Saturday, April 11, 2009

سلام سرمه

سرمه برای این پست نوشته:«خیانت کدام یک را پرت می کند به آن جهنم سوزان امیر؟ خیانت دیده را یا خیانت کرده را؟ یا هردو؟ آن "زنک" که نوشته ای همینطور کلمه ای است مثل باقی کلمه ها یا قضاوت توست درباره ی خیانت کرده؟به چه می گویی خیانت دقیقا؟ زمان و مکان و شخص ندارد؟ برای قضاوت نباید درگیرش باشیم؟ همین ما نیستیم که بار توقع جامعه را ساخته ایم؟ همین ما نیستیم که باید برش داریم؟ حذفش کنیم؟ »


سرمه جانم!فکر می کنم هیچ کس از عواقب خیانت در رابطه زناشویی در امان نمی ماند.حدس می زنم بر قرار کردن رابطه خارج از ازدواج،حتمن مقدمه ای دارد و حتمن جایی در آن رابطه می لنگیده که آدمی رفته آرامش یا لذت یا جاه طلبیش را جای دیگری جسته نه در آغوش همسرش یا کانون خانواده.همه اینها را من می فهمم،برای همین خیلی وقت ها می شود آدم خاطی را درک کرد اما انصاف بده نمی شود تاییدش کرد.نمی شود به خدا!


پرسیدی خیانت یعنی چه؟ازدواج یک تعهد دو نفره است به گمانم.دو نفر آدم می پذیرند که در شادی و غم کنار هم باشند.دو نفر آدم متعهد می شوند با پذیرفتن رابطه ازدواج غیر از پذیرش مسوولیت خودشان،پذیرای مسوولیت ازدواج هم باشند و این مسوولیت یعنی تعهد به حمایت از رشد دیگری،تعهد به برقراری امنیت در یک حریم دو نفره طوری که هر کدام از زوجین قادر باشند در پرتو آن امنیت ببالند و خودشان شوند.اصلن اینها را فراموش کن.در سطحی ترین دیدگاه ازدواج یک قرارداد است که طرفینش متعهد می شوند در برابر یکسری برخورداری ها،یکسری محرومیت ها را پذیرا شوند.حالا مرد یا زن،با هر دلیلی که می خواهد این تعهد را رعایت نمی کند؛نه در آن بالاترین سطح معنوی مسوولیت و امنیت و نه حتی در سطح مضحک یک قرارداد اجتماعی؛اسمش را جز خیانت می شود چیز دیگری گذاشت سرمه جان؟اصلن بیا فرض کن آن دلیل خیانت موجه ترین دلیل جهان باشد،حتی در آن صورت هم جز درک ماجرا، چیز دیگری می شود نثار خیانتکار کرد؟می شود خروج از یک تعهد و زیر پا گذاشتن مسوولیت را به هر دلیلی تایید کرد؟خیانت زمان،مکان،شخص ندارد.خیانت خیانت است.زن و مرد هم ندارد به نظرم و باز هم تاکید می کنم مرز ظریف بین درک کردن این ماجرا و تایید کردنش را کاش بدانیم و رعایت کنیم!


اما در مورد آن لغت زنک!برای زنی که مادر است،همسر است بعد نه مسوولیت مادری می فهمد،نه حرمت همسری.وقتی هم که ماجرایش بر ملا می شود اولین کارش اجرا گذاشتن مهریه است به نظرم لغت زنک ملایم ترین تعبیر ممکن بود.سر جدت بیا زنانه مردانه نکنیم ماجرا را.مرد هم بود و همچین شکری می خورد در مردک گفتن به او تردید نمی کردم!

7 comments:

  1. دختر فروردینApril 11, 2009 at 3:57 AM

    خیانت داغی است که همیشه همراه تو خواهد بود ویک گوشه قلب آدم رو همیشه میسوزاند زمان ومکان ندارد همیشه با توهست.

    ReplyDelete
  2. من خانم میم را اصلا نمی شناسم اما از خودم می‌پرسم اگر مثلا استقلال مالی داشت و اگر مجبور نبود بعد از جدایی از شوهرش به خانه پدری در روستای نمی‌دانم کجا برگردد باز هم به شوهرش خیانت می‌کرد یا از همسرش جدا می شد و می‌رفت هر ماستی دلش می‌خواست می‌خورد.  هر چند به هر دلیلی که جدا می‌شد شاید تو نه اما خیلی‌ها به او می‌گفتند زنک.
    در ضمن من اینها را نگفتم که کار سین را تایید کنم یا توجیه کنم که من هم با تو هر نوع خیانت در تعهد و رابطه را می‌محکومم اما خوب این روزها زیاد به این چیزها فکر می‌کنم.
    و از همه بیشتر به آن پسر کوچک فکر می‌کنم که آیا می‌تواند روزی خودش را از کابوس زنهای بی‌وفا خلاص کند یا همیشه عمر باید وزن سنگین این بختک را تحمل کند.

    ReplyDelete
  3. من نمیفهمم چرا بعد از هرخیانتی همه دنبال دلیل و علت خیانت میگردن... من اصلا نمیفهمم چه دلیلی میتونه وجود داشته باشه که کسی به همسرش خیانت کنه..این مساله زن و مرد برنمیداره... این مساله خیانت صرفا حضیض ذلت انسانیته به ظن من... متنفرم از کسی که خیانت میکنه و متنفرتر از کسی که برای خیانت توجیه میاره...زنک مردک یا هر واژه ای معادل اینها هم برای نشون دادن نفرت من کافی نیست...

    ReplyDelete
  4. من با توجه به اینکه هیچکدوم از طرفین رو نمی شناسم معتقدم یک جانبه به قاضی نمی شود رفت.

    ReplyDelete
  5. این ماجرا حسابی ذهن منو مشغول کرده شاید برای همین هی سر می‌زنم ببینم بچه‌ها چی می‌گن.  دارم سعی می‌کنم از دل واکنشها به مساله خیانت به یه جواب برسم شاید، به جوابی که وجود نداره انگار.  برعکس نرگس به نظر من خیلی مهمه که بدونم چرا همسرم به من خیانت می‌کنه یا من چرا با وجود اون دلم جای دیگه است.  دوست دارم به نسیم هم بگم قوانین حاکم بر رابطه، خط قرمزها، خیلی راحت می‌شکنند اگه ندونی چرا باید بهشون پایبند باشی، تو حق داری یا تو حق نداری خیلی ضمانت اجرایی ندارد کما اینکه می‌بینیم ندارد.
    باز هم تکرار می‌کنم من هم محکوم می‌کنم.  فقط می‌خوام بدونم چرا، اگه دلیل رو ندونم چطور می‌تونم زنی باشم که مردش بهش خیانت نمی‌کنه یا زنی باشم که به مردش خیانت نمی کنه.  اصلا همچین چیزی ممکنه امیر و بقیه بر و بچ؟  فکر می‌کنم همه زن و مردهایی که با هم در رابطه هستند در کابوس جمعی مورد خیانت قرار گرفتند با هم سهیم هستند.  آیا می‌شه یه رابطه امن داشته باشی؟  من این سوال رو حالا و به خصوص این روزها زیاد از خودم می‌پرسم، حالا که می‌دونم انسان و رفتار انسانی بسیار پیچیده‌تر از این حرفهاست.

    ReplyDelete
  6. آزاده جانم دربست حرفت قبول که اگه نفهمی درد طرف ات چیه نمیتونی مطمئن باشی که بهت خیانت نمیکنه...اما آیا بهتر نیست اینقدر به طرف مقابل مجال حرف زدن بدیم که اگه یک جایی کوتاهی کردیم..کم گذاشتیم...درک نکردیم و نفهمیدیم به جای اینکه جای خالی این کم گذاشتن ها رو توی اغوش و نگاه و کلام کس دیگه ای پیدا کنه به خودمون بگه و شاید به این نتیجه رسیدیم که به درد هم نمیخوریم؟؟؟

    ReplyDelete
  7. نمی دونم ولی فکر می کنم یا باید اونقدر جسارت و شهامت داشته باشی که اگه با کسی نمی تونی زندگی کنی خیلی روراست بهش بگی از اون زندگی بکنی و بعد هرکاری خواستی بکنی ولی اگه بنا به هر دلیلی نمی تونی این کار را بکنی حق نداری به خاطر بزدلی خودت زندگی آدمهای دیگر را تباه کنی حق نداری زیرپای طرفتو خالی کنی چون بلد نیستی تاوان اون چیزهایی که می خوای را بپردازی  اصلا زن و مرد هم نداره

    ReplyDelete