Sunday, July 30, 2006

دلتنگی هايی که حتی باد هم درنمی يابدشان

وقتهايي هست که احساس بيچارگي ميکنم،نايي حتي نميماند براي عصباني بودن.وقتهايي هست که احساس ميکني چه بودن حقيري داري و چقدر در مورد خودت به گزافه، بالا و بلند فکر ميکردي.وقتهايي هست...


پي نوشت از سردلتنگي:غصه نخور سلما! ما همه خيلي وقت است که اصلا انسان بودن يکديگر را نميبينيم.ما هيچ کدام نميبينيم!


پي نوشت توضيحي:تا متهم نشدم به رابطه افلاطوني و نا افلاطوني با سلماي  پي نوشت بالا،عارض شوم که سلما کاراکتر اول فيلم رقصنده در تاريکي،به کارگرداني لارس فون تريه است...فيلم را نبينيد مگر اينکه مثل من پيه اشک ريختن فراوان و تلخ شدن بي پايان را به تنتان بماليد...غريب فيلم نفس گيري بود!

26 comments:

  1. با اينهمه چه بالا، جه بلند پرواز مي كني ...

    ReplyDelete
  2. به هيچ رابطه محکوم نميشی چه افلاطونی چه غير افلاطونی.......فقط  وقتهايی است....... انم چه وفتهایی......

    ReplyDelete
  3. ...آیا شما که صورتتان را

    در سایه‌ی نقاب غم‌انگیز زندگی مخفی نموده‌اید

    گاهی به این حقیقت یاس‌آور اندیشه می‌کنید که

    زنده‌های امروزی چیزی جزتفاله‌ی یک زنده نیستند؟...

    ...حق با شماست

    من هیچ‌گاه پس از مرگ‌ام

    جرئت نکرده‌ام در ایینه بنگرم

    و آن‌قدر مرده‌ام

    که هیچ چیز دیگر مرگِ مرا ثابت نمی‌کند

    افسوس من مرده‌ام

    و شب هنوز

    گویی ادامه‌ی همان شبِ بیهوده است.

    «فروغ»

    ReplyDelete
  4. آقا!

    حسابی بهره بردیم از مطالب تون.

    ضمنا، فیلم رو دیدم و اشکی هم نریختم. چون سرتاسر فیلم می خواستم صحّت ادّعای کارگردان رو مورد بررسی قرار بدم که گفته بود از یکصد دوربین، برای فیلم برداری، از این اثر، بهره گرفته.

    ReplyDelete
  5. زيادی همگی با خودمون مشغوليم.

    ReplyDelete
  6. نسخه ای از اين فيلم می تونی کپی کنی .دنبالشم....

    ReplyDelete
  7. لازم به ذکر است که صواب اين عمل به حساب آن دنيای شما منظور گرديده و ممکن است با اين کار خير با حوری پری محشور گرديد!!!

    ReplyDelete
  8. آخ نگو نگو امير که دلم کبابه

    ReplyDelete
  9. سلام. اومدم يه چيزی بنويسم والله کامنت تجارت اينترنتی رو خوندم کپ کردم. بابا پاشو با اين برو تايلند دلش خنک بشه.

    ReplyDelete
  10. خوب فيلم نفس گير نبين عزيز دل! مجبورت که نکرده اند :) از شوخي که بگذريم گاهي لازم است تا آدم واقعيتهاش رو فراموش نکنه. زت زياد.

    ReplyDelete
  11. زبان مادریJuly 31, 2006 at 2:01 AM

    غريب فيلمی بود اين رقصنده.از اونايی که ترجيح ميدی در توضيحش فقط سکوت کنی...

    ReplyDelete
  12. سلام امير عزيز

    برای دلتنگيت دلتنگم و اميدوارم بدونی که آدمهای اين دنيا همگی مسخ شدن . منهم فيلم رو ديدم و واقعا اون دردی رو که ازش حرف زدی لمس کردم . تلاشی که سلما برای بدست آوردن پول جراحی پسرش می کنه و اون کلانتر پست فطرتی که به دست اون برای دزدی کشته می شه همگی نوعی حالت اعتراض گونه داره . اعتراض به سرمايه داری ( کاپيتاليسم ) امريکايی و از طرفی تغيير ماهيت اخلاقی آدمها وقتی در جدال با پول قرار می گيرند و همين طور اهميت پول در زندگی همه انسانها و اين در حاليه که همه ما اين واقعيت رو نا ديده می گيريم . و شايد بيشتر حرف ترير روی اين مساله بوده من آخر فيلم برای نه درد سلما که برای درد انسان بودن و جامعه رو به سرازيری اخلاقی مون غصه خوردم . آره رفيق اينه درد اين زندگی .

    روحت شاد

    دلت آرام

    يا حق

    ReplyDelete
  13. مهدی هنرپردازJuly 31, 2006 at 3:07 AM

    اين پستت داره من رو به همون جايی می‌بره که اين اواخر داشتم دست و پا می‌زدم ازش بيرون بيام.

    ReplyDelete
  14. خيلی وقتا هست که می فهميم هيچی نيستيم...اصلا کی هستيم؟؟؟ اصلا به چه درد ميخوريم؟؟هيچی... اونوقت خيلی وقتا هم هست که هيچ کاری نميکنيم که جواب اين سوالها رو پيدا کنيم و هيچوقت هم نميرسه که تلاش کنيم برای اينکه حقير نباشيم... اخه ما چرا اينجوری ايم؟؟؟

    ReplyDelete
  15. ر ا ی ع ت بJuly 31, 2006 at 5:08 AM

    no response to pageing!

    ReplyDelete
  16. فيلمش فوق العاده بود. يادمه تا سالها کسی اگه میپرسيد بهترين فيلمی که ديدی و خوشت اومد چی بود ميگفتم رقصنده در تاريکی. يادم نيست اشک ريختم يا نه اما فوق العاده واقعی و logic  بود. منم که..

    ReplyDelete
  17. شراره بشراJuly 31, 2006 at 7:23 AM

    بلو از کيشلوفسکی را هم دريابيد .... آسمان سرپناه برتولوچی .... تاک تو هر ...

    ReplyDelete
  18. وقتهايی هست که  فقط دوس داری بشينی و به ديوار نگاه کنی

    ReplyDelete
  19. بابا حميدJuly 31, 2006 at 11:51 AM

    حالم گرفته است از اين کثافت کاری در قانا . کثافت ها آخه بمب باران بچه های ۵ .۶ ساله هم هنره ؟

    کفتارهای جهود

    اولين باره که از اسرائيل اینقدر متنفر شدم  به اندازه تمام رژيم های کثيف و مکار خاور ميانه ای  که اشک تمساح ميريزند به پيکر بيجان دختر بچه معصوم لبنانی .به کدامين گناه کشتيد؟ جانورهای کثيف جهود.

    امير حالم اساسی خراب شده.......

    ReplyDelete
  20. اره امیر جان خیلی فیلم غم انگیزی بود. تا چند روز احساس می کردم چه زنده های بی ارزشی هستیم.

    ReplyDelete
  21. فيلم رو نديدم. اسمش يادم باشه.

    درباره ی اين پست ِ خيلی غم انگيز... حرفی نمی تونم بزنم.

    ReplyDelete
  22. سلام امير جون ... نميدونم چرا اما خيلی ها حال شما رو دارن ... شايد اينم خصيصه ی روزگاری که ما توش زندگی ميکنيم

    ReplyDelete
  23. وبلاگ خوبی دارید

    اگر دوست داشتید لوگوی من را در وبلاگتون داشته باشید این کد لوگوی منه:

    <p>

    <a style="color: #0F55B4; font-weight: bold; font-size: 8pt; text-decoration: none; font-family: tahoma, tahoma, sans-serif; line-height: 150%; margin: 0px" href="http://www.GHYS-OF-INTERNET.persianblog.ir">

    <img border="0" src="https://www.sharemation.com/refighbaz1341/Guys%20of%20Internet%201.gif?uniq=6cl1so" width="100" height="100"></a></p>

    ReplyDelete
  24. ایول! من هم فریدا رو دیدم کلی حال کردم  اولش گفتم که انتونیو باندراس باشه سلما هایک هم باشه... چه شود... ولی در طول فیلم اینا باهم زیاد کار نداشتن...

    ReplyDelete
  25. ولی هنوز رقصنده در تاريکيو نديدم

    ReplyDelete