Monday, October 31, 2005

سکوت

فاجعه اين نيست که حرفی برای گفتن نداشته باشی...يا حرف باشه اما گوشی برای شنيدن نباشه...يا چيزی برای نوشتن که انگار جونت بهش بنده...يا...فاجعه اينجاست که مثل حالا چهار بار هی بنويسی هی پاکش کنی...يعنی حتی اين قبرستونم ديگه حريم امن نيست...يعنی هيچ خراب شده ای ديگه مال تونيست...يعنی تو زايدی...زايد!


پی نوشت:موجب مزيد امتنان خواهد بود اگه نه نصيحت کنين نه نگران شين.سرتون سلامت!

30 comments:

  1. ای بابا .....غصه نخور داش امير.......مشخصاتش رو بده من به قلندر بگم سه سوت ديليتش کنه!...تا بفهمه کی زائده(زاييده نه ها)زائد!!

    ReplyDelete
  2. اينکه هيچ قبرستانی حريم امن نيست که درست. اينکه اين مشکل را از روز اول وبلاگ نويسی هم داشته ايم باز هم درست. اما راستش تا حالا درباره ی زاید بودن ش فکر نکرده بودم....

    ReplyDelete
  3. ولی به نظر من شما که خيلی حرف داری کلا ادمی که هر روز وبلاگش اپ ميشه حتما ذهن خيلی فعالی داره...واسه اين که با هاتون هم صدا باشم ..اره همه ما زاييديم...

    ReplyDelete
  4. زايد ؟ شيخ زايد رو ميگی ؟‌

    ReplyDelete
  5. حالا ديدی بعضی کلمه ها وقتی پشت هم رديف ميشند چقد شکل طناب دار ميشند.....

    ReplyDelete
  6. چرا حريم امن نيست ؟ چرا مال تو نيست ؟ چرا پاک کنی ؟

    ReplyDelete
  7. فکر کنم اين جمله مال برنارد شاو است . ميگه : برخی به پديده ها انچنان که هستند می نگرند و می پرسند چرا ... من به پديده هايی که هرگز نبوده اند می انديشم و می پرسم چرا نه ...

    ReplyDelete
  8. اين نصيحت شد ؟؟؟ اگه شد شکر خوردم (: زّت زياد !

    ReplyDelete
  9. امير هيچ حالم خوب نيست از سردرد دارم می ميرم و ۳ تا قرض استامينوفن کدئين دار قوی انداختم اما انگار نه انگار .تخمشم نيست.الان فک ام بدفرم حشری شده که حرف بزنه اما حيف <حرف باشه اما گوشی برای شنيدن نباشه> . ..رفيق می فهممت . خيلی هم می خوامت بزار يکمن سرم خلوت بشه . يه قرار بزاريم و مردونه با هم يکم

    ReplyDelete
  10. گپ می زنيم و مست می کنيم و به دنيا و همه چيز می خنديم.آخه الکل رو دارم ترک می کنم .شد يک ماه که لب بهش نزدم. ميدونی شايد اشتباهم همين بوده که به تنها دل خوشم يه نه بزرگ گفتم.می خوام باز بهش پناه ببرم ...چون مست شدی هر چه بادا بادا باد...

    ReplyDelete
  11. در انتها  اميدوارم حرفام نصيحت نباشه. نگرانتم نيستم چون برا خودت مردی شدی:)) راستی می دونستی نصيحت اصلا من الايمان نيست؟:))

    ReplyDelete
  12. برادر بزرگهOctober 31, 2005 at 11:27 PM

    امير جان اگه تراوشات ذهنيت باب ميلت نبود. خوب!   پاک ‌کردی ...  من با دست گل‌‌هايی که به آب دادم چی کار کنم.!؟  خوبی ماه رمضون اينه که آدم دست گل کم آب ميده .....

    ReplyDelete
  13. شما نگران نگرانی ما نباش! من یکی که نه تنها از خوندن نوشته هات نگران نمی شوم بلکه دچار فرح مضاعف هم می شم!

    ReplyDelete
  14. سلام . نکنه ميخوای بگی به خود شناسی رسيدی :))) (چشمک) جيـــــــگر

    ReplyDelete
  15. ای برادر! بد وانفسايی شده ؛سکوت وقتی خيلی حرف داری يعنی در عين زندگی بری وسط قبر بخوابی...

    ReplyDelete
  16. پيش مياد. گاهی يه کم بيشتر و گاهی يه کم کمتر می مونه. اما ... درسته! فاجعه همينه.

    ReplyDelete
  17. اين پاک کردنای اجباری آدمو حرص ميده.....

    ReplyDelete
  18. خيلی جالبه..هروقت چيزی مينويسی بايد يه پی نوشت هم بنويسی که نگران نشين!...خوبه!

    ReplyDelete
  19. خالی از بغض هميشه

    ReplyDelete
  20. امير با جون و دل می فهمم.دلم براي زمانی که فقط يه پسر رعد بودم تنگه . زمانی که آلن نبودم پسر رعد خطاب می شدم...ديگر اينجا هم حريم امن نيست...

    ReplyDelete
  21. من فکر بستن وبلاگم و نوشتن تو يه قالب جديد با يه اسم جديد .ويزيتور های جديد و قولی که هيچ وقت با هيچ کدامشان ديدار حضوری نداشته باشم. نه فکر نکنيد که از اينکه چند تا دوست خوب از طريق وبلاگ پيدا کردم ناراحتم. بحث يه چيز ديگه است. بحث خودسانسوريه.گفتگو از مرگ انسانيت است.

    ReplyDelete
  22. حريم امن مگه تا حالا آفريده شده؟ چاکرتيم داش امير.

    ReplyDelete
  23. تو هر جا زايد باشی واسه ما يعنی از سر ما زيادی.خودم گوشِت ميشم و صفحه ات که روش بنويسی...(يه کم اروتيک شد ببخشيد)

    ReplyDelete
  24. تو اين سکوت يه دنيا حرف نگفته مونده...

    ReplyDelete
  25. به قول خودت دلت خوش!

    ReplyDelete
  26. ای ولللل تو می نويسی و پاک می کنی من می نويسم و پاره می کنم!!! احتمالا همين روزاست که اعصابم رو هم پاره پاره کنم!!!

    ReplyDelete
  27. پی نوشتت باحال بود، دیگه ناراحتیهای خصوصیت رو هم کمیک مینویسی. فکر کنم فقط یه چیز رو ممنوع نکردی بهت بگن اما برای اینکه در شان خودم نمیبینم بی خیالش میشم:)))

    ReplyDelete
  28. راستی سر تو هم سلامت.

    ReplyDelete