
  16. چرا همش فاجعه؟ تا کی بايد کار های ما حول فاجعه بگرده؟ واقعا که خيلی خسته کنندس. در ضمن اين مهلا مهلا رو زياد نگرفتم که جريانش چی بود! زير فوق دیپلم حرف بزن ما هم بفهميم!

    ReplyDelete
  17. سلام . اگه ميری يه هفته سفر سفرت سلامت . ميری فکر کنی فکرت سلامت . ميری عشو حال اونم سلامت . نفس ارزشش به ياد و يادگاری نيست . نفس ارزشش به وجوده خودتو . نه من نه تو نفسامون يکسان نيست . تو چه ياد اون گفته ها و حادثه ها باشی يا نه بدون نفست حقه . حداقل برداشت من اينه و حرف من فقط برای خودم حکمه نه ديگران . خوش بگذره داداش .

    ReplyDelete
  18. ما ادمای غم گرايی هستيم شايد هم شديم. خون ما بر غم حلال .

    ReplyDelete
  19. چرا امروز نيومدی؟

    ReplyDelete
  20. ميدونی من يکی که سخت غصه میخورم به حال ملتی که داره همه چيزشون برباد می ره هنوزم خوابند وياد حکايتی میافتم که دزده وسیله ی یکی رو می زنه بعد می ره سر چاهی می شینه به گریه وزاری کردن فردی که وسیله اش دزدیده شده به طمع پاداشی که قراره که دزده بهش بده توی چاه میره وبقیه ی وسایلشم دزده می بره دیگه ماهمون حالت رو داریم /داریم بادست خودمون به اقا دزده میگیم چشم چشمامونو می بندیم می ریم ته چاه

    ReplyDelete
  21. رثا در سه پرده.....

    ReplyDelete
  22. ............................................

    ReplyDelete
  23. ای بابااااااااااااااااانه از اين ملت ميشه چيزی گفت نه از حسين

    ReplyDelete
  24. هر سال رخ ميدهد در عاشورا....

    ReplyDelete
  25. سلام. التماس دعا... درست همون موقع که دلت شکسته و از ته ته دل با هق هق گریه می کنی یهو اسم من بیاد رو زبونت:) خوبی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    ReplyDelete
  26. پيش از فاجعه تماشاچی. هنگام فاجعه تماشاچی . پس از فاجعه هنوز هم تماشاچی و هميشه و هر سال تعداد تماشاچی ها را از تعداد بازيگران کم کردن و به هيچ نتيجه ای نرسيدن. . . اين ارقام افزاينده اند يا کاهنده؟ کجای جهانيم؟

    ReplyDelete
  27. رسالت ها فراموش شده و اونچه باقی مونده.... بماند!

    ReplyDelete
  28. سلامي بود بر آزادي ،  بزم خونين اين تنهاترين مرد ، رثائي نميخواهد!

    ReplyDelete
  29. سلامبرامير. ايول....

    ReplyDelete
  30. ردپاي ايامFebruary 13, 2006 at 2:02 PM

    قربان قصد نداريد به روز بفرمائيد ؟

    ReplyDelete
  31. سلام. خوش می گذره ولايت؟ هر جای دنيا هم که باشی به اين نوع تکنولوژی بايد دسترسی داشته باشی که بتونی آپ کنی برادر!!! بقول خود خودت دلت خوش.

    ReplyDelete
  32. الکی الکی همه صفحه و پستها رو خوندما. با اينکه قبلا هم اينجا اومدم ولی ايندفعه به نظرم فرق ميکرد.

    ReplyDelete
  33. ای ول بابا چقدر بازديد کننده داری  يکی هم به من سر بزنه هيچکی تحويلمون نميگيره
    موفق باشی عزيزم

    ReplyDelete
  34. کجايی آقا؟...

    ReplyDelete
  35. اين سرورتون هنوز آفه مثکه! داداش به اين رييستون ندا بده اگه خيلی دس تنگه من يه بيس ساعته البرز دارم که يه چار ساعتی ازش مونده با پيک بفرستم شرکت پولشم اخر ماه از کارت پارسيانش باهام حساب کنه!

    ReplyDelete