Monday, May 12, 2008

وقتی از رابطه عاطفی حرف میزنیم دقیقن از چه حرف نمیزنیم

به دو نفر از دوستانم که همیشه دلم میخواست یکبار رویم میشد سرشان داد بزنم بابا اینجوری هم نیست
خودتان را فرض کنید توی یک رابطه عاطفی-نترسید بابا جان فرض کنید، گشت ارشاد هنوز نیروی کافی برای ورود به حیطه مفروضات ما را ندارد-سه تا عنصر مهم این وسط وجود دارند:«شما،معشوقتان و خود رابطه».نوع نگاه شما به هر کدام از اینها نقشی انسان ساز در تعیین شکل ماجرا خواهند داشت.اینکه چقدر خودتان را میشناسید،چقدر از ضعف  ها قوت هایتان میدانید،چقدر میدانید در حوزه روابط عاطفی چه میخواهید و مهم تر از آن چه نمیخواهید،سطح استاندارد هایتان و...همین منبر در مورد فرد مقابل رابطه و مهم تر از آن نظرتان در مورد خود رابطه:اینکه یک رابطه عاطفی را نوعی مالکیت متقابل میدانید یا به آزادی طرفین معتقدید یا توقع یک رابطه رمانتیک دارید یا اصل برایتان امنیت است یا...شناختن اینکه از رابطه واقعن و از ته دل چه میخواهید بدون قرو قمبیل روشنفکری از نان شب هم برایتان واجب تر است.
نظر به اینکه نود و نه درصد ما این مشق بالا را خوب ننوشتیم احتمالن در حیطه روابط عاطفی دو تا اتفاق مهم برایمان میافتد:یک وقتهایی ما رسمن خودزنی میکنیم مثلن فردی ممکن است به دنبال یک رابطه رمانتیک باشد،دلش بخواهد مدام احساسات عاشقانه دریافت کند و...کاملن ممکن است این آدم عاشق کسی شود که در بخش ابراز عواطف فشل باشد.بعد همه جوره حس میکنیم چرخ رابطه خوب نمیچرخد اما عشق و هزار چیز دیگر که جرات ابرازش را نداریم نمیگذارد پای ماجرا بایستیم پس رسمن صورت مساله را پاک میکنیم و فتوا میدهیم در یک رابطه جایی چه میدانم برای تامین عاطفی نیست.این فقط یک خود گول زنی رسمیست که بالاخره از یک جای رابطه مجدد میزند بیرون.چاره کار در این موارد پاک کردن صورت مساله نیست حل مساله است:آدم یا از آن رابطه می اید بیرون یا آدم آن طرف رابطه آنقدر برایش ارزشمند است که شروع میکند کم کم-تاکید میکنم کم کم-تغییرات جزیی در فضای رابطه ایجاد کردن تا مثلن بخش عاطفی ماجرا هم نزدیک شود به آنچه که میخواهیم.فحش دادن به روابط عاطفی هیچ وقت کمکی به هیچ کس نمیکند
شق دوم از این هم بد تر است:ممکن است به هزار و یک دلیل چنان خودمان را دست کم بگیریم و احساس پنهان کم ارزشی بر ما مسلط شود که اگر در یک رابطه عاطفی به ما تجاوز به عنف نشود،جیبمان را نزنند و فحشمان ندهند احساس کنیم در یک رابطه مطلوب هستیم.بابا جان تا وقتی سطح استاندارد هایتان تا بدین حد پایین است و خودتان را انقدر دست کم میگیرید و بدتر از همه سطح توقعتان را از یک رابطه عاطفی این همه پایین می آورید به سبیل شاه عباس قسم چیزی جز همین گیرتان نمی اید که نمی آید.بعد به جای اینکه ببینید گیر کار کجاست که دچار یک لوپ روابط معیوب شدید و یک اتفاق انگار مدام دارد برایتان تکرار میشود میروید به رابطه عاطفی بد و بیراه میگویید
چاره کار همه ما شفاف سازی خودمان برای خودمان است و کمی جرات برای تغییر...برای هزینه دادن بابت چیزی که میخواهیم و بالا بردن استاندارد هایمان در مورد یک رابطه عاطفی آن چنان که شایسته شان یک انسان است،همین!

19 comments:

  1. من این تکه ی شفاف سازی خودمان برای خودمانشو خیلی دوست داشتم

    ReplyDelete
  2. اقا امیر قاط زدیم شرمنده
    بس که چند بارکی می خونی
    م
    ما خوانندگان احمقی هستیم

    ReplyDelete
  3. شما تاج سری مریم جان

    ReplyDelete
  4. آخ گفتی...قربون دهنت...

    ReplyDelete
  5. زدي وسط خال آقاي اميرانه
    عينهو شوت منجر به گل آن هام قبل از منطقه هجده قدم!

    ReplyDelete
  6. آن هام= آن هم

    ReplyDelete
  7. آن هام= آن هم

    ReplyDelete
  8. درود به تو .... همین

    ReplyDelete
  9. آهان پس از این لحاظ هم می‌شه

    ReplyDelete
  10. زیبا نوشتین.منتهاش تو عمل پیاده کردنش انقدرام راحت نیست

    ReplyDelete
  11. اوهوم..موافق می باشیم... امیر این پستهات رو بیشتر کن... اصلا من میگم جای تحلیل های سیاسی که تن ادمو میلرزونه از این چیزا بنویس یه چیزی یاد بگیریم :دی

    ReplyDelete
  12. منوچهر سابق !May 12, 2008 at 3:28 PM

    هاااااااا. که اینطور

    ReplyDelete
  13. خیلی از اوقات به قول تو با خودمون هم شفافیم و میدونیم دقیقن چی میخوایم اما ترس از دست دادن اونقدر بالاست که جلوی شعور و تفکر و عمل کردن رو میگیره و این ترس از دست دادن دور باطلی رو ایجاد میکنه که ما در هر دور  در اون بیشتر خودمونو از دست میدیم.فقط مسئله دانستن و خواستن نیست. عمل کردن و امکان عمل کردن چیزی بالاتر از این حرفاس

    ReplyDelete
  14. امیر!عواطف فشل یعنی چی؟من هی دارم دیکشنری چند زبانه ای که در مغزم نصب است را می گردم و چیزی پیدا می کنم

    ReplyDelete
  15. می کنم =نمی کنم

    ReplyDelete
  16. فشل ازین اصطلاح های داش مشتی قدیمیه تهرانیه اگه اشتباه نکنم آلن جان...من به معنای کسی که توان ابراز احساسات نداره استفاده کردم ازش

    ReplyDelete
  17. وای...نمیدونی چقدرآدم میشناسم که"نمیدونن چی میخوان"(یکیش هم الان پشت مانیتوره!)
    ...ولی خداییش خط اولو یه جوری نوشتی که آدم ناخوداگاه به خودش می گیره!!

    ReplyDelete
  18. سخنرانی خوبی بود.
    به طرف رابطه عاطفیم باید بگم تو که لالایی بلدی چرا خوابت نمیبره ؟

    ReplyDelete