Wednesday, February 22, 2006

ما دو نفر بوديم

۱-اين روزها در خيابان که راه ميروم کاملا دو امير هستم:يکی مشوش و پر آشوب که توفانی از فکرهای مختلف در ذهنش چرخ ميخورد.افکار شاد و غمگين،شرم آور و متعالی،پر اميد و مايوس و...ديگری اما ذهنيست آرام. انگار تکيه زده به مخده ای و از يک ظرف بزرگ دانه دانه انگور شاهوار بر ميدارد و دنيا به هيچش نيست.اين امير دوم آرام و طناز با امير اول روبرو ميشود.دستش مياندازد و از نگرانی هايش به خنده ميافتد.از ظهور اين امير دوم خوشحالم.از پاگرفتن و بزرگ شدنش هم،اماکاش بشود يک روز فقط يک امير باشم.


پی نوشت ۱:همين الان کشف کردم اين امير دوم هم به اندازه آن ديگری شکموست.هرچه باشد بالاخره هر دو اميرند ديگر!


پی نوشت ۲:کتابی کشف کردم از همينگوی به نام «پاريس، جشن بی کران»خاطرات پراکنده ای از زندگی همينگوی جوان در پاريس بين سالهای ۱۹۲۵-۱۹۲۰ .عجيب خواندنش لذت بخش بود آنهم برای من که هيچوقت چندان اين بخش ادبيات مدرن امريکايی را دوست نداشته ام.انگار وقتی ميگويند هر چيز به زمانش، درست است.


پی نوشت ۳:اين روزها دارم باور ميکنم که اگر انسان قادر به لذت بردن از انچه که هست و آنچه که دارد نباشد،بعيد خواهد بود هرگز بتواند با هر شرايط بهينه ای هم طعم خوشبختی را مزه مزه کند.خبر خوب درين ميان اينست که قابليت رضايت از وضع موجود کاملا آموختنيست.

53 comments:

  1. هيچ کس يه نفر نيست...حالا باز خوبه تو فقط دوتا اميری بيا من آدمايی رو نشونت بدم که ۶/۵ تا از اون خودشونن...وبلاگ قشنگيه...مثل اسمش...

    ReplyDelete
  2. چه پست آرامش بخشی بود.

    ReplyDelete
  3. خوندمت. جالب بود دوگانگی! با جمله آخر پاراگراف دوم کاملا موافقم. هر چيز به جا و زمانش درست است. شاد باشی و بی خيال

    ReplyDelete
  4. من پی نوشت ۳ رو به طور کامل باور دارم

    ReplyDelete
  5. دوتا بودنت رو تو ايميل هات هم ميشه ديد.

    ReplyDelete
  6. باور نمی کنم دو نفر شده باشی ... جان تو توهمه ... مثال عينی پی نوشت ۳ رو به صورت حی و حاضر کنارم دارم ... از دستش عاصی شدم ديگه !!!

    ReplyDelete
  7. امير جان برادرانه بهت بگم :: دو امير در يک اقليم نگنجند! حالا ببين کی گفتم بهت!

    ReplyDelete
  8. آره اين کتابش باحاله!

    ReplyDelete
  9. کلاسشو بذاری پایه ام!

    ReplyDelete
  10. من همش رو موافقم آخرش رو موافق ترم داداشی...

    ReplyDelete
  11. تولد امير دوم را تبريک می گم و به فال نيک ميگيرم...اما هر انسانی هميشه دارای انسانهای متفاوتی در خود است. مهم تفاهم بينشونه.

    ReplyDelete
  12. اخوی آسياب به نوبت را شنيدی؟ کم کم به سني می رسيم که ادبيات مدرن آمريکايی که سهله .نوشته های پامشال خان  و....و هر خزعبلاتی رو می پسنديم.به این نتیجه رسیدم که هر سنی کارها ٬کتابها و موسیقی خاص خودشو داره(خودم به تنهایی به این نتیجه رسیدم!!!) راستی اين کتاب رو کدوم يکی از حضرات پسنديدن؟

    ReplyDelete
  13. واسه منم آرامش بخش بود.

    ReplyDelete
  14. کاش به منم ياد ميدادي اين رضايت از وضع موجود رو...

    ReplyDelete
  15. به رضايت بايد رسيد . خود آدم بايد برسه همش هم یادگرفتنی شايد نباشه. البته هرکی هم يه جور ميرسه ....   عمر جمع نفسهایی است که حواسم جمع هست .

    ReplyDelete
  16. سلام . ها اين لِنگ نوشت دومت ينی چه ؟ امير من با قاشق ناهار چشتو درميارم اگه بخوای هی قلمبه سلمبه بنويسی . برا من عاشق شده هی ادبيات کلاسيک درميکنه . خدا مسببشو بهت برسونه . هههيييينننن

    ReplyDelete
  17. منظور لِنگ سوم بود نه دوم .

    ReplyDelete
  18. سلام. فکر می کنی امير دوم رو کی(چه کسی) و کی (چه وقت) به دنيا آورده؟

    ReplyDelete
  19. مرسی از تعريفت . up datamسر بزن. منتظرم

    ReplyDelete
  20. ما هر دو تاتون رو قبول داريم

    ReplyDelete
  21. من بعد ماهها آپ کردم ....... تو مسافران دريا هم يه شعر قشنگ هست بيا بخون

    ReplyDelete
  22. به خاطر کشفت بهت تبريک ميگم... خوب ترکيب اين شخصيتهای متضاده که يک انسانه ميانه رو و متعادل مثل امير خان شکموی خودمون رو ميسازه ديگه....

    ReplyDelete
  23. من از اون دومی می‌ترسم. از همونی که تکيه می‌زنه و انگور می‌خوره و اون يکی رو مسخره می‌کنه. هميشه ازش می‌ترسيدم و هميشه ازش فرار کرده‌م هر چند به داشتن شديدآ محتاجم... يا حق!

    ReplyDelete
  24. مواظب باش اون يکی امير اين يکی رو کتک نزنه !

    ReplyDelete
  25. سلام امير...ببينم شما دو تا زيراب هم رو هم ميزنين؟!

    ReplyDelete
  26. مممممممم در انتظار اميرانه ....

    ReplyDelete
  27. همه چند شخصیتین.خوبه که تو فقط دوتایی!...از انسان هر کاری بگی بر میاد فقط باید موقعیت شناس باشه ..کتاب خوندن که کوچیکیشه!

    ReplyDelete
  28. شما دوتا(!) برادر...

    ReplyDelete
  29. رضاييم به رضای خدا...(آره ؟)(آره ديگه)(!)(ناشکری نکن!)(خب،باشه).

    ReplyDelete
  30. منوچهر سابق!February 23, 2006 at 12:12 PM

    اوفففف .... بابا امرا ...بابا امير نشين .... پس بگو خرج خورد و خوراک زياد شده .....

    ReplyDelete
  31. کتاب محشريه، کتاب خيلی خيلی محشريه انقدر که ميشه نشست تا خود صبح يک نفس خوندش و از خير بازی بارسلون چلسی گذشت. مرسی امير مرسی اميرها تمام کتابهايی که دوست داشته ام را تو   به دستم دادي

    ReplyDelete
  32. حالا باز خوبه اونقد از خودت شناخت داری که ميدونی دوتا هستن....

    ReplyDelete
  33. خوشا به حالت. اگه يکیت مرد اون يکیت هست که ادعای ارث و ميراث کنه ...

    ReplyDelete
  34. ردپاي ايامFebruary 23, 2006 at 3:57 PM

    امير فقط يکيه!

    ReplyDelete
  35. برداشت اول: چه نکته ی جالبی برای فکر کردن: قابليت رضايت از وضع موجود...///برداشت دوم: (وضع ايرانو ميگی؟ وضع موجود؟‌پرونده ی هسته ای و اينا؟ شورای امنيت و اين حرفا؟ چه جوری ميشه از اين وضع لذت برد؟‌)

    ReplyDelete
  36. متن جالب بود////بايد بگم که به روز هستم و مشتاق شنيدن نظر فرهيخته ای مثل شما

    ReplyDelete
  37. من می ترسم اگه يکی بشن دروغ بشن. هميشه چند تا رو ــ هر چی منتاقض ترــ صادقانه تر دونستم. از بزرگ شدم به خاطر صلح هميشگی اش می ترسم. از سهل گيری ابدی اش که شايد ارامش هم بياره. من دو تا رو بيشتر دوست دارم.

    ReplyDelete
  38. البته اگه سلامت بمونن.

    ReplyDelete
  39. امير دوم انگار دوست داشتنی تره...نه؟

    ReplyDelete
  40. سلام. من همين جا با قاطعيت اعلام می کنم امير ورژن و شعبه ی ديگری ندارد! در ضمن انرژی هسته ای حق مسلم ماست

    ReplyDelete
  41. آشپز که دوتا شد..................ولی کشف جالبی بود..شايد اگه بيشتر دقت کنم منم بشم دوتا يلدا....

    ReplyDelete
  42. بابا اين دو تا اميرو بيخيال شو ديگه! اين عادته خوبه اينجا اومدن و مرتبا حرفای تازه خوندنو از ما نگير! آپ کن داداش!

    ReplyDelete
  43. برای ياد گيری راضی بودن از زندگی ميتوانيد به خواهر شوهر بنده مراجعه نماييداگه ببرنش گوانتانامو يه جوری از اونجا تعريف ميکنه که انگار رفته جزایر قناري!

    ReplyDelete
  44. "رضايت از وضع موجود " يه کم سخته .. ! من هيچوقت راضی نبودم !

    ReplyDelete
  45. جناب آميرخان حالا يکی بودين کم غر می‌زدين دوتا شدين وای به حال ما خواننده‌های وبلاگ شما!! محض شوخی بود انشالله که صدتا بشيد جناب

    ReplyDelete
  46. فکر کنم من خيلی خنگم چون هنوز ياد نگرفتم.

    ReplyDelete
  47. مهم اينه که خودت دلت بخواد سرت بشکنه اونوقت اسمش هرچی که باشه خوبه !!

    ReplyDelete
  48. ياد ؛سی بل: افتادم... يک دختر با ۱۶ تا شخصيت...

    ReplyDelete
  49. ما اينيم ديگه!!

    ReplyDelete
  50. تا حالا n  نفر بودن رو تجربه کردی ؟

    ReplyDelete
  51. وقتی شنيديم دو تا شدين گفتيم حالا اين وبلاگ روزی دو بار آپ ميشه. /// حال هر دو تون خوبه؟‌

    ReplyDelete
  52. سلام
    وبلاگ قشنگیه و مهمتر دست به قلم خوبی داری.
    امید وارم موفق باشی.
    قصد دارم شما را لینک بدم.البته اگه اجازه بدید.
    خوشحال میشم به وبلاگ من هم سری بزنید و اگه قابل دونستید لینک بدید.
    موفق باشید.
    یا علی.

    ReplyDelete
  53. آقا مرسی به خاطر ان توضيحات.

    ReplyDelete