Monday, May 5, 2008

تراژدی کمیک یا کمدی تراژیک؟

آقای میم حدود بیست روز پیش با خانم ر ازدواج کردن.توی این مدت خانم ر موفق شده لباس پوشیدن اقای میم رو به ذوق سلیم نزدیک کنه ایشون رو واداره ادکلن بزنه و کمتر از یک پاکت در روز سیگار بکشه امانتونسته از یه آدم هر چه پیش اید خوش آید ملایم بی مسوولیت یه مرد قوی مصمم پیش رو بسازه...در نتیجه فشار های خانم ر،آقای میم رسمن به قاط زدگی دچار شده،با رییس شرکتش دعواش شده و از امروز نیومده سر کار.در ادامه نهضت جهانی قهر میکنم پس هستم آقای میم امروز گذاشته رفته خونه مامانش اینا و جواب تلفن هیچکس از جمله بنده کمترین و عیالاتش رو هم نداده.نکته ای که ماجرا رو پیچیده تر میکنه اینه که اقای میم و خانم ر روی هم رفته،هشتاد سال سن دارند...اوج دعوا بنا به روایت شاهدان عینی اونجایی بوده که صابخونه خانم ر بهش گفته اجارش از دو میلیون سیصد هزار تومن باید به مبلغ ده میلیون ششصد هزار تومن افزایش پیدا کنه.خانم ر عزای عمومی اعلام کرده و اقای میم هم وسط این هاگیر واگیر نه تنها حمایت شفافی از خانم ر به عمل نیاورده که حتی یادش رفته به خانم ر بگه که یه خونه هفتاد متری از خودش تو حوالی پارک چیتگر داره-آدمیزاده دیگه فراموشی میگیره-خانم ر امروز این ماجرا رو فهمیده و دچار یاس فلسفی شده صورت مساله تراژدی یا کمدی ما به همین سادگیه که براتون نوشتم!
پی نوشت مرموز:خدایا من نمیفهمم چرا بعضی آدما میرن رنو میخرن ولی ازش میخوان به سه سوت بنز بسازن؟
پی نوشت مهم:آدم توی همین حیطه ساده زندگی دو نفره اش هم بخواهد زرنگ بازی در بیاورد خیلی زاغارت است نه؟
پی نوشت رییسانه:بابا جان با عیالتون حرفتون میشه دیگه کار شرکتو چرا میذارین زمین؟
پی نوشت بچه ننه ای:اه اه اه نره خر شونصد ساله رفتی خونه مامانت قهر؟خاک تو گورم خواهر!
پی نوشت مربوط به امنیت ملی:با همکارتان ازدواج نکنید،اگر کردید فورا محل کارتان را تغییر دهید،اگر ندادید لااقل صداقت چاشنی زندگانی کنید اگر نکردید به مادر مکرمتان بفرمایید وسایل اتاقتان را تغییر ندهد احتمالن لازمتان میشود!
پی نوشت عبادی-سیاسی:بر هفت جد احمدی نژاد با این مملکت داریش لعنت که قیمت خونه باید ظرف سه سال چهارصد درصد بره بالا...نوآوریتان شکوفا حضرت مهرورز خان!

22 comments:

  1. دوم این که ای بابا با همون رنوش باید حال کنه اما متاسفانه اغلب من باب همون پروژکشن و ایضا کمبود داماد اغلب همجنسان مکرم ژیان را ببر ژیان می بینن و یا بنز و این می شود که گفتی!

    ReplyDelete
  2. کوکو خانومMay 5, 2008 at 12:46 PM

    وای از قیمت خونه و اجارش نگو که دلم خوووووووونهههههههه

    ReplyDelete
  3. بی نظیرند این آقا و خانوم بزرگ کوچولو!

    ReplyDelete
  4. چی بگم والا...

    ReplyDelete
  5. پی نوشت بی ربط :
    آدم که خانه داشته باشد که نمی رود خانه ی مادرش ... بهتر بود می رفت همان خانه ی هفتاد متری و به دوستان هم زنگ می زد که تخمه و چیپس گرفته و خود را سریعاً به مکان فوق الذکر برسانند

    ReplyDelete
  6. امیر جان ... این دیر سر زدن هایم به علت مشکلات مربوط به اسباب کشی و تغییر خانه است که به لطف مهرورز خان و وزیر مسکنش اوضاع کلی بر وفق مراد است ...
    تو گناه ایشان را بر من ى کمترین ببخشای

    ReplyDelete
  7. این دعوای احمقانه و ساد اگه نخوایم دروغ بگیم برای خیلیامون با اندکی تفاوت ملموسه . باید قبول کرد دیگه

    ReplyDelete
  8. منم در اثر همذات پنداری با خانم ر دچار همون یاس فلسفی شدم و نمی تونم چیزی بگم. همینطور مات موندم ...  

    ReplyDelete
  9. واااااااا خب چرا بناید بگه که خونه داره...  به نظر من به این آقا معنی زندگی مشترک رو یاد ندادن بهش یاد ندادن که آقا شریکی... توی همه چی شریکی...
    پی نوشت هات هم جالبن... گفتم بگبم که نگی نگفتی...

    ReplyDelete
  10. امیر خان ، وقتی پول نداشته باشی که این اجاره های نجومی این روزا رو بدی ، دیگه شونصدساله یا هیجده ساله که فرقی نداره، جفتشون باید کنار خیابون بخوابن؛ تازه با سنو سال آقا و خانوم ر حساب کمردرد و آرتروز و غیره رو هم بکن..نگفتن ماجرای خونه ی چیتگر میذاریم به حساب آلزایمر موسیو!

    ReplyDelete
  11. بر باعث و بانیش صد البته لعنت، شکوفه های نوآوری با شاخه و تنه درخت بخوره تو سرش!

    ReplyDelete
  12. سلام رفیق.خوبی تو؟؟
    دلم برالت تنگ شده بود یل وقت بود نومده بودم نه؟؟

    آره والاه با این زن داریشون!!!!

    حال کردم..مرسی جیگر!

    ReplyDelete
  13. عجب.  چرا آقاهه به خانمه نگفت؟  

    ReplyDelete
  14. خوب اون خونه رو برای روز مبادا گذاشته بوده .هنوز که روز مبادا نشده ، مگه شده ؟

    ReplyDelete
  15. درود
    بابا معترض ای کسیکه صدای اعتراضتو به گوش همه رسوندی!
    ولی خدایی با حال می نویسی حال وکردم.
    به منم سر بزنی خوشحال میشیم .با تبادل لینک چطور مطورید؟
    بدرود

    ReplyDelete
  16. اي بابا روزگار ديگه!!

    ReplyDelete
  17. مرگ قسطیMay 7, 2008 at 5:56 AM

    آقا شرمنده ای میل ما زوارش در رفته!..این ادرس رو چک کن:
    http://shabgoo.blogfa.com/post-21.aspx

    ReplyDelete
  18. راستی اینا یی که با هم همکار هستن حالشون بد نمی شه هی 24 ساعت روز باید ریخت هم و تحمل کنن!!

    ReplyDelete
  19. آقای دیوانهMay 9, 2008 at 6:02 PM

    Morghe be shoharesh mige sare kooche behem migam runeto bokhoram, si..ato bokhoram, khoroose mige negaran nabash ahmadinejad kari karde ke tokhmetam nemitoonan bokhoran! :-B

    ReplyDelete
  20. بابا پی نوشت آخری چقدر خشن بود!
    کار دست خودت ندی.

    ReplyDelete
  21. آدم خندش میگیره والا...

    ReplyDelete