Sunday, January 22, 2006

وهم اميد

بايد نااميد باشم ولی نيستم،نميدانم شايد هنوز جدی نگرفته ام شرايط حاد اطرافم را،شايد هم معجزه ای را باور کرده ام که دورنمايش برای عقل سليم مضحک مينمايد...شايد بيش از حد دل به شايد بسته ام،شايد ناچارگی را نميخواهم که بپذيرم،شايد...اما نااميد نيستم.اين خودش غنيمت است نه؟


خستگان را چو طلب باشد و قوت نبود/گر تو بيداد کنی شرط مروت نبود!


پی نوشت:آزاديخواهی به روز شد!

58 comments:

  1. » ¤`·.¸¸.·´¯`·.سحر» ¤`·.¸¸.·´¯`·.January 22, 2006 at 8:45 AM

    يه دسته گل خوشبو ازباغ می چينم که ۱۰تا شاخه باشه البته ازاون ۱۰تا ۹تاش طبيعی و۱يکی مصنوعی که تاوقتی آخرين گل پژمرد به وبتون سر ميزنيم واز زيباييهاش لذت می بريم شما هم مارو ازياد نبريد و با قدمهای سبزتون به کلبه آبجی سحر صفا بديد.روز خوش گلم ...

    ReplyDelete
  2. اين از غنيمت يه چيزی اون ور تره ....

    ReplyDelete
  3. امير جان اگه شعر از اخوان يا هر کس ديگه ای باشه حتما اسم شون رو زيرش می نويسم.... آره م.آزاد هم رفت. انگار طاعون افتاده تو اين مملکت. عيبی نداره! خدا احمدی نژاد و حداد عادل رو از سرمون زياد نبينه.... همين كه نااميد نيستي خودش غنيمته. همين كه خودت رو نباختي غنيمته.

    ReplyDelete
  4. وقتی هيچ راه چاره ای نباشه مجبوری که گذشت زمان را به نظاره باشی و اميدواری به از نا اميدی است .

    ReplyDelete
  5. اميز جان من در حد و اندازه ای نيستم که واسه روحياتت اينجا نظر بدم .. اما خوب از آنجائی که جسارتم زياده و تو هم منو منع نمی کنی ميگم .. : اينکه کلا خوش بينی به نظر من خيلی مثبته .. خوش بينی البته با گول زدن خود فاصله کمی داره اگه با واقع بينی و اشراف به حوادث پيرامون همراه نباشه به ورطه بی خيالی و پرت بودن از واقيت منتج ميشه ... اما خيلی کارت درسته .. در شرايطی که دلمشغولی های برخی از ما ديدن يه خواب عجيب باردار شدن و زایمان هست و حاضريم واسش مدتها وقت بذاريم .. تفسير و تعبير فرويد و نميدونم گشتالت و کيو بخونيم که آيا آينده ما چه خواهد شد  .. اينکه تو در اين شرايط حساس به چيزهای بسيار مهم تر.... بسيار حياتی تر.. فکر میکنی خيلی ارزشمنده ... ( با عرض پوزش از مثالی که آوردم لطفا به کسی بر نخوره .. مثال بود فقط .. بدون قصد هيج بی احترامی به هيچ دوست عزيزی )...

    ReplyDelete
  6. از فکر ناچارگی هم ويران ميشم...خودش که...

    ReplyDelete
  7. هزارو یک روزنهJanuary 22, 2006 at 2:33 PM

    گمان مبر که به پايان رسيد کار مغان/هزار باده ناخورده در رگ تا ک است.....امير جان

    ReplyDelete
  8. هميشه اميد غنيمت است . مطمئن باش .

    ReplyDelete
  9. خيلی هم غنيمته... انشالله حل ميشه

    ReplyDelete
  10. صورتک خیالیJanuary 22, 2006 at 5:40 PM

    خستگان را چو طلب باشد و قوت نبود

    ReplyDelete
  11. منوچهر سابق!January 22, 2006 at 11:04 PM

    آره داداش ...اين هم خودش غنيمت است وووو

    ReplyDelete
  12. سلام . صبحت بخير داداش . ..... گر تو بيداد کنی شرط مروت نبود . هووووم

    ReplyDelete
  13. من نگرفتم عامو جون! می‌رم آزادی‌خواهی رو بخونم... يا حق!

    ReplyDelete
  14. اتفاقن به نظر من شرايط بسيار وحشتناک تر از اونيه که ماها اينجا در ايران داريم خودمونو گول ميزنيم. مسئله بسيار جديه! هر چی که هست بايد باور کنيم!

    ReplyDelete
  15. روياها خيلی قشنگ هستن امير جان... به زيباترين روياهات به زيباترين شکل برسی.

    ReplyDelete
  16. همين چند روزه يه جايی خوندم که اميد ، آخرين چيزی ست که از دستش ميدهيم.

    ReplyDelete
  17. جن جنگل عزيز!ازون اشارت به دوست مشترکمون خوشم نيومد رفيق!محض اطلاعتون نگرانی های من هم از زمره همين مسايل پيش پا افتاده روزمرست نه نگرانی برای عاقبت بشريت.حله؟

    ReplyDelete
  18. اميد با يک دختر ساروی ازدواج کرد و ... با اين حال من هم هنوز اميد دارم... چطوريه امير؟ فکر کنم واسه اين باشه که اسم اميد تو شناسنامه رضاست...

    ReplyDelete
  19. بايد باشد...

    ReplyDelete
  20. شرايط اونقدر هم بد نيست...

    ReplyDelete
  21. و .. شايد هميشه بدتر از اون شرايط هم هست .. اينجوری هم ميشه به قضيه نيگا کرد اگه يه طرف پای سلامتی گرو نباشه ... // به ياد بيار آرزوی آزاده رو ::  عشق و سلامتی! // از اون چيزاييه که نباشه هيچ شايدی جاشو يه ذره هم پر نميکنه! // هنوزم ميشه تسليم شب و اسير کابوس نشد مگه نه داداش؟

    ReplyDelete
  22. پایان شب سیاه ، تیتراژ آخر فیلم است !

    ReplyDelete
  23. به معجزه هميشه ميشه خوش بين بود . اگه هم رخ نداد به پيچ بعدی دل بست .

    ReplyDelete
  24. در ضمن مرسی از محبتت امير جان .

    ReplyDelete
  25. خواهش می کنم :)    . از فاهوس بی خبرم. قبلا تو مسنجر يه چیزايی واسم می فرستاد ولی حالا هيچی... نکنه واقعا صبرش سر اومده؟!!!

    ReplyDelete
  26. نميدونم چرا بايد نا اميد باشی ولی داشتن اين همه دوست خودش جای اميدواريه، نه؟                             چرخ بر هم زنم ار جز به مرادم گردد / من نه آنم كه زبوني كشم از چرخ فلك                                        نه خسته برادر :)

    ReplyDelete
  27. هر وقت از آمريکای لاتين بيرون اومدی خبر کن بيام يه سر بهت بزنم... آخه از اين موضوع هيچ سر در نميارم يه جورايی احساس حقارت و بی سوادی بهم دست ميده....

    ReplyDelete
  28. سلام . وقتی اسباب کشی کردم جای جديد ٬ ترتيبی ميدم که برای مدتی با آدرس قبلی وبلاگ به جای جديد منتقل بشيد . بعد هر کسی خواست تغيير توی آدرس لينک بده .

    ReplyDelete
  29. سلام...نا اميد ی چرا؟به قول حافظ دعای صبح و آه شب کليد گنج مقصود است ...به اين راه و روش می رو که با دلدار پيوندی......

    ReplyDelete
  30. دانی که رسيدن هنر گام زمان است ........ دست کم برای تو يقين دارم که : فردا روز ديگريست !
    چاکريم! از هرلحاظ ! و کشته دلتنگی هات  !

    ReplyDelete
  31. چی رو پايه ای آقا امير؟؟؟

    ReplyDelete
  32. با سلام مجدد .. آقا ما که گفتيم مثال هست و در مثال هم هرجی نيس .. منظور از اون حرف مثال بود و نه فقط مورد ويژه ايشان .. يه نمونه آماری . بهر حال اگه نحوه نوشتن من توليد شبهه توهين و یا جسارت  کرده بارهم عذر می خواهم ... مخلص شما و سایر دوستان  ...;)

    ReplyDelete
  33. مممممممممم...نميدونم.....ولی خيلی خوبه که نااميد نيستی...

    ReplyDelete
  34. ممنون امير . همين.

    ReplyDelete
  35. سلام:) اين که خيلی خوبه :)

    ReplyDelete
  36. امير جان لطف كردي... بهتره... آورديمش خونه....

    ReplyDelete
  37. من با اچ آی وی + فقط با اميد زنده ام. پس تو هم امیدوار باش امیر.

    ReplyDelete
  38. اسم وبلاگت عجيب ترين پارادوکسی بود که ديدم!

    ReplyDelete
  39. سلام/ اره اميد خيلی غنيمت خيلی

    ReplyDelete
  40. به جان خودت ، که خيلی برام عزيزه ، اميد دادن نيست ! بهش ايمان دارم !

    ReplyDelete
  41. مدير بيكارJanuary 23, 2006 at 4:19 PM

    لازم به ذکز است به دلیل کثرت و شدت فعالیت جنابعالی در عرصه وبلاگنوشتی ما تصور نموده ایم اشتباه آمده ایم از بابت عدم مشاهده مطلب ماضی که مطالعه نموده بودیم!  الا ایها الحال ماشاالله! .....مدیر بیکار منتشر شد!

    ReplyDelete
  42. رفيق و برادر، می خواهم آب شوم در گستره ی افق، آنجا که...

    ReplyDelete
  43. سلام رفيق من همين دورو برا ام... فقط مواظب باش اشتباهی نکنی که يه عمر حسرت نکردنش رو بخوری! دلت خوش:)

    ReplyDelete
  44. نا اميد نباش.  اميده که می‌شه بقيه ی چراغ ها رو با شعله اش روشن کرد. يه جوک بگم. ناراحت نشی ها همينجوری يادم اومد برا تغيير روحيه: يه مرد خيلی شاد و اميدوار يه پرتقال دستش بود و داشت پوست می‌کرد اين وسط ها هی به آسمان نگاه می‌کرد و می‌گفت: ای خدا يه کاری کن توش موز باشه! خير پيش. مواظب خودت باش

    ReplyDelete
  45. سلام. خيلي خوبه كه اميدواري. وقتي نوشته ت رو خوندم احساس كردم كه يكي عين افكار من و نوشته. عميق كه فكر مي كنم مي بينم هيچ جاي اميدي به ظاهر نيست ولي توي دلم هميشه عطر يه اميد گنگ و غريب موج ميزنه و قايق زندگي روي اين موج مدام بالا و پايين ميره . سبز باشي و هميشه سبز!

    ReplyDelete
  46. سلام . پيغامت هم مثل نوشته هات خيلي خاص بود و با خوندنش كلي خنديدم. سبزخندان اميدوار باشي!

    ReplyDelete
  47. اکه چيزی به نام وهم اميد به قوا خودت تو اين دنيا وجود نداشت احتمالن خيليا کله پا شده بودن زيادم بد نيست دوست عزيز

    ReplyDelete
  48. فعلا مجبوريم جدی نگيريم......

    ReplyDelete
  49. خیـــــــــــــــــــــــــلی غنيمته خودش(!)...جدی ميگم!

    ReplyDelete
  50. سلام ... خيلي خوبه اگر اينطوري هستيد متن قبلي هم قشنگ بود ... مختصر و نامفيد!

    ReplyDelete
  51. salam khobi kheyli bloge topi dari merSi age tonesti be man ham sar bezan ghorbanat bye

    ReplyDelete
  52. دوما وقتی آسمون به اين خوشگلی هست وقتی دوستهای به اين خوبی داری وقتی کلی چيز تو دنيا هست که ميشه کلی ازش لذت برد مثل يه گل سرخ چرا بايد نا اميد بود؟

    ReplyDelete
  53. هيچی واقعا اونقدر جدی نيست که براش نااميد شی ....باور کن .

    ReplyDelete
  54. ای دل غمديده حالت به شود٫دل بد مکن/اين سر شوريده باز آيد به سامان٫غم مخور./بعد هم يک حرفی هست که من دوسش  دارم ميگه :هيچ می دونی سرد ترين و سياه ترين ساعت شب درست لحظات پيش از سر زدن سپيده است؟

    ReplyDelete
  55. آقا ما چه کنيم که از رنجشش دوست عزيز  کم بشه ؟ آها ۲ دستم بالا .. ما که پوزش خواستيم ..  به ايشان نظر نداشتم .. کلا گفتم .. يه موضوعی بود در سايت دويچه وله .. منو خيلی تحت تاثير قرار داد .. بيشتر منظورم اون پست بود .. فقط و فقط مثال کلی بود نه چيز ديگه .. امير جان لطفا بازم سفارش ما يادت نره  .. با تشکر و پوزش بازهم مجدد......

    ReplyDelete
  56. نااميدی بسه ديگه.....اون دوردورا يه نوری بايد باشه....

    ReplyDelete