Saturday, October 1, 2005

اندر حکايت زاييدن مکرر گاو بنده

شورای عالی دامپزشکی بار گاه کبريايی ذات حق!


ضمن عرض احترام وادب ،بازگشت به اينکه گاوهای بنده به صورت مداوم در چند سال گذشته مشغول زاييدن ميباشند و به تعبيری دايم الزايمان محسوب ميگردند فلذا از حضور ان بزرگواران استدعا دارم حال که بنده هماره گاوم بايد بزايد و بعضا هم به جای گوساله گودزيلا به جهان اورد با اختصاص يک فروند دامپزشک فرد اعلا به اينجانب موافقت فرماييددر غير اين صورت من هيچ مسووليتی را در قبال فوت پی در پی مولودات گاو های فوق  نخواهم پذيرفت .پيشاپيش از مساعدت شما سپاسگزارم.


پی نوشت ۱: ای گندت بزنن امير که هر وقت نيمسوز داره به ماتحتت ميشه تو يهو خزعبلات نوشتنت مياد


پی نوشت ۲: اقای سيد پاکيزه! سر جدت حرفای تخيلی نخواه...يه سنگی بنداز قربون اون شمايل نورانيت که ادم لا اقل بتونه خواب بلند کردنشو ببينه!


 

17 comments:

  1. سلام....يعنی اينقد کم شانسين شما..اين قضيه گوتن زاييده رو بيشتر توضيح ميدادين .

    ReplyDelete
  2. ببخشيد در خصوص مطلب قبلی اشتباه تايپی کردم قضيه گاوتون زاييده منظورم بود.در ضمن بابت معرفی اون کتابم ممنون .حتماْ می خونمش

    ReplyDelete
  3. خنديدم وسط دلگرفتگی..... نمی دونم از تو تشکر کنم يا از خدا که بعد از ۲ ساعت گريه ،۲ دقيقه خنديدم .

    ReplyDelete
  4. شوراي عالي دامپذشكيOctober 1, 2005 at 9:16 AM

    جناب آقاي مهندس امير با سلام . متسفانه كثرت تقاضا در اين زمينه امكان هر گونه مساعدت را از اين شورا سلب كرده فلذا پيشنهاد ميگردد سعي در حصول نتيجه در جهت گيري به شغل شريف گاوداري و گاها گودزيلا داري بصورت خوصي به استخدام دامپذشك اقدام فرماييد . در ضمن این شورا درمورد هر گونه نیمسوز هیچگونه مسوولیتی نمیذیرد .... با تشكر

    ReplyDelete
  5. شوراي عالي دامپزشكيOctober 1, 2005 at 9:20 AM

    متعاقبا از اغلات املايی پوزش ميطلبيم ....اين دبير خونه ما هم ....!

    ReplyDelete
  6. آخی فکر کنم اين گودزيلات هم بميره!..راستی اگه تعداد دفعات خزعبلات نوشتن شما ارتباط مستقيمی با سوختگی داشته با شد عنقريب است که چیزی از وجود منور شما باقی نماند....به همين جهت پيشنهاد می شود برای جلو گيری از صدمات بيشتر، اوقات خود را در آتشنشانی بگذرانیدواگر وظایف محوله اجازه نمی دهد حتما کپسول آتشنشانی در دسترس قرار دهید!

    ReplyDelete
  7. گمونم يه خورده زندگی رو سخت گرفتی؟!هر چی سخت بگيری سخت تر می شه!

    ReplyDelete
  8. حالت خوبه ؟ البته جوابش تابلوه .

    ReplyDelete
  9. بذار بزاد اين گاو لامصب هر چی که بزاد ادم که نميزاد

    ReplyDelete
  10. بايد بگم صاحب يه همچين گاوی، خيلی خوش اقبال تشريف دارن!

    ReplyDelete
  11. گاوها رو پرورش بده خب ! بعدش یه کارخونه لبنیات بزن

    ReplyDelete
  12. قبلآ اينجا آدمها يه چيزايی می‌نوشتن که بقيه هم می‌فهميدن... بعدآ يه چيزهايی نوشتن که خودشون می‌فهميدن ولی بقيه همين‌جور مات و مبهوت می‌موندن که طرف منظورش چی بوده... امير جون! خدا وکيلی خودت فهميدی چی نوشتی؟!!

    ReplyDelete
  13. دايم الزايمانی گاوهای ما يک امر اپيدميه منتها گوساله بعضيا همون اول بسم الله ذبح می شه و گوساله بعضيا هم چنان پرورش پيدا می کنه که هر بنی بشری رو زير خودش له می کنه. اينکه ما جزو کدوم بعضيا باشيم بستگی به خودمون داره.

    ReplyDelete
  14. خرپره ( نماینده ی رسمی بارگاه در وبلاگستان )October 2, 2005 at 8:56 AM

    با درخواست شما موافقت ميشود .

    ReplyDelete
  15. سلام آدرست رو از تو کامنتهای مرضيه برداشتم! نگران نباش بالاخره يه روزی همه چيز خوب می‌شه البته اميدوارم تا اون موقع دور و برت پر از گوساله‌های گاو شده نباشه!

    ReplyDelete
  16. گاوداری رو که پايه ام اسيدی !

    ReplyDelete
  17. زاییدن گاو که به خودی خودش خوبه. این که بد موقع وقت زایمانش باشه سخته

    ReplyDelete