Friday, October 12, 2007

سرود ستايش

صدایت میکنم باران:زمانی که واژه هایت، دانه به دانه غبار می روبند از روحم

اسمت را گذاشته ام باد:هنگامی که خیالت سرزمین روحم را،کوچه به کوچه کشف میکند

می نامم تو را ابر:وقتهایی که میبینم غم چشمانت را و جانم در مه گم میشود

میخوانمت رنگین کمان:پایکوبی مردی که ظهور دردانه اش را به جشن نشسته



7 comments:

  1. دلم عجيب خوش است و خواندن اين خطوط هم که ديگر ...

    ReplyDelete
  2. باران باد ابر ... اگر رنگین کمان نبود فکر می کردم که می شد پاییز صدایش کرد

    ReplyDelete
  3. آرمان آريايیOctober 13, 2007 at 5:30 AM

    سلام امير جان..طاعات قبول٬ عيدت هم مبارک...به اميد فردای روشن برای من٬ تو و تمام مردم دنيا

    ReplyDelete
  4. و شما؟؟شايد زمين!

    ReplyDelete
  5. می خوانم تو را بابا شاعر، بابا ايول، بابا دمت گرم، بابا داداش خان

    ReplyDelete
  6. باشد که از ستايش محروم نمانيم !

    ReplyDelete
  7. خواندم و دوباره و چند باره...عجب متنی... آدم را می برد به ته خيالش...سالی يک بار اين دست متن ها را خواندن برای آدم کافيست...دمت گرم باد

    ReplyDelete