Monday, May 24, 2010

سوم خرداد

تانک‌های روسی ارتش بعث روی زمین شهر‌شان، میراژهای فرانسوی نیروی هوایی عراق در آسمان، بالای سرشان؛ محمد جهان‌آرا بود و زنان و مردانی با حداقل تجهیزات. هر کس هر کجا که بود با هر چه در توان داشت مقاومت کرد و شهر سی و چهار روز تن نداد به محمره شدن و خرمشهر ماند. بعد بیش از یک‌سال ، مردانی مخلص باز به خون خضاب بستند تا خونین‌شهر، خرم شود، ملتی شاد در خیابان احیای غرورش را جشن بگیرد و تاریکی از آسمان ایران تارانده شود. آنها نسل سوم خرداد بودند.


بیست و هفت سال بعد، شادی‌مان عزا، پاداش سکوت‌مان گلوله، تاوان رای‌مان باتوم شد. یک‌سال گذشت و ما هنوز بیرق‌هامان برقرار، سینه‌هامان ستبر و جنون‌مان متبرک است. زیرا ما هر جا که بودیم با هرچه که در توان داشتیم به جنگ علیه اهریمن ناامیدی برخاستیم تا گل را جانشین گلوله و ترانه را جایگزین تفنگ کنیم. ما نسل دوم خردادیم

40 comments:

  1. زنده باد نسل دوم خرداد.زنده باد.

    ReplyDelete
  2. سلام و از قلم زیباتون ممنون.
    ما نسل دوم خردادیم و این را اثبات خواهیم کرد.
    کاش انصاف و عشق و مهربانی بر پایه چیزهایی بنا می شد که حقانیتی دو چندان می یافت.
    وبلاگتون رو در پست های که روزانه می خونمشون قرا دادم البته با اجازتون.
    به امید آزادی

    ReplyDelete
  3. ديروز "دوم خرداد" رو تونستم بدون اشك به پايان ببرم اما امروز نميشه نميتونم.
    نميتونم اون شاديهاي هميشگي سوم خرداد رو كه چند سالي با دوم خرداد براي خودش جشني شده بود فراموش كنم.
    اون "ممدي نيستي ببيني " رو كه ابتداي صبح خوندم، ديگه بغضم سبك نميشه.
    مرسي كه مثل هميشه به ما روحيه و اميد ميبخشي.

    ReplyDelete
  4. می شه زندگی کرد با این دوم خرداد... می شد زندگی کرد با اون دوم خرداد ها... واقعا نمی‌دونستیم چه جای خوبی داریم...

    ReplyDelete
  5. مادر یکی از دوستام میگفت وقتی خرمشهر آزاد شد مردم واسه برگشتن خاک کشورشون ریختن تو خیابون تا شادی کنن اما عصر همون روز انگار حکومت نظامی باشه با تفنگ و شلیک هوایی مردم رو مجبور به برگشتن به خونه کردن. حتی فکرشم مسخره اشت!!! از اون موقع هم معتقد بودن این مملکت ماله ما نیست

    ReplyDelete
  6. آقای تلخ مثل عسل این خبر تلخ را خوانده اید؟
    کردزنگنه به مهر اعلام کرد:
    آغاز فروش شرکتهای دولتی به خارجیان‌ / اولین شرکت را مذاکره‌ای می‌فروشیم
    مدیرعامل سازمان خصوصی سازی از آغاز واگذاری سهام شرکتهای دولتی به خارجیان خبر داد و گفت: اولین شرکت را با روش "مذاکره‌ای" به شرکتهای خارجی می‌فروشیم.

    غلامرضا حیدری کردزنگنه در گفتگو با مهر از برنامه فروش سهام شرکتهای دولتی مشمول اصل 44 قانون اساسی به خارجیان خبرداد و گفت: طی هفته جاری سهام یک شرکت نفتی به صورت مذاکره ای به متقاضیان خرید از کشور سوئیس در صورتی که جلسات با موفقیت به نتیجه برسد، واگذار می شود.

    ما به کی باید پناه ببریم از دست اینها؟

    ReplyDelete
  7. تکین صمدیMay 25, 2010 at 3:55 AM

    امیرحسین جان سلام
    خیلی وقته که اینجا رو میخونم از منش و مراقبت فکری  و سیاسی
    خوشم میاد آدم متعادل کم گیر میاد که قبل از بیان احساسات کمی هم فکر کنه ! به هر حال,من یکی ممنون و امیدوار با خیلی از نوشته هاتم , با احترام به امروز و نوشته تو و میدونم که میدونی و چون خیلی ها اینجا رو میخونن ازت خواهش میکنم چیزی بنویس برای شرف جنبش دانشجویی که دوباره انداختنش تو انفرادی
    مادرش دردمندانه صدامون کرده جون  کسی از مسئولین تا این لحظه نه صداشو شنیده و نه حرکتی انجام داده
    امیرحسین ,مجید توکلی در همین لحظه که تو اینو میخونی  بیمار و معترض  و امیدوار تو سلول انفرادیه ! تو اعتصاب غذا تا نمیدونم کی ! با مشکل حاد ریه و ....
    امیرحسین صدامو میشنوی؟

    ReplyDelete
  8. فکر می کنی واقعا" روزی می آد که ترانه را جایگزین تفنگ کنیم؟
    من خودم به همه امیدواری میدم در حالی که حال خودم از همه خرابتره. خدا کنه یه روزی آرزوهامون رنگ حقیقت بگیره و ما هم  مثل مردم پاریس بعد از خروج ارتش رایش شادی رو مهمون دلهامون کنیم.
    با مهر

    ReplyDelete
  9. رضا قاری زادهMay 25, 2010 at 6:58 AM

    ما زنده به آنیم که آرام نگیریم / موجیم که آسودگی ما عدم ماست .

    ReplyDelete
  10. من هنوز باور دارم که میتونیم " صد واقعه چون دوم خرداد بسازیم. "

    ReplyDelete
  11. سلام
    عالی بود. نسل سوم خرداد خیلی بهم چسبید.

    ReplyDelete
  12. باز هم سلام
    با اجازه شما رو توی لیست پیوندهام گذاشتم.

    ReplyDelete
  13. دیر نیست...
    دور هم نیست...

    ReplyDelete
  14. ye payame khususi gozashtam..hanuz pasokh nadadin!!!i

    ReplyDelete
  15. می دونی..........تو همیشه از واقعیت هایی حرف می زنی که همیشه ازش می ترسم........فرق می کند خرداد با خرداد...
    چه کنم///؟؟؟/

    ReplyDelete
  16. اولین رای ام را به خاتمی دادم یادمه پسری که او هم رای اولی به نظر میامد ازمن پرسید اسم کوچیک اقای خاتمی چیه و من گفتم محمد . حق ما این نبود .حق گرفتنیه

    ReplyDelete
  17. ما همه نسل جنگیم///بجنگ تا بجنگیم

    ReplyDelete
  18. سلام، خرداد خرمشهر با خرداد تهران مشابه است در آزادی خواهی و متضاد است در جهت.

    ReplyDelete
  19. تقاص چه را می دهیم... همسنگر!

    ReplyDelete
  20. داره آروم جون می ده نسلی که مرگو فهمیده!نمی دونم چرا اما آزادی بوی خون می ده:(

    ReplyDelete
  21. یکی مثل توMay 27, 2010 at 2:53 PM

    می مانیم تا همیشه دوم خردادی

    ReplyDelete
  22. دوستان, نامه مجید توکلی رو که بخاطرش الان توی انفرادی در بدترین شرایط ممکنه است و ماحتی تصورش رو هم نمی تونیم بکنیم حتمن بخونید دانشجونیوز نامه رو منتشر کرده سایت گویانیوز هم تازه توی خروجیش قرار داده. نامه کاملن راهبردی و روشنگره  و فکرکنم حداقل کاری که میتونیم بکنیم تا کمی از شرمندگی ما نسبت به این آزادیخواهان واقعی کم بشه اینه که اصلن بدونیم اینا واسه چی دارن اینجوری خودشونو به آب و آتیش میزنن.
    آقای امیرحسین اگه حال کردی یه مطلب راجع بهش بذار فقط واسه آگاهی خواننده های وبلاگت. مرحمت زیاد.

    ReplyDelete
  23. من که دارم دیونه میشم, یه سال گذشت! حالم خیلی بده! یه نگاه به روزنامه های این روزا بنداز, با ورزنامه های اون سالا که قابل مقایسه نیست هیچ! دردناکه, آدم حس تحقیر شدن بهش دست میده!

    ReplyDelete
  24. در این جنبش جز پیروزی نمیبینم وقتی عیسی سحرخیز به جعفر پناهی گفت اعتصاب رو بشکون تا برای نسل بعد فیلم بسازی از زحمات نسلی که این آزادی رو براتون به ارمغان آورد وقتی بهمن قبادی هم به پناهی همینو گفت تا فیلم بسازه برای آیندگان که چه گذشت در زندانها و درایران که اکنون اینجا هستید وقتی  مجید توکلی در انفرادی و یه هفته اعتصاب غذا و زیرشکنجه با اطمینان از فردایی بهتر و ایرانی آزاد می گه.  من جز کامیابی نمیتونم چیز دیگه ای ببینم.

    ReplyDelete
  25. محمدفائقMay 27, 2010 at 8:41 PM

    تاواریش خان جان ! تلخ مثل عسل سوای رسالت اصلیش جائی ست برای خبر گرفتن ما از حضرتعالی ، .... کجائی ؟ سوم خردادی که هنوز ..... نصفه شبی قاط بزنم خوبه ؟ هی ما هیچی نمیگیم .... استغفرالله !

    ReplyDelete
  26. شکلات تلخMay 28, 2010 at 3:56 AM

    خدا کند بیست و هفت سال بعد نوشته های نسل اول خرداد امیدوارانه تر و پیروزمندانه تر و آزادانه تر از این باشد

    ReplyDelete
  27. salam khobi webloge kheyli khobi dari mesle dafe ghab matalebesh kheyli ghashange va sheratam vaghean khob bodl  mamnon misham be manam ye sar bezani va linkam koni

    ReplyDelete
  28. لیلاوزینیMay 28, 2010 at 9:06 AM

    هی !
    این خیلی خوب بود !
    واقعا چسبید !

    ReplyDelete
  29. و تاریکی از آسمان ایران تارانده شود...

    ReplyDelete
  30. رای دادیم مثل خیلی های دیگر و به امیدی که مثل خیلی های دیگر نسبتاً زود نامید شد. نه ... چیزهایی هم به دست آمد. مثلاَ من فهمیدم که جو زدگی چیز خوبی نیست. فهمیدم که حرفها را با عیار زیبایی و برانگیزانندگی نمی سنجند. فهمیدم که عینک آبی زدن باعث آبی شدن درخت نمی شود. فهمیدم که پیاده شطرنج سیاسی بودن چه معنایی دارد و البته خیلی چیزهای دیگر. افسوس می خورم که این چیزها را قبلش نمی دانستم. شاید به لحاظ سنی بتوانم خودم را از نسل دوم خرداد بدانم. به خاتمی هم که رای داده ام. اما راستش را بخواهی نه آن رای را افتخاری برای خودم می دانم و نه اصولاَ پدیده دوم خرداد را قابل مقایسه با پدیده سوم خرداد.
    ... بگذریم. انصاف باید داد که شما دست کم آن نسل سوم خرداد را - لااقل در حدی که پاسدار وطن بوده اند - هم می بینید. همین خوب است.

    ReplyDelete
  31. امیرخان شرمنده،میدونم که آدم بعضی وقتها نوشتنش نمیاد یا نمیتونه بنویسه یا ... ، ولی کاش حداقل یه جوابی به یکی از کامنت ها میدادید که خیالمون راحت بشه حالتون خوبه.تقصیر ما نیست خودتون بد عادتمون کردید،چیزی هم که این روزها زیاده دلیل برای نگران شدنه .

    ReplyDelete
  32. امیر حسین نگران شدیم واقعا
    خبر بده از خودت.

    ReplyDelete
  33. شد 5 روز
    دو متن پیش اومدم این همه واست قصه گفتم که بنویس
    کجایی؟

    ReplyDelete
  34. شد 5 روز
    دو متن پیش اومدم این همه واست قصه گفتم که بنویس
    کجایی؟

    ReplyDelete
  35. چرا؟ سوم خرداد تا الان 1:50 بامداد 9 خرداد هیچی؟! 6 روز شد؟! قبلاَ نوشتنتون نمیومد 1 اثری از خودتون میگذاشتید اما حالا چرا هیچی اثری نمیابیم؟ توقع ما رو بالا بردید دیگه. امیدوارم خوب باشه حالتون.

    ReplyDelete
  36. کجایی امیرحسین؟چرا پس نمی نویسی؟

    ReplyDelete
  37. آخرین سنگر سکوته
    خیلی حرفا گفتنی نیست...
    آخرین سنگر سکوته
    حق ما گرفتنی نیست...

    ReplyDelete
  38. مهندس بانوMay 30, 2010 at 6:36 AM

    خیلی زیبا و اثر گزار بود

    ReplyDelete
  39. من اهل رویش و دیدارم  و / تا مغز استخوانم سبز است /من می طپم /من مثل ابر می بارم /من روشنم /و مثل قطره قطره باران در آفتاب /می رقصم /من با تکه های چوب و کاغذ و پرواز /پل می سازم /چه کنم /من از جنس بودنم

    ReplyDelete
  40. یکی به من بگه من بیست و سه ساله چه کنم با اهریمن ها یی که محاصره ام کرده اند از شش جهت به وبم سر بزن . درد منو از ورای متن اقرار کن و خموش باش دریاب!!!

    ReplyDelete