Tuesday, August 10, 2010

در دل من یقینی است سبز، ایمانی به آینده‌ی ایران

دلم می‌خواهد این را بنویسم: دشمن جنبش سبز نه اقتدارگرایان که یاس و ناامیدی است. دلم می‌خواهد برایتان بگویم سبز شدن سرنوشت ایران است و تنها چیزی که می تواند این تقدیر را به تعویق بیاندازد نه هواداران استبداد که دل بریدن از امیدواری نزد همراهان راه سبز امید است. واجب امروزمان به گمانم نه حضور در خیابان که زنده نگهداشتن شعله امید در دل تک‌تک ماست. آینده از آن سبزهاست اگر که دل به زردی ندهند


به خاطر خدا نگذارید هیچ اتفاقی وادارتان کند که تسلیم آن اهریمن تاریکی شوید که در جان یکایک ما خانه کرده و مدام زوزه می‌کشد «هیچ چیز تغییر نخواهد کرد، مگر برای بدتر شدن». همه چیز تغییر می‌کند چون ما تغییر کرده‌ایم و زمانه هم. لبخند بزنید، زندگی کنید. هیچ وقت تاریکی، هیچ کجای جهان مستدام نبوده و هیچ قدرتی نمی تواند جلوی طلوع خورشید هنگام بامداد را بگیرد.


تاب آوردن تاریکی دشوار است می‌دانم با این حال به گمانم این روزها هیچ چیزی جملاتی چون «کاری از دستمان بر نمی‌آید» یا تحلیل های بدبینانه‌ی پر از زهر کلام را توجیه نمی‌کند. از ذره ذره نور قلب‌هایتان مراقبت کنید، روزی در همین نزدیکی جهان را روشن خواهند کرد. صدای ترک خوردن یخ‌ها می‌آید؛ بهار باید ماست، باشید و ببینید

14 comments:

  1. هیچ وقت تاریکی، هیچ کجای جهان مستدام نبوده و هیچ قدرتی نمی تواند جلوی طلوع خورشید هنگام بامداد را بگیرد.
    دقیقن!
    آفرین

    ReplyDelete
  2. بگذرد این روزگار تلختر از زهر

    ReplyDelete
  3. سبز همچون بهارAugust 10, 2010 at 9:50 AM

    فردا ازان ماست ای نسل سرفراز
    با همت بلند آینده را بساز

    ReplyDelete
  4. با فلبی پرنور در انتظار بهار  کشور شب زده ام بودن، با ارزش ترین معنای زندگیمه
    می دونم منم، این خونها چه لاله های سرخی رو به بار میارن بهاااااااااااااااااار...

    ReplyDelete
  5. یادداشت دندان روی جگر را که می خواندم دلم میخواست برایتان بنویسم: چرا می گویید همه ما روزی سبز بودیم؟ الان هم هرکس که تلاش میکند زندگی کند سبز است. چرا نومیدی؟
    اما یادداشت این بارتان دوباره زنده ام کرد. با وجود ضعف و بیماری شدید تصمیم گرفتم بنویسم که حرفتان بهترین حرف برای این روزهاست. نفس زندگی کردن نفس نبریدن نفس امیدوار بودن و تلاش کردن و مطالعه کردن و لبخند زدن و از یاد نبردن مبارزان و رویاهامان یعنی سبز بودن. به قول آن نویسنده بزرگ دوران کمونیسم: طوری زندگی کنیم که انگار کمونیستها وجود ندارند!

    ReplyDelete
  6. پير فرزانهAugust 10, 2010 at 1:02 PM

    بیایید هفته ای یک مطلب را به این موضوع اختصاص دهیم . نگذاریم یادمان برود که ما بیشماریم .
    همواره سبز باشید.

    ReplyDelete
  7. با بیر فرزانه موافقم. این شعار به ظاهر ساده, نترسین نترسین ما همه با هم هستیم یه شعار راهبردیه.
    ما به امید زنده ایم.
    امیرخان کار از ترک خوردن یخها خیلی وقته گدشته کلی از کوههای یخ جدا شدن...

    ReplyDelete
  8. نور محمدی رو می شناسی؟
    همون جوان 24 ساله ای که به 30 سال محرومیت از کارهای سیاسی محروم شد.
    باید ببینیش. باید همه ببیننش. دو ماه انفرادی و هفت ماه از یک سال زندان.
    اصلا یخی نمی بینه که نیازی به یخ شدنش ببینه. خیلی روشن تر و خیلی سبز تر می بینه این روزها رو.
    خاکستری رد می شه. پشتش همه چیزه که سبزه!

    ReplyDelete
  9. عالی بود.

    ReplyDelete
  10. کیمیاگری در پی کیمیاAugust 11, 2010 at 2:02 AM

    wow!!!!!!!!!!!!!!!!

    ReplyDelete
  11. و اما....
    صبح امید دیگری در راه است

    ReplyDelete
  12. به كجاها برد اين اميد ما را...

    ReplyDelete
  13. فعلا مخالفم،اماشاید روزی موافق شدم،من که نمیام اونور،شاید تو بیایی اینورAugust 24, 2010 at 7:32 PM

    هیچ وقت تاریکی، هیچ کجای جهان مستدام نبوده و هیچ قدرتی نمی تواند جلوی طلوع خورشید هنگام بامداد را بگیرد...

    خوب تو که اینو می دونی،چراباورت نمیشه خورشید طلوع کرده؟!
    از نورش استفاده کن دیگه.تادوباره شب نشده.البته می رفت که کشور را به سیاهی بکشانند - بعضی ها! - اما باز می رسیم به اونجایی که:
    هیچ قدرتی نمی تواند جلوی طلوع خورشید هنگام بامداد را بگیرد...

    ReplyDelete
  14. عذر می خوامAugust 24, 2010 at 7:35 PM

    خیلی هم مطمئن نیستم که نیام اونور،یعنی امیدوارم که هیچ وقت نیام اونور.

    ReplyDelete