Tuesday, May 30, 2006

تبريز در آتش

خبرها مرتب ميرسند و به سنت هميشه روزگاران خبرهای بد زودتر!تبريز تبديل به يک پادگان نظامی شده،درگيری های جسته و گريخته بين مردم ونيروهای نظامی و امنيتی همچنان ادامه داره و حکومت سعی ميکنه همزمان از يکسو با نشان دادن مشت آهنين به سرکوب مردم محلی بپردازه و از طرف ديگه با تبليغ مخالفين به عنوان تجزيه طلب و پان ترکيست حمايت مساعد افکار عمومی رو از اونها سلب کنه...شنيده ها اما حکايت از انفجار خشمی ميکنن که سالهاست همه ما در سراسر ايران مثل يه بغض فرو خورده با خودمون حملش ميکنيم.تبريز و تبريزی ها عملا خواهان تغيير سيستم برای کل ايرانند.شعارهايی عليه اقای احمدی نژاد و برخی ديگه از مسوولين حکومتی داده ميشه که جو انقلاب ۵۷ رو به ياد مياره.بازداشت روشنفکران آذری و ضرب و شتم و حتی تيراندازی به مردم که در نقده ۴ کشته برجا گذاشته هم هنوز نتونسته آرامش رو به شهر حاکم کنه و من عميقا نگرانی خيمه شب بازی هستم که به سبک تظاهرات حکومتی ۲۳ تير ۷۸ تهران در تبريز سامان دهی بشه و فقط دور باطل خشونت رو مضاعف کنه...


در مواجهه با اتفاقاتی ازين دست بدنه روشنفکری ايران هميشه مردد بوده که چطور کنار اين حرکتها قرار بگيره تا به آب ريختن در آسياب تجزيه طلبی متهم نشه.ما درست يا غلط هماره حمايتمون رو از جنبشهايی که کمی بوی قومی قبيله ای داشتن دريغ کرديم.اما فکر ميکنم در برابر اين ظلم مضاعفی که به همه ما روا داشته ميشه وقتشه دست به اعتماد سازی دو جانبه بزنيم.نه ما چشم ببنديم بر سرکوب و ددمنشی حاکميت در مواجهه با مردم و نه پيشبران اين جنبش ها به اون رنگ و بوی قوميتی بدن و از طرح کردن مطالباتی به وسعت ايران غفلت کنند...برای مردم آذربايجان نگرانم!


 

51 comments:

  1. خدا آخر و عاقبت ما رو ختم به خير کنه

    ReplyDelete
  2. . منظورم از ما يعنی همه ی ايرانی ها

    ReplyDelete
  3. نگران آذربايجانی ها از يک طرف و نگران مانا از ديگر سو

    ReplyDelete
  4. چقدر خبرای نگران کننده... هر طرف که نگاه ميکنم پره از اين خبرا... ديگه نميدونم چی بايد بگم

    ReplyDelete
  5. هر دم از اين باغ بری می رسد ..... به قول مامانم همه جا صدای يا حسين می ياد همه درگيرن همه......

    ReplyDelete
  6. همه جا حرف همينه!

    خوب شد اتفاقی افتاد...

    مثل اینکه همه حوصلشون سر رفته بود...

    ReplyDelete
  7. اميدوارم همچنان از بزرگ شدن لذت ببری...

    تا هميشه مهربان بمان

    ReplyDelete
  8. صورتک خيالیMay 30, 2006 at 11:11 AM

    تبريز...!

    ReplyDelete
  9. محمد جواد شکریMay 30, 2006 at 3:18 PM

    من فکر کنم مردم اذربايجان دچار احساسات شده اند...اميدورام نها کمی کوتاه بيايند

    ReplyDelete
  10. ردپاي ايامMay 30, 2006 at 6:58 PM

    ولی من فکر میکنم اين يه مورد رو خيلی راحتتر از همه موارد گذشته کنترل و آرام ميکنن ، بهانه هاشون برای چنين سرکوبی خيلی بيشتر از هميشه ست ..... به هر حال اميدوارم که به خير بگذره ..... راستی يه سر اومدم اون ورا ، رفتم دانشگاه ، .... ولی مثل اينکه تا من اومده بودم بساط رو جمع کرده بودن ،.... بی مرام بازی در آوردن !

    ReplyDelete
  11. نمی دانم .... ولی می دانم که روشنفکران ما حکم تماشاگران را دارند که نوشته هايشان فقط جذاب است و در عمل تفاوتی نمی بينی !

    ReplyDelete
  12. سلام، فکر می کنم نه اين اعتراضات به جايی برسد، نه اعتراضات مردمی ديگر سراسر ايران! حکومت نشان داده، هرگونه اعتراض را  چنان سرکوب می کند که ديگر کورسويی از اميد هم در دلهامان از بين رفته!! تير ماه سال ۷۸ ،  در بطن آن اعتراضات بودم و ديدم که چگونه با معترضين برخورد کردند، يکی از افرادی که مسوول خاموش کردن اعتراضات بود، از همکاران من بود، او می گفت برای اجرای دستورات رهبری از هيچ خدمتی فروگذار نخواهد کرد، حتی اگر لازم باشد پدر و مادرش را فدا کند؟؟!! حال شما تصور کنيد ما با چنين نيروهايی مواجه هستيم! آيا پيامبر ما در خصوص احترام به پدر و مادر بسيار نگفته؟ حتی اگر ايشان کافر باشند، احترامشان برای فرزند واجب است، حال اين نيروهای جان بر کف، چگونه آموزش ديده اند، که عزيزترين کسان خود را برای رهبرشان فدا می کنند؟؟!!

    ReplyDelete
  13. ای بابا . من که اصلا نمی فهمم . حالا فرضا ما اين اذربايجان رو بديم به ترکها برن واسه خودشون خوش باشن چی ميشه !!!! ( اه اه اه اه وطن پرستان عزيز ! الان ميرم دهنم رو اب ميکشم . نگران نباشيد ! )

    ReplyDelete
  14. نگاه جان ! قاجاريه هم همين طرز فکر رو داشتن.! امير منم نگرانم خيلی هم نگران .

    ReplyDelete
  15. راستی نقده با اينکه در آذربايجان غربی است از شهر های کرد نشين است

    ReplyDelete
  16. من که اصلا هيچيه هيچی نمی دونم

    ReplyDelete
  17. تجارت اينترنتيMay 31, 2006 at 3:02 AM

    سلام . اااااا ميگم چرا چکهای اونور برگشت ميخوره . ای بابا زورشون به ما رسيده

    ReplyDelete
  18. اين نيز بگذرد....و پس از اين نيز!!

    ReplyDelete
  19. سلام داداشی. من هم نگرانم. نگران آينده اين مملکت. با اين وضع هيچ چيزی قابل پيش‌بينی نيست.

    ReplyDelete
  20. منم خيلی ناراحت و نگرانم... واقعا چی ميشه؟!

    ReplyDelete
  21. ايشالا همه چيز به خير منتهی شه

    ReplyDelete
  22. سلام.

    تا بوده همين بوده.............تو کشور ما اين قضايا يه امر عاديه.....................و اين خبر با اين که تلخ بود ولی دوباره داشت از همون قانون تکرار پيروی می کرد.....................ولی چرا واقعا کسی جواب گو نيست؟

    ReplyDelete
  23. شب اول قبرMay 31, 2006 at 9:11 AM

    هوای خانه چه دلگیر میشود گاهی

    از این زمانه دلم سیر میشود گاهی

    عقاب تیز پر دشتهای استغنا

    اسیر پنجه ی تقدیر میشود گاهی

    صدای زمزمه ی عاشقان آزادی

    فغان و ناله ی شبگیر میشود گاهی

    نگاه مردم بیگانه در دل غربت

    به چشم خسته ی من تیر میشود گاهی

    مبر ز موی سپیدم گمان به عمر دراز

    جوان ز حادثه ای پیر میشود گاهی

    بگواگرچه به جایی نمیرسد فریاد

    کلام حق دم شمشیر میشود گاهی

    بگیر دست مرا آشنای درد بگیر

    مگو چنین و چنان دیر میشود گاهی

    بسوی خویش مرا میکشد چه خون وچه خاک

    محبت است که زنجیر میشود گاهی

    ReplyDelete
  24. بابا ! هموطنای نگران! مردم از ميهن پرستيتون!!!!

    ميدونی قضيه دعوای زرگريه. . .

    ايرانی جماعت غير قابل پيش بينيه

    سخت نگيرهمه ی گردو بازيا يه روز تموم ميشه

    ReplyDelete
  25. منم خيلی وقت بود اينجا ميومدم..يعنی از اينتزنت دور بودم.... ميدونی اميز جان يه جورايی منم نگران مردمم..مردمی که ما هم جزوشيم......

    ReplyDelete
  26. نمی‌دونم که کی ميشه که مردم ما به اون آرامشی که حقشونه برسن. من هم از صميم قلبم برای مردم خوب ترک‌زبانمان نگرانم. خوش‌حال می‌شم که به من سر بزنيد.

    ReplyDelete
  27. منوچهر سابق!June 1, 2006 at 4:01 PM

    ممنون از دعوتت ... شب خوبی بود

    ReplyDelete
  28. ميبينی چه راحت همه چيز بازيچه دست سياست ميشه... من با تجزيه ايران موافق نيستم...تا جايی که شنيدم بحث استقلاله... و اين خوب نيست... خدا به خير بگذرونه

    ReplyDelete
  29. ...با خودم فکر می کنم کی میشه دیگه هیچ آدمی تولدش رو و هیچ روز زندگی اش رو پشت میله های زندان نگذرونه ، بخاطر یه حرف ، یک عقیده و مال او که دیگه بدتر . یک اشتباه . یک سوء تفاهم ...

    ReplyDelete
  30. چه جوري امير جان دست به اعتماد سازي دو جانبه بزنيم ؟

    ReplyDelete
  31. خيلی وقت بود خونت نيومده بودم يه ساعتی طول کشيد تا همشو خوندم ولی يه حسی دارم انگار باز می خوام بر گردم و بعضی ها رو دوباره بخونم. اين قضيه تبريز هم باز تکرار جديديه از چيز هايی که قبلا ديديم تا وقتی امام زمان هست چه غم داری علی جان يا علی بگو و انتظار فرج بکش.

    ReplyDelete
  32. وطن پرنده پر در خون .. وطن شکفته گل در خون .. ستاره ها اعداميان ظلمت .. به خاک اگرچه ميريزند .. سحر دوباره برميخيزند .. بخوان که دوباره بخواند اين قبيله قربانی گل سرود شکستن را ..

    ReplyDelete
  33. امير جان سلامی به حرارت مطالب وبلاگت! قصدم تعريف بی خود نيست ولی هميشه که پای کامپيوتر می شينم حتما به اينجا هم يه سر می زنم  و خيلی خوشحالم که هنوز هم داری به نوشتن ادامه می دی. اميدوارم که پاينده باشی.

    ReplyDelete
  34. بعد اينکه با اين وضعيت ديری نخواهد گذشت که آتش تبريز به جاهای ديگر کشيده شود

    ReplyDelete
  35. من هم برای همه چيز.. همه مردم نگرانم!

    ReplyDelete
  36. ردپاي ايامJune 2, 2006 at 2:37 PM

    کجائی رئيس ، چوب خطت بدجور زده بالا ،....

    ReplyDelete
  37. موجود ساکن در اتاق زير شيروانی!June 2, 2006 at 4:21 PM

    آدما ميسوزن ميميرن ميکشن!!وباز ...همه در به در دنبال در!

    ReplyDelete
  38. به روز نمی فرمايين!؟

    ReplyDelete
  39. فکر کنم فلنگ رو بستيد و رفتيد ولايت ؟ الوو سانچو .... الو .

    ReplyDelete
  40. مهدی هنرپردازJune 3, 2006 at 3:58 AM

    من فکر نمی‌کنم دامنه‌ی این اعتراض به خارج از آذربايجان کشيده بشه. قضيه‌ی استقلال آذربايجان هم به نظرم کاملآ منتفی باشه. اما احتمال تکرار قضايای اخیر کردستان و يا تير ۷۸ زياده. نمی‌دونم داريم به کجا می‌زيم. فقط خدا کنه عابقت‌ؤ بخير باشه. يا حق!

    ReplyDelete
  41. سلام من وبلاگتون رو دیدم جالبه به ما هم سر بزنید

    ReplyDelete
  42. کجايی امير؟؟؟؟؟

    ReplyDelete
  43. سلام. کجايی؟ خوبی؟

    ReplyDelete
  44. هميشه يه عده هستن که بخوان یه ملتو به جون هم بندازن.

    ReplyDelete
  45. آپ نکردي که!!

    ReplyDelete
  46. من اينو خوندم ولی نظرم نمياد هرچی هم ميام ميبينم خونه!

    ReplyDelete
  47. هفتادو يكبار گفتن ذكر "اللهم العن الخميني" پس از نماز عشا براي برآمدن حاجات، رفع  مشكلات و دفع بلايا، مجرب است.

    ReplyDelete
  48. ردپاي ايامJune 4, 2006 at 4:52 PM

    فردا(دوشنبه)قراره در کاخ کرملين نشان قلم طلائی به اکبر گنجی اعطا بشه .

    ReplyDelete
  49. پدر(نم نم)June 4, 2006 at 5:28 PM

    من هم نگرانم...نگران ايران!

    ReplyDelete
  50. آب و آينهJune 10, 2006 at 2:52 AM

    سلام امیر نازنین.

    تبریز بودم تمام هفته گذشته و چند روزی بیشتر.

    شلوغ نبود تجمع نبود آشوب نبود. هیچ ارتباط موبایلی هم برقرار نبود.در حالیکه آنتن موبایلها فول بود. و ساختمانهای سوخته  تا دلت بخواد. به سختی تونستم یه خودپرداز سالم پیدا کنم.

    همه چی نشون میداد که یه جنگ واقعی برپا بوده.

    و خفقان بعد از آشوبه برای جلوگیری از سرایت مجدد آتش.

    دوست نازنینی که همه چی رو دیده بود میگفت: من فقط توی کارتونها دیده بودم که ماشینها و موتورها تغییر شکل میدن ولی ماشینها و موتورهای سپاه . . .

    دلم سوخت برای مردم بیگناهی که  . . .

    آخه تو که نمیدونی چی شنیدم.

    شاد باشی. چطورشو نمیدونم.

    ReplyDelete