Monday, February 27, 2006

ما همچنان سگ ميباشيم

۱-آزاده ميگفت صبح که بيدار شدی حرف نميزدی ولی ميشد صدای واق واق سگ درونت رو شنيد.


۲-روز هشتم روديشب ديدين؟جورج چه خودکشی شيرينی داشت.به شکلات حساسيت داشت و عاشق شکلات بود.انقدر شکلات خورد که تو يه حال وهمی خودشو پرت کرد پايين.منم فکرکنم اگه يه روز بخوام دخل خودمو بيارم انقدر ميخورم که بترکم


۳-نوشتم که فقط نوشته باشم.ديگه نوشتن هم درمان اين سگ اخلاقی ما نيست


۴-به هرگونه کامنت نصيحت حاوی مطالبی ازين دست:«ميگذره،سخت نگير،چه مرگته جونی و غيره»با تمام قوا پاسخ رکيک داده ميشود.


 

31 comments:

  1. منوچهر سابق!February 27, 2006 at 9:11 AM

    قربان شما خيلی سرورين ... ولی توی اون برنامه بخور بخور ما رو فراموش نکنين

    ReplyDelete
  2. غریبه ای از مهFebruary 27, 2006 at 9:42 AM

    سلام من ميخوام بگم سخت بگير چون واقعا سخته

    ReplyDelete
  3. آخ جججججججججون.
    کی می خوای خودتو بکشی منم بيام

    ReplyDelete
  4. ديگ به ديگ می گه روت سياه !!!! (اشاره به پاراگراف ۴)

    ReplyDelete
  5. فقط ميتونم بگم حاج امير : < ميگذره،سخت نگير،چه مرگته جونی و غيره > ..

    ReplyDelete
  6. سخت بگير! عمرا اگه بگذره! همه مرگيت هست جونی...

    ReplyDelete
  7. منم به شدت هر چه تمام تر حس واق واق دارم.اشکالی که نداره؟داره؟ ...بنويس که فقط نوشته باشی.اين جوری نوشتن هم حال و هوای خاص خودش رو داره امير جان ...

    ReplyDelete
  8. تا سر نکته چهار ميخواستم بگم کاش همه وقتي اخلاقشون سگی ميشه اينجوری بشن به چهارم که رسيدم ديدم حق داری دی:))...
    ميگم چيزه... اين روز هشتم رو من قبلا ديدم ... ديشب اتفاقی زدم اون کانال به تيتراژ اخرش رسيدم حتی نشد اون ديالوگ اخر رو بشنوم...حرص داشت...فيلم خوبی بود... ميگم...حالا بيا و يه کاری کن...سخت بگير... کی گفته تو جوونی؟؟؟ سر پيری و معرکه گيری...ببين امير اگه خودت تا دو روز اينده اينقدر خوردي که بترکی که هيچ نخوردی خودمون ميايم اين قدر بهت ميديم بخوري که جان به جان افرين...اره اينا ديگه... حالا فکر نميکنی لازمه يه چند تا پاسخ رکيک بهم بدی...؟؟خدا به آزاده جان صبر ايوب داده وقتی اين داداش رو هم داده ها! لازم به توضيح نيست که من ميدونم اخر جنبه ام!!!!!!

    ReplyDelete
  9. مثه اونکه اون امير اوليه به اون امير دوميه داره می چربه ؟ طفل  تازه به دنيا اومده رو درياب !

    ReplyDelete
  10. بابا تو در بد اخلاقی  به من ۴ تا سور زدی اونم پشت سر هم...

    ReplyDelete
  11. v,c iajl di tdgldi ;i ildai hc ndnka 'vdi l ld 'dvi. ]i pdt ;i ndaf fhc kndnla. ],k 'hid ,rjh 'vdi ;hvshci.يه وقت خيال نکنی اون دو خط بالايی هيچی نيست ها! يه کامنت معموليه درباره ی روز هشتم. دلم خواست بی صدا بنويسمش. گاهی بی صدا نوشتن. گاهی بی صدا خواندن. گاهی بی صدا گريستن...

    ReplyDelete
  12. ه رطوری که باشی ولو سگی من ارادتمندم.

    ReplyDelete
  13. فيلمه رو دوست دارم از اون فيلم هايی ست که با ظرافت تمام تلخ ترين دردها رو می ريزه تو جون آدم.آخرين جمله اش فکر کنم اينه:و در روز هشتم خداوند جورج را آفريد ...(جرات داری اعتراض کن یا شکلات بخور)اگه هنوز نای واق واق کردن داری باز علامت خوبيه .واق واقت را بکن و بگو:گور بابای دنيا .نوشتن درمان خوبی نيست چون باعث می شه آدم روی مصائب خودش و بقيه سخت تمرکز کنه .شايد خواندن علاج بهتری باشه .می تونی به بانو فکر کنی و اينو بخونی...نگاه ات شکست ستم گری ست ـ و چشمان ات با من گفتند    که فردا روز ديگری است ..بد ترين حالت زندگی اينه که آدم سرش تو کاسه ی توالت فرنگی باشه و هوس خودکشی به سرش بزنه . دلت خوش

    ReplyDelete
  14. سلام . امروز چی ؟ امروزم سگی؟

    ReplyDelete
  15. ما اصلا خفه! خوبه؟

    ReplyDelete
  16. من سگا رو خييييييييييييييييييييييييييلی دوست دارم ! ميشه يه کم برام واغ واغ کنی ........
    امير: واغ .....واغ.....واغ.....
    آخی :) چه سگه خوشگل و نازی ميخوام ببرم خونمون
    د د د ... ! نخند
    ببيه واسه اين بچه با اين اسمه توپ يه شکلات بخر

    ReplyDelete
  17. سلامبرامير. سخت نگير!

    ReplyDelete
  18. ميگزره عزيزم، دلت خوش.

    ReplyDelete
  19. پاسخهای رکیک امیر!February 28, 2006 at 4:29 AM

    ً‌٫‌٬¤  ٪×‌   !ًَ ٍُِ ًَََََ‌٪ !۰ ۸   آـج)(+ٌ٫٬ً¤

    ReplyDelete
  20. پاسخهای رکیک امیر!February 28, 2006 at 4:30 AM

    راستی تا اطلاع ثانوی وبلاگ ندارم!

    ReplyDelete
  21. نميگذره...سخت بگير......(شوخی)

    ReplyDelete
  22. سلام. واقعا ازت ممنونم که يکی از مشکلات کاملا غير فلسفی من رو حل کردی! الان نميگم چی بود که...
    در مورد اخلاقت هم باشه هيچ حرف از اون دست نميزنم چون می خوام همچنان با بلاگت دوست بمونم. اما به ميگن وقتی خيلی روحيه ات خراب است به زيبايی ها پناه ببر، طبيعت زيبا اشعار زيبا مثلا ديوان شمس و هم صحبتی افراد فهمیده و دانا يا دیدار بانویی زيبا ؛) تا بعد

    ReplyDelete
  23. سگ دورن منم خيلی هاره....پاچه ميگيره به چه ماهی .... اهلی نميشه ....هليا ميگه سگ مسب حرف بده....چششششم!....نميگم

    ReplyDelete
  24. ردپاي ايامFebruary 28, 2006 at 7:23 AM

    سعی ميکنم قبل از تعطيلات بيام ، مشتاقيم ! ...... ما که دیرگاهیست سگتيم ! وگتيم !....... راستی ناظری اومده آلبوم جديد داده ، قشنگه !

    ReplyDelete
  25. ردپاي ايامFebruary 28, 2006 at 7:26 AM

    اون ( اومده ) اضافی اومده ! اصلا بيخود اومده ............... ميدونی همین الان ياد چی افتادم: فرنگيس چه بد کرد ! غلط کرد ! شوهر کرد !..يادته ؟

    ReplyDelete
  26. والا می ترسم چيزی بگم................

    ReplyDelete
  27. والله بايد يکی بياد منو دلدلاری بده که از نظر اخلاق دارم روز به روز درجات عالی رو طی ميکنم..بيچاره مامان بابام از دستم چی کشيدن!تازه امروز هم دعواکردم اون هم چه دعوايی!

    ReplyDelete
  28. امير . نکته اول اينکه من يه پيت عقبم . نکته دوم اينکه اگه تا حالا نمی دونستی من فضولم يعنی به اسم وبلاگم دقت نکرده بودی . بهرحال من خودم رو مجاز می دونم راجع به پی نوشت تکراری هرچند خصوصی نظر بدم !

    ReplyDelete
  29. در همين راستا بايد بگم که : اگه شما رو تب عتاب دريا پری نيست کاری نکن که مستوجب عتاب باشی مرد !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

    ReplyDelete
  30. می تونی بگی به تو چه ! (:

    ReplyDelete
  31. امير جون من فقط خواستم بگم:«ميگذره،سخت نگير،چه مرگته جونی و غيره»

    ReplyDelete