Wednesday, November 26, 2008

تلخ...خیلی تلخ

می گویند دیشب فاطمه پژوه را اعدام کرده اند.می گویند فاطمه همسر صیغه ایش را موقع تجاوز به دختر ١۴ ساله اش دیده و برای دفاع از دختر خود، مرد را با روسری خفه کرده...بعد انگار دیشب اعدام شده و تلاش ها برای توقف حکم اعدامش به جایی نرسیده...ماجرا تلخ است و دردناک است و تراژدیست اما این وسط یک چیز هایی را به آدم نمی گویند.اینکه خانم فاطمه بعد از خفه کردن همسرش با روسری و پس از اینکه تا صبح به قول خودش بالای سر جسد نشسته و گریه کرده بدن مقتول را تکه تکه-بعله تکه تکه-کرده و به بیرون از منزل منتقل نموده،نمی گویند به ما که چند سالی می گذرد و با پیگیری خانواده مرد ،خانم فاطمه بازداشت می شود و به قتل اعتراف می کند.نمی گویند که اصلن مگر خفه کردن یک مرد گردن کلفت با روسری به این کشکی هاست؟کسی توضیح نمی دهد که بابا جان!تکه تکه کردن یک آدم نباید همچین کار ساده ای باشد؟نباید بشود بدون مقادیر متنابعی سبوعیت جسد یک آدم را که تا دیشب بغلش می خوابیدی قطعه قطعه کرد و اصلن توضیح نمی دهند به آدم که اگر مرد فوق الذکر فاطمه را تکه تکه کرده بود باز هم حقوق بشرمان درد می گرفت؟


تمام این ماجرا تلخ است.این که یک آدمی تکه تکه شود،این یک انسان به هر دلیلی مجبور به قتل شود،این که کسی بخاطر قتل اعدام شود...شک ندارم کل ماجرا خیلی تلخ است اما یک ذره این جوی که وجود دارد در مورد ماجراهای اینطوری آدم را مشکوک می کند که این های و هوی واقعن از حب علی است یا بغض معاویه!

25 comments:

  1. من امروز هی باید بیام تفاوت زن و مرد رو شرح بدم به نظرم.  فکر کنم من که خون می‌بینم غش می‌کنم هم اگه کسی بخواد به بچه‌ام حمله کنه تیکه تیکه‌اش می‌کنم با همین سبوعیت.  نمی‌دانم این مرد کی بوده چطور آدمی بوده ولی فکر می‌کنم این قتل دفاع از خود بوده پس مجازاتش این نبود.  چیزی که باعث می‌شه زنها علیه چنین حکمی این‌طوری هوار هوار کنند اینه که من حس نمی‌کنم قانون کشورم از من حمایت می‌کنه، پس وقتی در دفاع از خودم یه مرد رو می‌کشم نمی‌رم سراغ قانون چون مطمئنم زن بودنم باعث می‌شه از من حمایت نشه.  جسد رو تیکه تیکه می‌کنم و سعی میکنم بگم اتفاقی نیافتاده.  

    ReplyDelete
  2. من می‌خوام راجع به پست قبل بازم بگم.  همه بچه‌ها دارند یه چیز می‌گن و به نظرم تو به این قضیه توجه نداری، بدجوری داری خودت رو الک می‌کنی.  برای من که تو رو می‌شناسم بیشتر از بیست سال، می‌دونم همونقدر که در ابراز احساست نرمی می‌شه رو حمایت و قدرتت حساب کردف قدرتی که در خدمت زنانگی است.  شاید اونطور که می‌گی مسئولیت پذیر ذاتی نباشی اما این کار رو یاد گفتی انقدر که تو تنها مرد قابل اعتماد و اتکا زندگی منی. هرچند نگاه من نگاه یه خواهره.
     

    ReplyDelete
  3. نمیدانم چه بگویم...

    ReplyDelete
  4. نمی‌‌خواستم اینا رو بگم.  می خواستم بگم این یه رابطه یک‌طرفه نبوده اون طرف ماجرا هم حتما ضعف داشته.  نمی‌خوام اون آدم رو قضاوت کنم نه هنوز همون‌قدر دوستش دارم و برام عزیزه وقتی دوستیم وقتی دوست داریم باید به انتخاب و تصمیم همدیگر احترام بگذاریم حتا اگه این تصمیم باب میل ما نباشه.  بذار بازم راجع به خودم حرف بزنم .  این درست که من می‌خوام گاهی به قدرت مرد خودم تکیه کنم اما می‌دونم باید بدونم مرد من سوپر من نیست .. حتما اون هم خیلی وقتها میاد سرش رو بذاره رو دامن من ولی من خیلی وقته دامن رو درآوردم و شلوار پوشیدم و همیشه اونقدر که لازمه زنانه رفتار نمی‌کنم.  منظورم اینه شاید مشکل این رابطه اصلا این نبود.  حتما اون طرف رابطه احساس امنیت نکرده که رفته این درست اما من می‌گم این همه اش تقصیر تو نبوده من هم باید در ناامنی دنیای زنونه خودم کنکاش کنم.  همه حرفم اینه تو در این رابطه خودت بودی ولی ایا اون طرف ماجرا هم کاملا خودش بوده؟

    ReplyDelete
  5. بازم می‌گم نمی‌خوام مقصر پیدا کنم من هم در 99 درصد مواردمی‌ترسم از اینکه درباره ترسهام با طرف مقابلم حرف بزنم.  می‌ترسم درک نشم می‌ترسم ترسو به نظر بیام می ترسم تو ولی نترسیدی نمی ترسی ببین همین جا چطور درباره همه چیز حرف می زنی. اون طرف این رابطه تو همچین سطحی از انرژی نبود.  نتونست همپای تو بیاد.  حالا بازم ازت می‌خوام انقدر خودت رو تجزیه و تحلیل نکن.  تو این زمان کوتاه که ازاین قضیه گذشته هر چی باید می فهمیدی یاد می‌گرفتی یاد گرفتی حالا شاید باید صبر کنی که زمان بیشتری بگذره تو دورتر بشی که بتونی بیشتر ببینی.  یه کمی به خودت استراحت بده.  حس می‌کنم داری خودت رو ریختی تو چرخ گوشت و داری چرخ می‌کنی.  

    ReplyDelete
  6. اینکه حرف تازه ای نیست... من اگر تو شرایط فاطمه پژوه بودم همین کار را می کردم با همین قساوت... حتی اگر اعدامم میکردم... چطور میشه چون قانون حمایتم نمیکنه... چون زور مرد تو این قانون میچربه شاهد زجر کشیدن دخترم باشم اونم به این شکل اما باز هم کنار یه حیووون صفت شب تا صبح بخوابم؟؟؟

    ReplyDelete
  7. نرگس جان!همه حرف من اینه که ما هیچ مدرکی برای اثبات درستی ادعای خانم فاطمه نداریم.داریم؟کلیتی که من از ماجرا میبینم کمی بوداره...کمی باور کردن این ادعا برام سخته...همه حرفم اینه که یه ذره اجازه بدیم به خودمون فارغ از احساسات سایر احتمالات رو هم ببینیم...در خاتمه باهات موافقم که اگر این ادعا صحت داشته باشه من هم پایه تکه تکه کردن این طرف هستم

    ReplyDelete
  8. میارزه که آدم اعدام شه اما حساب طرف رو برسه...

    ReplyDelete
  9. شاید آزاده جان من نتونستم از دید زنانه به قضیه نگاه کنم...اما دقت کنین حرف من اینه که یه نمور کل قضیه مشکوکه نه اینکه طرف کشته پس باید اعدام شه...من هم موافقم که اگر این اتفاق همین جوری که ادعا میشه افتاده حق طرف بود تیکه تیکه شه اما واقعن یه ذره شک دارم

    ReplyDelete
  10. چشم آزاده جانم!می دونی که من هم همچین نظری در مورد خودم ندارم.می دونم که لاقل مسولیت خودمو پذیرفتم.می دونم که بار خودمو به دوش کسی نمیذارم.می دونم که از آدمایی که برام عزیزن حمایت می کنم همه اینا رو می دونم ولی نمی دونم چرا اینا به چشم نمیان؟گم میشن؟بر فرض که سطح انرژی ماها متفاوت چرا آدمای متفاوت می خورت به پست من؟اما باهات موافقم که برای فعلن بسه...سمعا و طاعتا

    ReplyDelete
  11. اگه نگاهی به آمار و شیوه قتل توسط زنان بندازیم به این نتیجه می رسیم که این قتل (تکه تکه کردن) توسط زنان صورت می گیرا البته اینو باید بگم که تعداد زنان قاتل و بدین روش زیاد نیستند و تعداد مردان قاتل بیشتر از زنان قاتل هستند.... واین نوع قتل ما را به این جا می رسونه که قاتل به یکباره به فکر نرسیده به مرور و بر اثر جراحت های روحی بسیار زیاد دست به هاما در خصوص  اینکه چطور این زن که تا دیشب در بغل طرف بوده امروز....آیا از هم خوابی با او لذت می برده؟آیا برای گذران زندگی بوده یا برای ....؟ و آیا کمند آمار مردانی که به نام عشق بر اثر کمترین سو برداشت خواهر، همسر و حتی مادر خود را می کشند؟کمند مردانی که بعد از کامیابی زن را به قتل می رسانند؟( زنان بسیار کمی دست به تجاوز و بعد کشتن زدند...خیلی کم.... ....)
    ......البته به نظرم این سوال ها هم برای تو مطرح است اما از این دستگاه قضایی انتظار پاسخ داشتن کمی....داماد آبدار چی محل کارم بر اثر بیمار روانی و مصرف مواد مخدر سر پسر بچه 3 ساله خودشو بریده....فبلا همسر این آقا به همین علل بارها درخواست طلاق داده و موفق به گرفتن طلاق و نجات بچه ها نشده و .....حالا کی پاسخ گو است؟

    ReplyDelete
  12. رضا قاری زادهNovember 26, 2008 at 9:05 AM

    خوب از اونجا که امیر خیلی مورد انتقاد واقع شده یه مقدار از انتقاد را به سمت خودم متوجه میکنم و عرض می کنم خدمت دوستان هرچند که دفاع از ناموس کسی که خود متمکن به دفاع نمی باشد از باب دفاع مشروع قابل توجیه است اما قطعا قتل دفاع متناسبی در قبال تجاوز نبوده و تناسب بین حمله و دفاع وجود نداشته و با توجه به این اجمال گویی ها  از لحاظ فنی حکم چندان ناعادلانه نیست هرچند به قول امیر ماجرا بسیار مجمل است و نظر دقیق قطعاً آکاهی کامل می خواهد نه رگ بیرون جهیده ی گردن. تازه به این شرایط باید حکم جنایت در قبال میت را هم اضافه کرد که تازه اگر نفس قتل را در دفاع از باب روانی ( نه از باب حقوقی ) بتوان پذیرفت باز هم مثله کردن را نمی توان چندان توجیه کرد . چه بسا اگر این کار آخر را نکرده بود وکیلش می تونست ادعا کنه با توجه به نوع جرم و رابطه ی مادر و فرزندی دچار جنون ادواری شده و اعدام را به حبس تغییر می داد. ولی باز هم میگم خیلی مجمله قضیه .

    ReplyDelete
  13. کلیت ماجرا به نظر من کمی غیر معقوله
    به هیچ وجه هم نمیتونم هضم کنم به خاطر تجاوز یا هر چیز دیگه ای یه نفر رو بکشی
    ولی اگه فرض بگیریم زنی شوهرش رو در حیت تجاوز به دخترش ببینه و مرد رو بکشه محکومه در حالی که طبق ماده 630 قانون مجازات اسلا‌مي : هرگاه مردي همسر خود را در حال زنا با مرد اجنبي مشاهده كند و علم به تمكين زن داشته باشد، مي‌تواند در همان حال آنان را به قتل خود برساند و در صورتي كه زن مكره باشد فقط مرد را مي‌تواند به ‌قتل برساند.
    حب علی یا بغض معاویه س نمیدونم ولی این که در یک عمل مشابه یکی قاونن اجازه بهش داده شده باشه و یکی محکوم بشه عادلانه نیست

    ReplyDelete
  14. رضا قاری زادهNovember 26, 2008 at 9:20 AM

    ظلم بالسویه عدل نیست بولوت جان اگر انتقادی به این ماده هست از باب جنسیت نیست از باب ماهیت است فلذا راه حل ماده ای که میگی حذفه نه تعمیم

    ReplyDelete
  15. قصد تعمیم دادن نداشتم
    به جای اصلاح این تیپ قانونا قرار به تعمیمشن باشه که قوز بالا قوز میشه

    ReplyDelete
  16. تو این مملکت سیستم با مردم صادق نیست و اکثرا خبر ها تحریف شده به ما میرسه ... اصلا کی برای این مردم تره خرد میکنه ؟ مگه مردم آدمند ؟ خیلی وقته هیچ حقی نداریم . اگه چیزی هم میبینم در ظاهره و کافی یه جا پای یکی از این از ما بهترون در میان باشد . به راحتی حق ما تبدیل میشه به .... ما نمیدونیم کجای ماجرا تحریف شده. و درسته
    یه جای قضیه میلنگه  و تازگی هم نداره و برامون عادت شده ... اما فاطمه همان کاری رو کرده که اگه هرمادر دیگه ای هم بود میکرد . خونش با دیدن ا صحنه وحشتناک به جوش اومده و اون مرد هم حقش همین بوده.

    اما موافقم که حقش اعدام نبوده... حتی اگه به همان شیوه ای که گفته شوهرش را کشته .  یعنی اگه شوهرش هیچ گناهی مرتکب نشده بود هم همین میشد؟

    ReplyDelete
  17. باهات موافقم امیر. این علامت سوال تو ذهن من هم به وجود اومده بود. اگه این مرد معتاد و درب و داغون بود که بشه با روسری خفه اش کرد, پس اون قدری زور نداشته که به زور بخواد تجاوز کنه. اگه به زور نبوده پس مسئله عوض می شه... خلاصه جایگشتها زیادن و طبق معمول دوستان یکی رو انتخاب کرده ان.

    ReplyDelete
  18. من به اینهایش کاری ندارم اما خداییش فکر می کنم اگر من هم کسی را بکشم نهایت تلاشم را می کنم تا کسی نفهمد.شاید هم مجبور شوم برای سر به نیست کردن جسد قطعه قطعه اش کنم . سبعیت و اینها را نمی دانم . خوبی و بدی اعدام را هم نمی دانم.

    ReplyDelete
  19. حرفی نزنی نمی گن لالی

    ReplyDelete
  20. جدی می گی شیما جان؟

    ReplyDelete
  21. دودینگ‌هاوسNovember 27, 2008 at 6:43 PM

    1- مشکل از ماست؛ که وقتی می‌نویسیم، همه‌ی احتمال‌های ذهنی‌مون رو هم حتا با اطمینان تمام می‌نویسیم و وانمود می‌کنیم که تمام موضوع همینه که ما می‌دونیم و می‌گیم.

    2- مشکل از اوناییه که باعث می‌شن اعتماد عمومی به دست‌گاه قضایی کم بشه و یا حتا از بین بره. از جمله خود قوه‌ی قضاییه.

    3- مشکل از دستگاه قضایی‌ه که برای ترمیم اعتماد عمومی -هییییچ- کاری نمی‌کنه.

    ReplyDelete
  22. امیر خوشم میاد که بیشتر از نوک دماغتو میبینی!

    ReplyDelete
  23. مرسی. یکی بالاخره نوشت. یکی اینها رو نوشت. یکی نوشت. جریان اون پادشاه بی لباس بود, سر نترس می خواست.

    ReplyDelete
  24. می دونی اگر مرد فوق الذکر فاطمه را مثلا به خاطر اینکه با معشوقش خوابیده کشته بود حقوق بشرشان چطوری درد می گرفت؟
    داستان اینطوری می شد که فاطمه را به زور شوهر داده اند به این مرد، اما فاطمه همیشه یکی د دیگه  دوست داشته(همون معشوقش) بعد این مرد جانی و قاتل میاد خونه و اون رو اینطوری می کشه و بعد تکه تکه اش می کنه.

    ReplyDelete