Thursday, July 31, 2008

مبارک مبارک عروسیتون مبارک

رفتیم عروسی...عروس داماد رو ببوس یالا یالا یالا یالا و دیگه چشم سفیدی نکنین بقیه نداره...دلمان ضعف رفت از تماشای شادی دوست جان هایمان که چشم هایشان میدرخشید از شعف...همیشه دلتان شاد و همیشه لبتان پرخنده زوج عاشق!


پی نوشت مطربانه:یه خواننده داشتن ماه.عرض شونه حدود دومتر،مجهز به یک فقره زنجیر به ضخامت پنجاه سانت جایی در حوالی گردن و خیلی باحال.هی ریتم که تند میشد من به صورت پاولفی منتظر بودم طرف بیاد وسط قاسم آبادی بخونه ما هم مازندرونی برقصیم ولی فکر کنم همون ضخامتی که عارض شدم مانع کار شد


پی نوشت همچین از سر دلتنگی:یک فقره گریه کثیف از همین سطل اشغال نشین ها آن کار دیگر بکند روی هر هفت چاکرای من اگر من دیگه بی تو بروم عروسی یا مکان مشابه...رسمن خوشی بی تو از گلوی من پایین نمیرود

10 comments:

  1. مبارکشون باشه....

    ReplyDelete
  2. خدا جمله جوانان را خوشبخت کند بلند بگو آمین

    ReplyDelete
  3. شرکت روزآمدJuly 31, 2008 at 3:37 AM

    آيا مي خواهيد داراي حافظه ي بهتر و دقت و تمركز بيشتر باشيد؟
    آيا فرزندان شما به دليل مشكل در يادگيري كند ذهن به نظر مي رسند؟
    آيا نگران كاهش حافظه در اثر افزايش سن هستيد؟
    آيا تحت فشار ناشي از اطلاعات هستيد؟
    آيا مي خواهيد به بيشترين توانايي مغز خود دست يابيد؟
    آيا مي دانيد حتي نوابغ نيز مي توانند قابليت هاي خود را بهبود بخشند؟
    آيا در محدوده ي سني 4 تا 94 سال قرار داريد؟

    يادگيري ماندگار به روش مرورهاي متوالي و تآخيري لايتنر به همراه مجموعه تمرين هاي افزايش كارايي هوش و حافظه در بسته ي نرم افزاري لايتنر

    تلفن های راهنمایی و مشاوره:
    02166592219
    02166434864

    ReplyDelete
  4. سلام... منم دیشب عروسی بودم.. کلی کیف کردم از قیافه این خوشحال ها... و کلی دلتنگی کردم برای اونکه دلم میخواست باهام باشه و نبود! هههمممممممم

    ReplyDelete
  5. الهی خوشبخت بشن. از پی نوشت آخر هم بدجوری تجربه دارم و کاملا میفهممش.

    ReplyDelete
  6. وای وای وای... خیلی مبارکشون باشه. خب توی پست های نرگس کلی عشق بود این مدت. اما نمی دونستم اون همه عشق داره نصیب امیر حسین خودمون میشه... خیلی خیلی مبارک. با همین عشق به پای هم پیرشن ایشاالله... من دو سه روز پیش یک عدد امیر حسین را حوالی نان بربری فروشی بالای یوسف آباد دیدم که دست یک عدد خانم خوشگلی را گرفته بود و من توی ماشین بودم و آنها از پراید پیاده شدند و نمی توانستم توی آن ترافیک پیاده شوم و نمی دانستم آن خانم نرگس خودمان می باشد! می بینی دنیا را انگار ما توی شهر کور ها با هم آشنا شده ایم...

    ReplyDelete
  7. نرگس و امیرحسینAugust 1, 2008 at 5:37 AM

    عروسی کجا بود باباااااااااااااااااااااااااااا این همه اش یه نامزدی کوچولو بود... بعدشم جای بعضی ها خیلی خالی بود از این به بعد هماهنگ کنید اون بعضی ها کی تشریف میارن ما همون موقع جشن عروسی بگیریم فقط لطفا یکماه قبل با ما هماهنگ کنید..بعدشم شما خیلی کم رقصیدی کلی سر عروسی به ما بدهکاری....
    مرسی امیر جان واسه همه لطفت

    ReplyDelete
  8. خیلی خوشحالم از خوشی نرگس و امیرحسین و خوب یه سری چیزهای دیگه هم هست که بماند...

    ReplyDelete
  9. با آهنگ قاسم آبادی مازندرانی نمی رقصن... قاسم آباد در حومه ی چابکسر شرقی ترین شهر گیلان قرار دارد. فکر می کنم با سپیده جانم بهتر می توانستید برقصید:)

    ReplyDelete
  10. خوب منم یه عالمه دلم عروسی می خواد..(منظور داشتم از حرفم ها...)
    چه حسودی که دلت نمی خواد دوست های تو هم ذوق کنن......

    ReplyDelete