Saturday, July 1, 2006

سلام شبح

صداهايی هست که شنيدنشون آدم رو پرت ميکنه به گذشته و دوران تلخ و شيرين دانشجويی.صداهايی هست که هنوز اون ته دلت نميدونی ميخوای دو باره بشنويشون يا نه...صداهاييه که آدم رو وادار ميکنه به رقصيدن با اشباح...

31 comments:

  1. می شنوم می شنومشان...

    ReplyDelete
  2. ميشه با اشباح رقصيد و لذت برد...

    من البنه یادم رفته همه چیز

    لذت بردن رو

    خندیدن رو

    گریستن رو

    متکثرم خیلی

    و غرغرو ...

    ReplyDelete
  3. رقصی چنين ميانه ميدانم آرزوست

    کز ديو و دد ملولم و انسانم آرزوست

    ReplyDelete
  4. دوست داری يه حرف قشنگ بشنوی

    ReplyDelete
  5. واقعا چرا؟ ... آخه چرا اينطوريه؟ ... منم می رقصم ولی من با اشباح نه ... اشباح با من ... منو وادار می کنن ...

    ReplyDelete
  6. صورتک خيالیJuly 1, 2006 at 8:52 AM

    حالا چی ميرقصی؟~!

    ReplyDelete
  7. منوچهر سابق !July 1, 2006 at 9:57 AM

    قربان من و شما هم جزو اشباهيم ....

    ReplyDelete
  8. من نمی دونم چه هيزم تری به اين پرشين بلاگ فروختم که انقدر با من لجه . از صبح تا حالا ۳ دفعه اومدم کامنت گذاشتم اما پريد . اين يکی رو نمی دونم

    ReplyDelete
  9. يه کمی ترسناکه اما ترسش دلنشينه ...

    ReplyDelete
  10. نگرفتم!به هر حال خوش باشی.

    ReplyDelete
  11. ..::{ پراکنده }::..July 1, 2006 at 3:08 PM

    اگه تو مد برگشتن به عقب باشی، هر نشونه ای برت ميگردونه به اونجا که نبايد ديگه باشی ....!

    ReplyDelete
  12. با چه آهنگی؟!

    ReplyDelete
  13. چه کيفی ميده!

    ReplyDelete
  14. سلام. خوبی؟ چی شده، اینجا چه خبره؟

    ReplyDelete
  15. عين صدای رگبار که ميکوبه روی کانال کولر که منو یاد روزهای خوبی میندازه...عين صدای رعد و برق که منو ياد تلخترين خاطره هام ميندازه

    ReplyDelete
  16. مثل صدای دلکش وقتی می خونه: عاشقم من، عاشقی بی قرارم....

    ReplyDelete
  17. تا وقتی سانچو هست شبح چه کاره است !؟ سانچو بد عمل کردی ها ! کجانی ؟

    ReplyDelete
  18. بابا حميد سابقJuly 2, 2006 at 2:32 AM

    دوران تلخ دانشجوئی!...عليرغم همه سختی ها  رفيق روزهای سرد و برفی با حضورت . با رقصهايت . با نق های گاه و بی گاهت .با دل تنگی هايت و.....حال کرديم در زلالی يک دوست همشهری هم دانشگاهی.بابای خوبی نبودم رفيق ولی اگر عمری باقی بود مجال جبرانی ....شايد.

    ReplyDelete
  19. بعد از اين همه وقت غيبت فکر ميکرد خيلی از قافله اميرانه عقبم اما انگار اينجا هم روزگار با صاحب خونه اميرانه ما سر سازش ندار.. نا ميزونی پسر..؟ نبينم...

    ReplyDelete
  20. سلام امير جان خوبی؟

    ببخشيد اين چند وقته نبودم.........

    ..............

    .............

    ............ريشه ها در خاک

    ريشه ها در آب

    ريشه ها در فرياد

    شب از ارواخ سکوت سرشار است

    و دست هایی که ارواح را می رانند

    ...

    .....دو شبح در ظلمات تا مرزهای خستگی رقصیده اند

    ما رقصیده ایم

    ما تا مرزهای خستگی رقصیده ایم

    د.و شبح در ظلمات با رقصی جادویی خستگی هارا باز نمو ده اند

    ما رقصیده ایم

    ما خستگی هارا باز نموده ایم

    شب از ارواح سکوت سرشار است

    ریشه ها از فریاد و رقص ها از خستگی.......

    .............................

    ReplyDelete
  21. ببخشيد اين بدون نامه من بودم

    ReplyDelete
  22. و صداهايی ست عجيب نزديک به تو عجيب نزديک به من

    ReplyDelete
  23. من بودم

    ReplyDelete
  24. صدای فاصله هايی که غرق ابهام اند.گاهی وقتی ها می ترسم آن صدا ها از توی سرم بريزند بيرون و وسط خيابان من بلند بلند با خودم حرف بزنم ناچار دندان هايم را محکم به هم فشار می دهم.گاهی وقت ها هر چه اشباح را صدا می زنی سراغی ازت نمی گيرند.

    ReplyDelete
  25. بعضی وقتها آدم يه صداهايی رو نمی شنوه که بايد بشنوه اونم صدای مرگه!

    ReplyDelete
  26. خوبي اميرجان ؟

    ReplyDelete
  27. اومدم کامنت بزارم ولی در مورد اين پست نميدونم چی بگم!

    ReplyDelete
  28. من هنوز توی دوران تلخ و شيرين دانشجوييم! برا همين از اين صداها سراغم نميان! ولی خيلی وقتا خيلی چيزا رو دوست ندارم بشنوم!

    ReplyDelete
  29. پس من تنها نيستم که اين صداها رو ميشنوم، بوها رو استشمام ميکنم وتصويرها رو ميبينم. گاهی بدجوری قلبو فشار ميدن.

    ReplyDelete
  30. ميدونی امير گاهی وقت ها ديدن اشباح بد نيست .کپنک اياز که بد نيست . اينکه چه روزهای ی بر ما گذشته و ميگذرد.

    ReplyDelete
  31. ردپاي ايامJuly 2, 2006 at 7:12 PM

    آره ، گاهی اوقات برای بعضی هاشون شديدا دلم تنگ ميشه و بعضی ديگه شون کماکان چندش آوره ........ مثل : وَََِ رَ قو بده بياد .... وخيلی ديگه که گفتنشون اينجا به صلاح اسلام ومسلمين نيست..... ولی تلخترين قسمت قضيه يادگار آنهائی ست که الان ديگه نميشه بهشون گفت دوست!!!!!!!

    ReplyDelete