Thursday, October 27, 2005

بخوان اواز تلخت را،ولکن دل به غم مسپار...

شگفت انگيزی زندگی،با اگاهی به ناپايداريش،در جرات توشدن،در شجاعت من شدن،در شهامت شاد بودن،در روح شوخی،در شادی بی پايان خنده و در قدرت تحمل درد نهفته است(مارگوت بيکل)


۱-استار عزيز!تولدت مبارک...اميدوارم شادی هر طور که ممکنه خودش رو در روز تولدت به تو برسونه!


۲-فيدل کاسترو برام هنوز نوستالژی روزهايی رو زنده ميکنه که ايده های چپ همه زندگيم بودن...سينما ۴ قراره جمعه مستند فرمانده رو به کارگردانی اليور استون در مورد اسطوره چريک پير پخش کنه...ذوق زدم!


۳-اين نوشته نبوی رو که خوندم ياد تو افتادم«...فرمان ماشين را مثل هميشه در دستهايت گرفته بودی و به شتاب ميرفتی...چنان ميراندی که انگار خداوند تو را برای راندن و رفتن خلق کرده...»بعد بگو چرا من اين همه سنگ نبوی رو به سينه ميزنم...هر چند رو راست باشم و يکرنگ...اين روزها همه چيز مرا به ياد تو مياندازد...های بانو! انگار در خيالت محو شده ام.

48 comments:

  1. «فيدل کاسترو»....شايد هيچ ربطی به اون خاطره ای که منو به يادش ميندازه نداشته باشه...ولی وقتی اينو ميشنوم يه حسی بهم دست ميده که ديگه از هر چی چريک و چريکيه .....شايد..شايد به اون دليلی که ........هيچی.....

    ReplyDelete
  2. پنجره را باز کن که ميخواهم هوای تو کنم

    آينه را بياور کنار پنجره

                                           به هوای تو

    هزار چشم خيابان را قاب بگيرم

                                                               هو کنم

    ReplyDelete
  3. سلام بر عکاس بزرگ .. اقا بی زحمت اگه ميشه يه وايد شات از من بيا! مخلصيم ..!

    ReplyDelete
  4. سلام. امیر جان بازم که آسمونه احساست مثل آسمون دیار شمالیمون شد داداش. آرزوی شادیت رو دارم.

    ReplyDelete
  5. پس امیر آقای ما هم عاشق تشریف دارن ؟!

    ReplyDelete
  6. محو شدن تو چيزی که ادم دوستش داره لذت بخشه . پس خوش به حالت !

    ReplyDelete
  7. بانو.من يکی رو ميشناختم به مامانش ميگفت بانو...........

    ReplyDelete
  8. فيلم «بانو» رو ديدی؟

    ReplyDelete
  9. صورتک خیالیOctober 27, 2005 at 7:50 PM

    قائم شهری از ترکه ميپرسه بابا اين روسها چرا اسمهاشون ااينجوريه؟ همشون اوف دارن کوف دارن ....ترکه ميگه مثلا؟ قائم شهری ميگه خب مثل لنين ُ يلتسين ُ استالين!

    ReplyDelete
  10. سلام.......فقط خواستم بعد از مدتها خواننده بی صدای نوشتهات بودن بگم ......سلام

    ReplyDelete
  11. سلام ! من غريبم عاشقم بهم بگو سانچو كيه يا چيه ؟ خيلي آشنا مينويسي  انگار که آدم دوباره بچه میشه و لای شمشادهای پشت حیاط به کسانی که دنبالش میگردن میخنده ... براي  تو فیدل و برای من چه گوارا ...

    ReplyDelete
  12. انتظار بارانی را می کشم / که پلک برهم بگذارم/ باريده است / بانو ! / به تماشای باران ستاره ها / بی چتر / بيا .

    ReplyDelete
  13. فکر کنم اين رو خودت نوشته بودی ... يا من برات قبلا نوشته بودم ... م م م م ... خب يکی ديگهع رو که دوست دارم می نويسم :

    ReplyDelete
  14. لولای شکسته در را عوض می کنم / در را باز می کنم . / می گويم : / بانو ! / خوش آمدی / اگر نبودی / در را می بندم / دوباره باز می کنم .

    ReplyDelete
  15. سلام رئيس .....

    ReplyDelete
  16. امیر آقا شما دیگه چرا ؟ یعنی منی که عاشق نیستم دزدم و قاتل ؟ شما آدم ها رو سه دسته می کنید ؟ عاشق ، دزد ، قاتل ؟

    ReplyDelete
  17. راستی از کدوم کار من راضی نيستی ؟؟!!

    ReplyDelete
  18. من تازه مارگوت بيکل رو کشف کردم و از کشفم خيلی راضيم .

    ReplyDelete
  19. سلام ..جمله ای رو که نوشتی خيلی جالبه .. بازم ممنون

    ReplyDelete
  20. متاسفانه من اون فيلم را چندين سال پيش ديدم و اون موقع سن زيادی هم نداشتم ! تقصير شما نيست ... تقصير منم نيست ... آخه هيچی از اون فيلم يادم نمونده !!!

    ReplyDelete
  21. کاسترو آخرين شخصيت کاريزماتيک جهان است!

    ReplyDelete
  22. نه چتر دارم .نه کفش. پا برهنه باران چشمانت را نگاه ميشوم.

    ReplyDelete
  23. وايييييييييييی تيتر خيلی خوب بود....
    اينکه کاسترو  دوست داری هم يه دليل کاملا عقلانی داره... ديکتاتور درونت قدرت ميخواد....
    برای منم اين ديکتاتور کوچولوه هر دفه يه چيزی ميخواد....

    ReplyDelete
  24. سلام آقا امير ... عذر غيبت ... مطالب قبليتو هنوز نخوندم ... من بروزم ... حتما نظرتو برام بنويس

    ReplyDelete
  25. ممنون....بعضی وقتها راه گم ميشود در مسير زندگی ...کاش می شد زود پيدايش کرد.....

    ReplyDelete
  26. چند وقتی نبودم همه نوشته‌هات رو خوندم بابا خفن عاشقيا!!یاد خیلی سال پیشم میافتم انشاالله که هميشه اينطوری بمونی عاشق شدن آسونه و عاشق موندن خيلی سخته ! در ضمن اون عکاسی از لحظه‌هات ....

    ReplyDelete
  27. و همهء زخمهايم از عشق است ...

    ReplyDelete
  28. امير! اين مطب عکاسی واقعا وصف حال بود...

    ReplyDelete
  29. منم از نبوی خوشم می ياد.هميشه منو ياد پاکی ذهن می اندازه.

    ReplyDelete
  30. بخوان اواز تلخت را،ولکن دل به غم مسپار

    ReplyDelete
  31. امير يادته اون روز اومده بودم خونتون. بهت گفتم پير شدن رو دارم با پوست و خونم احساس می کنم؟

    ReplyDelete
  32. در ضمن از فيدل کاسترو بدم می ياد(با احترام به نظر تو). کسی که يکی از افتخاراتش ۷ ساعت و خورده ای حرف زدنه .و حتما می دونه که در هر سخنرانی ۱۵ دقيقه اول هست که شنونده با شدت و حدت گوش می ده. بقیه اش را چرت می زنه یا تمرکز دیگه نداره.(اینو تو یه کتاب مارکتینگ که به ما تدریس می کردن خوندم)پس نمی تونه زياد عاقلی باشه

    ReplyDelete
  33. ...های بانو! انگار در خيالت محو شده ام.
    ///منم هم در خيال بانويی که دوستش دارم محو شده ام. نه محو نشده ام مرده ام.

    ReplyDelete
  34. فيدل عزيز رو ديدم.... نميدونم چرا رو تصويرش صدای زن گذاشته بودن....

    ReplyDelete
  35. شاید گاهی اوقات شرایط اینطور ایجاب میکنه. سخت نگیر امیر.

    ReplyDelete
  36. سلام. خوشحالم از اینکه نفرت کسانی را بر می انگیزم که قدرت بیان و استدلال ندارند و جواب منطق را فقط با شرخری می توانند بدهند. متعجم نیستم چون می بینم که هم گور داری و هم کفن و کفن پوشان به اعماق گورت رفته و آرمیده ای. راستی در شهر شما کاسه داغتر از آش شدن را چقدر می خرند؟

    ReplyDelete
  37. امير عزيزم . من دقيقا به همين دليل خواسته بودم اين بحث شخصی نشه . می دونم سخته برات اما لطف کن بخاطر گل روی من !!! ((: جوابی واسه اين شخص نذار . ممنونم .

    ReplyDelete
  38. آها...راست ميگيا.....

    ReplyDelete
  39. سلام... کاسترو شايد چريک خوبی بوده ولی به نظر می‌آد رهبر خوبی نبوده باشه... يا حق!

    ReplyDelete
  40. سلام..خوبی...از فيدل خوشم می اد...خيلی دوست دارم بيشتر بشتاسمش

    ReplyDelete
  41. سلام. چشمم باز است و دهانم بسته و فقط تايپ می کنم حقايقی را که برای تو تلخ و کوفت است و به جيش کردن ربطش می دهی. از من نخواه که نقد تو را بی جواب بگذارم که اين کار من نيست. جوابی هم اگر ندهی به نظر من سنگين تری. چون هم خودت را بد جلوه می دهی و هم به قربت الی نگاه بانو سعی در خراب کردن من داری. خواجه را عشق است که گفت با مدعی نگوييد اسرار عشق و مستی... تا بيخبر بميرد در درد خود پرستی... دوش آن صنم چه خوش گفت در مجلس مغانم... با کافران چه کارت گر بت نمی پرستی. يا حق.

    ReplyDelete
  42. ۱-امروز نوشته های نبوی را در بی بی سی می خواندم. همه ش ياد شما بودم./۲- اون تکه ی ما اگر مستيم ، بی گمان هستيم هم خيلی چسبيد.

    ReplyDelete
  43. های بانو سلام!

    ReplyDelete
  44. دیدیم فیلم الیور استون رو ولی متاسفانه نه از اولش. راستی منتظر به روز شدن در پوستین خلق با ماجرا های این هفته هم هستیم ها

    ReplyDelete
  45. تو را بانو مي نامم...بالا بلند تر از تو بسيارند...زيباتر از تو بسيارند...زلال تر از تو نيز...اما بانو تويی....

    ReplyDelete
  46. نخوانده آواز تلخ ،دل غمگين است خيلي سخته امير جان كه بخوان ......

    ReplyDelete
  47. فکر می کردم اينجا کامنت گذاشتم .

    ReplyDelete