Monday, May 19, 2008

حکایت آن مرد که دچار قفلمان در غدد نگارشی شده بود

آدم باید یک وقتهایی به سکوت درونش احترام بگذارد.دقیقن هیچ حرفی برای نوشتن نیست،آمدم بگویم روی من یکی حساب نکنید فعلن...


پی نوشت:صلوات!

18 comments:

  1. اللهم صل علي محمد و آل محمد

    ReplyDelete
  2. ببخشید ولی ما نمی تونیم روی شما حساب نکنیم.شرمنده

    ReplyDelete
  3. گر برسی به کوی ((او)) خموشیست خوی ((او))////زان که ز گفت و گوی ((او)) گرد و غبار می رسد

    ReplyDelete
  4. خوب شد گفتینا...

    ReplyDelete
  5. فکر کنم یا رژیم گرفتی یا می خوای بگیری یا داری به ریم گرفتن فکر می کنی.هوم؟

    ReplyDelete
  6. من اسم اين پديده رو ميذارم :سندروم سكوت وبلاگي

    ReplyDelete
  7. آرمان آریاییMay 20, 2008 at 8:59 AM

    اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم و العن اعداهم اجمعین و بشر صابرین الی آخر...به امید فردای روشن برای من٬ تو و تمام مردم دنیا

    ReplyDelete
  8. به من بگو آخر چرا چراااااااااااااااااااااااااااااااااا

    ReplyDelete
  9. اللهم صل علی محمد و آل محمد

    ReplyDelete
  10. آقا رضای قاری زاده به خیالت اینجا مینی بوسهای سد عباسیه که را به را صلوات میفرستی؟(ارتفاع پست)

    ReplyDelete
  11. امیر جان ،
    این صلوان نثار روح بشه یا جان ؟

    ReplyDelete
  12. مراتب همدردی ابراز میگردد

    ReplyDelete
  13. محمد جوادشکریMay 20, 2008 at 5:27 PM

    سکوت هم بد نیست! منتظریم داداش!

    ReplyDelete
  14. هنو قفلمانی پسر؟؟

    ReplyDelete
  15. باشه!:دی

    ReplyDelete
  16. و قفلمان همچنان باقیست آیا؟ ... کلید پیدا نشد ...

    ReplyDelete
  17. اینو به این عادله خانم بگو که هی به من میگه بیا اپ کن...درک نمیکنه سکوت درون رو که..درک نمیکه :دی

    ReplyDelete