Sunday, October 30, 2005

از نوبرايت مينويسم،حال همه ما خوب است ولی تو باور مکن!

به شدت سرما خوردم،حال رخوتناک کسالت باری دارم...حالا اين سرمو بخوره،يه هم پارتيشنی تو شرکت پيدا کردم که تر گرفته به فضای خصوصيم...راه به راه چايی ميخوره،روزی شيرين دو پاکت سيگار ميکشه و مدام چشمش به صفحه مانيتور منه و گوشش به ۴ کلمه حرفی که پشت تلفن ميزنم...از همه بدتر اينکه يه جورايی سمت استادی برای من داره...وقتی ۴ سال پيش من اومدم تو اين کار يه دوره اموزشی داشتيم که مدرسش ايشون بود...پس من حتی نميتونم باهاش تندی کنم...داشتم با اين حال نزارم در پوستين خلق رو خير سرم آپ ميکردم... انقدر سوال جواب کرد که يادم رفت چی ميخواستم بنويسم...واقعا دارم عصبی ميشم خيلی به اين فضای دنجم عادت کرده بودم...کاملا ريخته بهم!


پی نوشت:در پوستين خلق به روز شد!

29 comments:

  1. هميشه از آدمای مزاحم بدم ميومده....از کسايی که خلوتم رو به هم ميزنن...ميدونم چه حسی داری!

    ReplyDelete
  2. من از آبريزش بينی خوشم مياد...نميدونم چرا!!(ديوونم شايد!)

    ReplyDelete
  3. بده. مواظب خودت باش. فضولی هم بده. ميفهمم.

    ReplyDelete
  4. آخی.....ببين می خوای قلندر رو بفرستم حالشو بگيره!

    ReplyDelete
  5. وای امیر دلم واست سوخت. از دست دادن خلوت همیشگی  سخته برو با رییست حدف بزن بلکه دلش به رحم بیاد به دادت برسه.

    ReplyDelete
  6. آقا قضيه ی آزاديخواهی چيه ؟ در کار سياست تشريف داريد ؟

    ReplyDelete
  7. پنهان نمی کنم که پيش از اين سطرها / دوستت دارم را / می خواسته ام بنويسم / حالا کمی صبر کن / بهار که امد / فکری برای آسمان تو / و سطرهای پنهانی خودم خواهم کرد ...

    ReplyDelete
  8. (: سطرهای پنهانی / حافظ موسوی / موسسه انتشاراتی آهنگ ديگر ... نوش !

    ReplyDelete
  9. تا حالا ديدی کسی بگه به به چه آدم مزاحمی؟ من که هيچ حوصله مزاحم ندارم و برای تو هم خيلی متاسفم که خلوتت توسط کسی به هم ريخته شده.اميدوارم زودتر خوب بشی

    ReplyDelete
  10. بابا تو اين دنيا فين دماغتو هم راحت نميتونی تو دسمال خالی کنی چه برسه که يه گوشه دنجو واسه خودت نگه داری! از اين خبرا عمرا اون دنيا هم نباشه .. اگه بخوام ساده و راس و حسينی بگم بهتره بشاشی به هرچب که ته اسمش به ارامش ختم ميشه ...

    ReplyDelete
  11. the man in the middleOctober 30, 2005 at 2:11 PM

    راس ميگی وقتی يکی اين رقمی تو محيط خصوصی آدم فوضولی کنه اعصاب ميزنه

    ReplyDelete
  12. راستی به اون  بگو سيگار نکش،پسته بخور!....(بوی سيگار هم اين وسط مصيتيه هــا!)

    ReplyDelete
  13. خدا بهت صبر بده ريما جان...

    ReplyDelete
  14. مگه روزه نيست؟!laugh on loud sound

    ReplyDelete
  15. چی کار ميشه کرد امير جان ؟ زندگی سخته ديگه !!!

    ReplyDelete
  16. آخ گفتی! اينی هم که رو به روی من نشسته از همون قماشه. جالبيش اينه که گاهی از بس فضولی مرگ می شه که بهم می گه: می شه اين ای ميلیو که می خونی منم بخونم؟!

    ReplyDelete
  17. مشکل از اون نيست/ عادت نکن برادر من...يادت باشه اين ايراد ما هست که به گذشتنی ها عادت می کنيم و انتظار مانا بودن داريم ازشون...عادت نکن برادرم....

    ReplyDelete
  18. با این اوضاع می سازیم. گوشه های دنجمان را با دیگران تقسیم میکنیم و ناگزیر / باز نفس می کشیم...حتی با دماغ گرفته.

    ReplyDelete
  19. خوب چی بايد بگم من؟

    ReplyDelete
  20. ميدونی بهترين راه برای رهايی از دست اين طرف چيه؟اگه گفتی؟

    ReplyDelete
  21. با وبلاگ و ديار وبلاگستان اشناش کنی و تشويقش کنی يک وبلاگ باز کنه بعد ديگه کار تموم هست . طرف اينقدر خودش سرش گرم وبلاگ خوانی و وبلاگ نويسی ميشه که ديگه به خلت تو کاری نداری.

    ReplyDelete
  22. مايعات گرم مخصوصا ليمو ترش تو اب گرم را هم فراموش نکن. بخور هم حالت بهتر ميکنه .

    ReplyDelete
  23. اميدوارم تا اخر هفته مشکلاتت حل نمی شه حداقل کم بشه .

    ReplyDelete
  24. اگه انقدر نزديکته حتما تا حالا وبلاگت رو پيدا کرده خونده و خودشو جمع و جور کرده...!!!

    ReplyDelete
  25. صورتک خیالیOctober 31, 2005 at 8:18 AM

    ببين عمو! من همين الان جنگ آخر الزمان رو تموم کردم...خوب گوشات رو باز کن ببينم چی ميگم مردک ژاگونسو...نميتونم بگم از کتاب خوشم نيومده ولی اگه نميخوندمش هم اتفاق خاصی نميوفتاد! چون حداقل ۲۰۰ صفحه زيادی داشتُ حالا ميخام برم زوربای يونانی رو بخرم ُ اولا که کتاب مورد نظر با ترجمه محمد قاضی پيدا نميشه و من فعلا دهنم صاف شده دوما اگه از کتابت خوشم نياد بلايی که سر ابوت ژوائو آمد سرت مياد ..چه سر تو چه سر اون سانچو حالا من گفته باشممم!

    ReplyDelete
  26. سلام... من که خودم گفتم باور نمی‌کنم... ضمنآ برای کاری که از ارادت خارجه جوش نزن و حرص نخور... يا حق!

    ReplyDelete
  27. گل بود به سبزه نيز آراسته شد!

    ReplyDelete
  28. man az abrizeshe bini badam miad,vali asheghe fozoliam,,,,kheili vaghte delam vasash tang shode,,,,,,akhhhhhhh eeeeeeeeeeeeeeeeeee

    ReplyDelete
  29. عادت ميكني بهش. اونم اينجوري نميمونه. يواش يواش اصلاح ميشه. شما اراده ات رو براي آپديت كردن از دست نده، همه چي درست ميشه.

    ReplyDelete