Wednesday, July 2, 2008

پذیرفتن یا نپذیرفتن:مساله این است

نظرم اینه که یه دو دستگی تمام عیار بین راس حاکمیت برای پذیرش یا رد بسته پیشنهادی غرب راه افتاده.جناح سنتی راست شامل روحانیت مبارز،موتلفه اسلامی،بخشی از سپاه که به قالیباف و محسن رضایی نزدیکند،نیروهای نزدیک به هاشمی رفسنجانی خواهان پذیرش بسته و تعلیق غنی سازیند در مقابل بخش عمده ای از دولت و سپاه و بخشی از روحانیت نزدیک به جنتی و مصباح خواهان رد بسته و ایستادگی تا آخرند.غیر از بحث ایدئولوژیک ماجرا-که به نظر من صرفن ویترینه-جنگ قدرت بین این دو بخش داره بالا میگیره چنان که دعوای اصلاح طلب و اصول گرا داره تبدیل به رقابت محافظه کار و بنیادگرا میشه.گروه محافظه کار که همه طیف راست سنتی اند پایگاه اقتصادیشون توی بازاره.این پایگاه اقتصادی کاملن وابستست به صادرات و واردات کالا.یعنی تمام فشار تحریم ها به این بخش تاجرمسلک حاکمیت میاد.ازون طرف پایگاه اقتصادی حامیان مهرورز خان در پروژه های پیمانکاری دولتیه.با اوج گیری تحریم ها غیر از اینکه پیمان کار خارجی برای پروژه ها نمیاد و بازار کار امثال قرارگاه خاتم الانبیا بزرگتر میشه احتمالن کشور مجبور خواهد بود بخشی از وارداتش رو هم به صورت قاچاق انجام بده.کی این امکان رو داره: سپاه پاسداران که تمام این سالها تونسته با ایجاد یک شبکه نیاز های نظامی کشور رو وارد کنه و آمادگی بسط این شبکه واردات رو داره.دقت کنید اینجوری با شدید تر شدن تحریم ها درآمد راست سنتی کم میشه و دامنه عایدات بنیادگرا ها بیشتر پس اون گروهی که منافع اقتصادیش رو از دست میده ساکت نمیشینه.در کنار مساله اقتصادی بحث نفوذ معنوی هم هست.تا سال های میانی دهه هفتاد این شبکه گسترده مساجد بودند که مرجع نیروی های حاکمیت محسوب میشدند اما ظرف دهه اخیر شبکه مساجد و بالتبع اون روحانیت بازی رو به شبکه پایگاه های مقاومت باخته و الان این پایگاه های بسیجند که سازمان دهنده پیاده نظام حکومت محسوب میشن.یعنی بنیاد گراها بازی رو در حیطه نفوذ معنوی بردن از محافظه کار ها و دارن به طور کامل برنده بازی اقتصادی هم میشن.دقیقن همینجا تضاد بزرگ مساله هسته ای پیش میاد:تمام طیف سنتی راست خواهان تمام شدن ماجرا با گرفتن یه سری امتیازند و تمام گروه های حامی بنیاد گرایی خواهان رد بسته و تند شدن فضا و علنن اعلام میکنند تحریم برکته و کاش میشد درها رو کاملن بست.


شما نگاه کنید به حرف های ولایتی و بروجردی که تلویحن پذیرش بسته رو مطرح کردن و در مقابل مهرورز خان و جنتی که بر طبل عدم پذیرش کوبیدن.حدس میزنم ظرف چند روز آینده هاشمی و حتی برخی علمای بلند پایه قم هم وارد این بازی بشن.روحانیت به نظر من نمیخواد بیشتر از این عرصه رو به سپاه ببازه و میدان کاملن از دستش خارج شه.این تنها نور امید ماست در این روزها.خوشحال باشیم یا نه غول چراغ جادو رو فقط همون کسی میتونه برگردونه به چراغ که از ابتدا خارجش کرده.همه امید من به همین معکوس سازی فرایند خروج غوله.به نظر من جدا از گرایش سیاسی باید هر کمکی از دستمون بر میاد انجام بدیم که راست سنتی تو برنامش موفق شه،دقیقن هر کمکی


پی نوشت ١:این مقاله تابناک رو هم بخونید تا اوضاع بهتر بیاد دستتون


پی نوشت٢:عرفان جان!من هم انتظار معجزه از پذیرش بسته پیشنهادی ندارم.فکر نمیکنم بهشت و گلستان درست میشه توی ایران اما اوضاع ما مثل ماشینیه که داره میفته ته دره.تو این حالت مهم این نیست که راننده خوش تیپه یا نه حیاتی فقط اینه که راننده کذایی بتونه اون ترمز دستی لامصب رو بکشه.همین!

14 comments:

  1. رضا قاری زادهJuly 2, 2008 at 10:10 AM

    شاه = شاخ

    ReplyDelete
  2. آقا چند بار بگن این قطار ترمز نداره ؟

    ReplyDelete
  3. آرمان آریاییJuly 2, 2008 at 1:28 PM

    سلام..من نیروهای هاشمی رو جناح راستی نمیدونم!..وقتی ولایتی که نزدیک به رهبری هست میگه روی بسته باید تامل کنیم مسلما بنیادگراها کار سختی برای رد کردن در پیش دارند..عرفان جان جدا از  مقاله امیر بعضی اوقات مصلحت ایجاب میکنه بعضی مسائل رو انجام بدی که به میلت نیست!...به امید فردای روشن برای من٬ تو و تمام مردم دنیا

    ReplyDelete
  4. ببخشید این "بسته پیشنهادی" یعنی چی؟ میشه برای من توضیح بدین؟ خیلی متشکر میشم.

    ReplyDelete
  5. با خوندن وبلاگت شدیدا احساس کسی رو پیدا می کنم که توی یه رودخونه خروشانه و فقط باید صبر کنه تا ببینه کی جریان آب می کوبوندش به یه صخره... اینقدر هم خسته و درمونده ست که دیگه دست و پا هم نمی زنه.

    ReplyDelete
  6. خوب به نظر من داریم بدبخت می شیم.اگر هیچ کاری نکنیم خیلی بدبخت تر هم می شیم....

    ReplyDelete
  7. عرفان جان!من مخالفم که اجازه بدیم این ماشین بره توی دره.جدا از اینکه من هم سوار این ماشینم و هیچ تضمینی نیست برای زنده بیرون آمدنم ازین ماشین یکبار برای همیشه کاش دست برداریم از کلنگی بودن.از همیشه خراب کردن و از نو ساختن.این سیستم با همه ایراد هاش دیکته نوشتست و من ترجیح میدم غلط هاش رو بگیرم تا از اول دیکته ای بنویسم که احتمالن اونم پر از غلط خواهد بود

    ReplyDelete
  8. من میتونم تلخی عرفن و عرفان ها رو درک کنم.منم تلخم ولی راه حل ما ته دره رفتن نیست به هیچ قیمتی...باید جلوی سقوط رو گرفت بعد خود به خود سیستم مسببان سقوط رو حذف میکنه.صبر کنید و ببینید

    ReplyDelete
  9. من رسماً نمی دونم!

    ReplyDelete
  10. کی می خوان این ترمز لعنتی رو بکشن اینا؟؟

    ReplyDelete
  11. کی می خوان این ترمز لعنتی رو بکشن اینا؟؟

    ReplyDelete
  12. پس گردون دون دون کو؟

    ReplyDelete
  13. من دیشب حرفهایی شنیدم چیزهای خوندم که کمی با نظرت همسو شدم.. اما به قول خودت هنوز تلخم و کلافه و عصبانی از این بازی ای که بازنده اش قطعا ماییم و فقط باید دست و پا بزنیم کمتر گل بخوریم...

    ReplyDelete
  14. از ما جز دعا کاری بر نمی آید!

    ReplyDelete