Tuesday, November 13, 2007

من هيچ مسووليتی بابت وقتی که برای خواندن اين سطور پايين هدر ميدهید نميپذيرم

یکبار دوست عزیزی به من گفت هر کس وبلاگت را بخواند فکر میکند تو سیاسی کار خفنی هستی که امروز گرفتار میشوی یا فردا...بعد من به خودم نگاه کردم و دیدم همه چیز پیدا میشود الا مرد مبارز سیاسی.من حداکثر یک غرغروی بالفطره ام که با اولین تشر احتمالی خواهم گفت غلط کردم.اصلن مازندرانی شکم چران عاشق زندگی کجا و مبارز مرگ اندیش راه آزادی کجا؟این نکته شد اسباب تفکر در باب اینکه برداشت های ما از نوشته های یک وبلاگ بعضن چقدر میتواند متفاوت باشد با آنچه واقعن یک آدم هست.میشود روشنفکرانه ترین پستها را نوشت ولی در عرصه عمل یک انسان متحجر بود و هکذا...اما من همیشه سعی کردم چیزی که هستم را بنویسم.رو راست باشم با خودم تا آنجا که ممکن است-چون همه ما اسرار مگویی داریم با خودمان و خیلی چیزها هم هستند که نمیدانیم از خودمان-این پست اگر ثبت شود  یک دوره آکادمیک روانشناسی ازش در می آید.چرا دارم مینویسمش؟کودک هراسان درون دارد توضیح میدهد که ببینید من آدم خوبیم؟جستجوگر دو دره باز میخواهد هراسش را از مشکل احتمالی پنهان کند؟بالغ میخواهد از گذشته چراغ راه اینده بسازد؟اصلن شاید دارد نوشته میشود این سطر ها که من برای والد شلاق بدستم یک توجیه نان و آب دار پیدا کنم محض رضای خدا...عرض میکردم که سعی کردم خودم باشم و همه تلاشم ازین به بعد هم اینطور است.تلخ مثل عسل تا وقتی درش بازاست که امیرش امیرانه باشد و بنویسد...این شاید اصلن یک یاد آوری ۴ ستاره برای خودم باشدکه خودم باشم مثل همیشه!

پی نوشت:دارم یه کتاب میخونم از آلن دو باتن به اسم« پروست چگونه میتواند زندگی شما را دگرگون کند»اولین تاثیرش در من شاید همین باشه که تمام پست بالا یکجور سیال ذهن نویسیه خفنه که نوشتنش از ساعت ۹ تا ۱۲ طول کشیده...پروست نخونده دارد زندگیم دگرگون میشود.ببین بخونم چه میکنم

8 comments:

  1. زنده باد!زنده باد!

    ReplyDelete
  2. ايشون حداقل در رابطه با من اشتباه کرده اند(حداقل رو بايد کجای جمله به کار برد؟)همه چيز بهتون می خوره جز سياسی بودن...بيشتر شبيه بلاگ آدم بيکاريه که صبح تا شب نشسته فيلم می بينه و کتاب می خونه(اميدوارم جمله ام توهين آمیز نباشه!چون می خوام ادامه اش بدم!)زيادی تیپ روشن فکره و  شايد زيادی بزرگه!اين اصلی ترين تفاوت نويسنده ی اين بلاگ با منه!اما مهم نيست....لطافت نوشته های اين بلاگ رو دوست دارم!

    ReplyDelete
  3. من کاملا مطمئنم که وقت که هدر نمی رود هيچ٬ خيلی چيزها هم به دست می آيد ... من مطمئنم. ببين کی گفتم

    ReplyDelete
  4. عاطفه(احلام)November 13, 2007 at 4:48 PM

    من الان اومدم بنويسم رئيسم نگام کرد وگرنه اول می شدم.

    ReplyDelete
  5. کارگردان فيلم آلفرد هيچکاکه . اگه اشتباه نکنم تلويزيون خودمون هم چند سال پيش نشونش داد ( البته با سانسور )

    ReplyDelete
  6. همين که اميراميرانه باشی و اين خانه چراغش روشن خوب است.

    پس امير اميرانه بمان.

    ReplyDelete
  7. والا من هم خواندم ولی زندگيم خيلی دگرگون نشد. که اين می تونه به دو دليل باشه. يا فهمم کمتر از درک اين کتابه. يا اين فضا با زندگی قبليم (کنونی) خيلی فرق نداره و نمی تونه دگرگونش کنه.

    ReplyDelete
  8. مسوليت پذير نيستی ديگه من چی بگم آخه!!!

    ReplyDelete